این واقعاً یکی از پیچیده ترین نکته ها و درعین حال اساسی ترین مسئله بین دختر و پسر در ایرانه و ما پسرا رو خیلی گیج می کنه و چه بسا همین رفتارها باعث می شه چه عشق هایی که به وصال نرسند. واقعاً نمیشه راحت نظر داد جواب اصلی ایشون چی بوده. من هم جای شما بودم برداشتم جواب منفی بود. یه مثل بزنم از خودم براتون. من هم تقریباً هم سن شما بودم که در دانشگاه عاشق یکی از همکلاسی هام شدم. ایشون رفتارشون جوری بود که نشون می داد از من خوششون میاد. خوش خیالی من هم نبود هر کسی بود متوجه می شد که یه تمایلکی داره. خلاصه بعد از ماهها من رفتم مستقیم موضوع رو بهش گفتم و یه جورایی غیر مستقیم خواستگاری کردم. یعنی تقاضای شناخت برای یک رابطه ی جدی رو کردم. ایشون قبول کرد در همون چارچوب دانشگاه می تونیم گاهی اوقات صحبت داشته باشیم اما نه بیشتر.
من هم خوشحال شدم و فکر کردم جوابش مثبته. یادش بخیر تو پوست خودم نمی گنجیدم. اول و تا الان آخرین کسی بود که عاشقش شده بودم. بعد از اون مکالمه دو بار هم تلفنی حرف زدیم و حال و احوال کردیم. همه چی اوکی بود. ولی روزهای بعد که دانشگاه دیدمش بی محلی مطلق می کرد. اصلاً من رو کاملاً نادیده می گرفت. انگار نه انگار که وجود دارم. خیلی تابلو. بعد دو سه روز ازش خواستم که بیرون دانشگاه صحبت کنیم. قبول نکرد گفت دارم می رم جایی کار دارم. به گوشیش زنگ زدم گفتم چیزی شده؟ چرا رفتارتون اینجوری شده؟ گفت نه چیزی نشده. گفتم از من چیزی دیدین؟ گفت نه. بعد گفتش من فکرامو کردم. فکر می کنم بهتره هیچ رابطه ای بین ما نباشه. من گفتم دلیل خاصی داره؟ گفت نه دلیل خاصی نداره. خلاصه هیچ دلیلی ذکر نکرد. من هم گفتم حیف شد من خیلی علاقه داشتم با شما آشنا می شدم ولی حالا که نظرتون اینه علیرغم میل خودم به نظرتون احترام می ذارم. خلاصه دیگه خودم رو کاملاً کشیدم کنار.
بعد از اون جریان تا حدود دو سال بعدش هم دانشگاهی بودیم گهگاهی هم کلاس مشترک داشتیم. رفتارهاش ضد و نقیض بود. اکثر مواقع بی محلی می کرد ولی گاهی هم نگاه می کرد. من که دلم شکسته بود ولی همیشه دورادور حواسم بهش بود. اما دیگه پیشنهاد ندادم چون جواب منفی شنیده بودم. تو اینترنت هم اون موقع ها یاهو مسنجر رو بورس بود و هنوز فیس بوک نیومده بود، یکی دو بار پیام دادم بی محلی کرد و زود سر و تهش رو هم آورد. ولی نمی دونم چرا مثلاً یه سال بعد اون ماجرا من رو دید سال نو رو تبریک گفت بهم. یا یکی از کلاسها سلام بهم کرد. بعده ها هم که از ایران رفتم اومد خودش تو فیس بوک منو پیدا کرد و اَدَم کرد در حالیکه با یکی ریلیشن شیپ زده بود! من هم بعد مدتی ازش معذرت خواستم و حذفش کردم چون دلم نمی خواست حضورش عذابم بده. ببخشید طولانیش کردم ولی انگار بعضی از دخترا مریضن. با پسرا می خوان بازی کنند. من واقعاً دوستش داشتم ولی به من جواب منفی داد و من هم آدمم علم غیب ندارم برای من منفی یعنی منفی مثبت هم یعنی مثبت. فکر طرف رو نمی تونیم بخونیم که.
حالا این دوست ما هم واقعاً نمی دونه این خانم همکلاسیش چی تو مغزشه. تو منطق ما پسرا نه یعنی نه، آره هم یعنی آره. پیچیدگی هم نداره. خانم های تالار بیان شفاف سازی کنند. از یک طرف پسر اگر پیشنهاد بده و از طرف دختر رد بشه، اگر دوباره تکرار کنه و خانومه نخواد فکر می کنه اون چقدر پسر آویزونیه. از طرفی هم اگر ناز بوده پسر بیچاره علم غیب نداره برای حفظ شان خودش و احترام اون خانوم دیگه پیشنهادش رو تکرار نمی کنه در حالیکه دختر ممکن بوده بار دوم قبول کنه و شانس یک رابطه ی عاشقانه از هردوشون گرفته می شه.
دوست عزیز عشق یک حادثه ی تصادفیه و هیچ تضمینی نیست تکرار بشه. اگر آدم بی جنبه ای نیست به نظر من یکبار دیگه تکرار کن پیشنهادت رو. ما که نرسیدیم شاید شما سرنوشتت متفاوت باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)