ممنون ازهمه دوستان
شیداجان میدونم وقتی تاپیک روخوندی عصبانی شدی ومثل قبل بهم توپیدی
میدونیددردم چیه؟
سروکارمن باهرجاوهرکس هست اونجامن روبه عنوان نامزدش معرفی کرده وقتی به یه اداره میرم همش میپرسندفلانی چطوره من چی میتونم بگم جزاینکه سکوت میکنم
تمومش کردم تحقیرشدم ولی چرابامن اینکارروکرد؟
من که باهاش کاری نکرده بودم چراهمش به روح داداشش قسم میخوردکه قصدونیت بدی نداره وقصدش فقط وفقط ازدواجه
من نمیدونم وقتی به محیط کاری میرم چطوربهشون بگم که ماتموم کردیم من رابطه ای بااین اقاندارم
همون موقع که شماتاپیک گذاشتیدمن تموم کردم ولی بعدازمدتی برگشت ومن به مشاورمراجعه کردم بنابه توصیه مشاور که بهم گفت کارهای تحقیقاتی روبه ایشون بده من هم به ایشون دادم ولی اخرش به تحقیرخودم منجرشد مشاوربهم گفت که بذاربرات یه کاری انجام بده تابدونه برات مهمه ولی کاش به توصیه هاش عمل نمیکردم
یه جلسه هم پیشش نرفتم نزدیک ده پانزده جلسه رفتم
من تمومش کردم چون اوایل حتی فکرزندگی بدون اون دیوونم میکرد وابستش شده بودم فقط زندگی روبااون میدیدم خودم روجمع وجورکردم وابستگیم کمترشد
فقط وفقط محیطهای کاری اذیتم میکنه چون اکثراازاشناهای نزدیک ایشون بودندوهستندوقتی میرم همش بهم نگاه میکنند ازم حالشومیپرسند و...








علاقه مندی ها (Bookmarks)