[QUOTE=khaleghezey;320673]خوب خدا خیرت بده با این خواهر شوووهری که داری سعی کن کم کم برین جلو بابا دیگه شوووهر شما خیلی حساسه!!!!!!!!!!! والا من یکی مرد اینجور یتا حالا ندیده بودم بازم خداروشکر خوش سلیقه هستش.
خوب شما از این به بعد با خواهر شوووهرت هماهنگ باش بگو یه سری تغییرات کوچیک کم کم انجام بدن بقول معروف مثل همون داستان معروف غورباقه که انداختنش توی یه قابلمه زیر گاز رو کم کم زیاد کردن(البته این یه مثال بود خدایی نکرده قصد توهین یا بی احترامی اصلا نداشتم)
اتفاقا واسم خیلی جالبم بود مشکلتون اصلا هم خنده دار نیست که خدایی نکرده بخوام این جسارت رو کنم شما رو به سخره بگیرم.ولی توی این موارد بنظر من موفقیت های کوچیک هم خیلی خوبه باید یکم بیشتر صبور باشین
ممنون خاله قزی میدونید چیه ؟آخه بیشتر وقتا میخرم تا اینکه بدوزم.درسته شوهرم خیلی خیلی حساسه همش باید مواظب باشم که یه چیز نگم که بهش بخوره .یا وقتی یه چیز انتخاب میکنه میگه این خوبه میگم آره خوبه شاید از ته دل خوشم نیاد اما قبول میکنم.....حرفتون درسته واسه همینه که سرکو چکترین حرفی که میتونم بهش بگم خوشحال میشم و میام مینویسم. واقعا انرژی میگیرم .









علاقه مندی ها (Bookmarks)