مرسی آقای خاله قضی
کار کردن خیلی خوبه ولی زمانی که خوب وبدون دردسر اجرا بشه کارمن پراز دردسر و استرسه.....مثلاهمین چندروز پیش بخاطر شکایت یکی از مشتریا از صندوقدار دفترمون هنکارم دادگاه احضار شده گریش گرفت گفت من تاحالا پام به کلانتری نکشیده حالا باید پام به دادگاه بکشه میترسم جریمه بشم بعضی از ارباب رجوع واقعا صحبت کردن باشون مشکله اشکال از سیستم رو اشکال رو ازخودپرسنل میبینن وتو روی تو میگن تو دزدی ومیرن بیرون اون لحظه من نمیدونم چی بهشون بگم وهم اینکه راحت بودن باهمکارای مرد.....تومحیط کارم من خیلی کم حرف میزنم حتی بیشتر اوقات همکارای مرد بام خیلی حرف میزنن ولی من فقط شنونده هستم کلن شخصیتم طوریه که دوست ندارم باشون گرم بگیرم واطلاعات بدم........ولی همکارام که خانم هستن راحت میبینم که باشونگرم میگیرن واز ریزو درشد زندگیشون میگن وسربه سرهم میزارن........راحت بودن با همکار مرد برام یکم مشکله ورابطم فقط درحد سلام وخداحافظه ویا سوال کردن درمورد کار
تمرکزم کم شده بعضی کارها رو اشتباه وجابه جا انجام میدم نمیدونم چرا اینقدر گیجم.......تازه پدرم رومیخوام آمپول بزنم یه دفعه اشتباه زدم وزود متوجه کارم شدم........خیلی ترسیدم همیشه من آمپولش میزنم ومشکلی پیش نمی اومد ولی الان تازه یدفعه گیج شدم وآمپول اشتباه زدم خیلی ناراحت شدم خودم سرزنش کردم که چرا هی باید اشتباه کنم وتازه نزدیکبود کاردست پدرم بدم انگارنمیتونم به خودم اعتماد کنم حتی توصحبت کردن بعضی وقتها تعادلم ازدست میدم کلمات جابه جا میگم دیگه حالم ازگیج بازیای خودم بهم میخوره واین مخ هنگ کردنها...................اسمس مینویسم ارسال میکنم بعد که میخونم میبینم 10جاش اشتباه املایی وانشایی داشتم قبلا اصلا اینطور نبودم ولی این چندماه اینطور شدم تمرکزندارم
- - - Updated - - -
آقای خاله قضی بزار توکارم ثابت بشم موفق بشم حقوقم کامل بهم بدن اون وقت حتما بهتون شیرینی میدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)