
نوشته اصلی توسط
biikas
سلام
شما تا به حال کجا بودين ؟؟
من فکر مي کردم تنهام چه خوب کسي مثل شما پيدا شد که دقيقا بدونه من چه دردي دارم . درواقع درد همديگرو رو بايد خوب بدونيم ؟ درسته؟
من تا اين سنم که 25 هست تا به حال با کسي روبرو نشدم که مثل خودم باشه يعني به طور خلاصه هم زبان من باشه براي همين 25 ساله در سکوت مطلق هستم براي همين اعتماد به نفسم و خود باوريم زير خاک مدفون شده
شايد براي يکي دو بار حرفم رو گوش کنن ولي دفه بعدي به روم هم نگا نمي کنن با اصلا گوش به حرفام نمي سپارن
مي شه بپرسم متولد چه ماهي هستين؟
و درک و فهم شما از اين دنيا چيه؟ يعني منظورم اينه که به چيزهايي تو ذهنتونه که فکر مي کنيد کسي از اين ها باخبر نيست؟ يعني قانون و قوانين طبيعت و دنيا رو به راحتي لمس مي کنيد؟
مثلا براي من بعضي چيزها که براي بيشتر اطرافيانم يا غير اطرافيانم چه بزرگ باشن چه کوچک، جالب به نظر مي آيد و در موردش بگو مگو بخند دارن براي من بي معني هست نمي دونم من اين طور تا به حال برداشت کردم که درکم خيلي بزرگتر از اين چيز هاست که بخوام بيام بشينم براي اين جور چيزها بگو بخند داشته باشم
يعني فکر مي کنم جايي هستم که نبايد باشم
ببخشيد به قول دوستمون khaleghezey بحث رو علمي نکنم که حوصله شما و دوستان رو نبرم که اگر بردم ببخشيد
علاقه مندی ها (Bookmarks)