مرسی از همتون...
راستش زنگ زدم به یکی از آشناهام نگفتم برای چی ولی گفتم یه روانشناس خوب بهم معرفی کنه دارم برنامه میریزم که برم باهاش ولی
زنگ که زدم مشاور گفت تا بعد تعطیلات عید پذیرش نمیکنه...جای دیگه ام همینطور...
نمیدونم تا اونموقع چطور رفتار کنم باهاش...
هر دقیقه زنگ میزنه و معذرت خواهی میکنه...
من بعد زدنش کلا 2.3 روز جواب ندادم . گفتم میخوام تموم کنم..
ولی الانام که جواب دادم خیلی سرد برخورد میکنم...
همین 1 ساعت پیش زنگ زد و کلی معذرت خواهی و التماس کرد که دست رو قرآن میذارم دیگه همچین اتفاقی نیافته و دیگه هرچی تو بگی و ...
گفتم باید بری پیش روانپزشک و مشاور..گفت هرچی تو بگی ..فقط کمکم کن خوب شم...اگه مریضیه دیگه ای میگرفتم ولم میکردی؟؟؟
گفت همهکار میکنم که مطمین بشی چیزیم نیست و اونی شم که میخوای...
نمیدونم باید حرفاشو باور کنم یا نه...
یا تو این مدت تا بعد عید که بریم مشاوره چه جوری برخورد کنم باهاش؟؟؟
هنوزم سرد باشم؟؟
یا کنارش باشم؟؟؟
نمیدونم اصلا...
میترسم اگه دوباره باهاش خوب بشم برگرده به رفتارای قبلش قبل مشاور..
البته گفتتم که باشه جوابتو میدم ولی یکبار کوچکترین توهینی کنی واسه همیشه از زندگیت میرم...
قول داد بهم...
میگه تازه فهمیدم چه اشتباهی کردم...
نمیدونم تا بعد عید چطور رفتار کنم که این مساله خراب نشه و راحت بیاد مشاوره باز...
- - - Updated - - -
راستش راجع به در جریان گذاشتم خانوادمم چون از اول یکم مخالف بودن سختمه...
میخوام مرحله آخر اگه واقعا نشد بگم...
آخه ما یکم سطح خانوادگیمون از لحاظ مالی و فرهنگی و تحصیلات با هم متفاوته...
نه اینکه اصلا بهم نخوریم ولی خوب خانوادم همیشه میگفتن واسه تو زوده و مورد های بهتری خواهی داشت..و کلا ازدواج دیر مرسوم تو ما..
من پدر و مادرم دکترا دارن و خودمم دارو میخونم...کلا تو خانواده ام یه همچین بحثایی نبوده اصلا...زدن و شک و..!!!!
چون انتخاب خودم بوده خیلی واسم سخته که بگم اشتباه کردم...
وای دعا کند مشکلم حل شه...![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)