سلام دوست محترم.قبل از هر چیز برای شما با این ویژگی هایی که از نوشتنتون و پاسخ به بقیه و.. دیدم امیدوارم با فردی ازدواج کنید که لایق این ویژگی های شما باشه (اینو بدون تعارف میگم خیلی از ویژگی های شما که از نوشتن شما برداشت کردم از معیار های من هستش و برام ارزوست).
ایشون فرزند اخر هستند و این کاملا طبیعی هستش که دوران مسن بودن پدر و مادر مصادف میشه با دوران جوانی معمولا فرزند اخر و از اون جایی که فرزند های اخر بسیار روابط عاطفی عمیق تری دارند این میشه که خیلی مسئولیت های بیش تری بر دوش اون ها هستش شما توجه داشته باشید که برادر و خواهر ایشون اگه حدود حداقل 6 سال قبل ازدواج کرده باشند تازه بیش تر به نفع اون اقا میشه (که به نظرم اومد احتمالا که نه یقینا برادر و خواهر اتیشون خیلی سال ها پیش همون حدود اولیه سرطان ازدواج کردند )و حتی نمیشه به برادر و خواهرشون ایراد گرفت چرا که اونا زمانی ازدواج کردند که هنوز پدرشون سالم بودند(هر چند حس تعهد به پدرو مادر و دلسوزی به اون ها خودش چیزی نیست که سن بشناسه امیدوارم متوجه منظور اصلی من شده باشید و گر نه بیش تر توضیح میدم ) و مادرشون افسرده نبودند ولی بعد چند سال شرایط دشوار شده و الان اونا هم مسئولیت زندگی خودشون رو دارند از طرفی از نظر عاطفی هم یه فاصله ای ایجاد شده
ولی ما همیشه افراط و تفریط داریم متاسفانه در کارهامون !! دیگه مسئولیت و حس تعهد ایشون نسبت به بچه و زن برادرشون برام غیر قابل توجیه هستش !! مخصوصا توجیه ایشون که گفتند به خاطر پدر و مادر پیرشون این کارو میکنند !! به هر حال داداش ایشون یا نباید داماد میشد یا حالا که داماد شده باید بدونه قبل گرفتن دکترا و حس تعهد باید داشته باشه به زن و بچه ی خودش و این خداییش اصلا قابل توجیه نیست
اما این که ایشون توی اون شرایط شما رو ترک کردند و گفتندنمیخوان شما فرصت ها رو از دست بدید و با توجه به این که رابطه ی شما خیلی درست و شرعی بوده و سو استفاده ای در کار نبوده و...
پس به معنای واقعی اون اقا شما رو هم دوست داردند و در دوست داشتن ایشون شک نکنید ایشون پا روی دلشون گذاشتند و این که بعد 5 ماه زنگ میزنند صدای شما رو گوش کنند نشون میده چقدر دلش برای شما تنگ شده
دوست محترم ایشون یه سری گیر های رفتاری هم دارند که اصلا به نظر من اون قدر ها بد نیست و میتونه رفع بشه...مثلا این که ایشون نگفتند چرا یک و ماه نیم رابطه ی شما کم شده به خاطر حاد شدن مشکل پدر واط طرفی شما هم حق داشتید یه طرفه بگید نسبت به من سرد شده و.. بعد ها متوجه شدید که مشکل چی بوده و کاملا سو تفاهم رد شده و این چیزا رو میتونید بعد ازدواج بهشون بگید و براتون حل بشه ..یا شما باز به نظر من دارید زود قضاوت میکنید شما میگید ایشون همیشه منتظر هستند تا شما شروع کنید و جرقه بزنید و ایشون ادامه بدند به نظر این فکر شما هم لزوما درست نیست از کجا معلوم اینم یه گیر رفتاری ایشون باشه و این ناشی از همون حجب و حیاشون باشه و نمی دونند که این حجب و حیا این جا اصلا معنا نداره و چه بسا که بد هستش و باید حرف دلشون رو بزنند و این هم چیزی هستش که قابل حل هستش ...
خدا رو شکر شما هم قبول دارید با روشی کاملا غلط اومدید عمق دوستن داشتن ایشون رو بسنجید !!! مگه رابطه ادما مثل دریاچه هستش سنگ بندازیم عمقشو اندازه بگیریم...
این که گفتید ادم ناامیدی به هر ریسمانی چنگ میزنه تا امیدوار بشه منم کاملا قبول دارم ولی ولی به شرط این که از خدا بخوایم مثلا خدا رو واسطه قرار بدیم و بگیم نمیدونم این تاپیک این فال این .. رو واسطه قرار میدم تا منو از عالم غیب راهنمایی کنی تا انشالله تصمیم درست رو بگیرم
دوست محترم یه چیزی بگم که شما باید خدا رو شکر کنید که چون با ایشون در رابطه بودید و هر دو طرف صادق تونستید این قدر از خونواده ی ایشون بدونید واز اخلاقیات ایشون..اگه بعد یه ماه عقد کرده بودید و الان بعد شش ماه عقد این چیزا رو متوجه میشدید ایا فکر میکنید نمی اومدید این جا تاپیک بزنید همسرم این طوری هستش ایا ازش جدا بشم یا به نظرتون چیکار کنم؟؟
دوست محترم به نظر من خوب خوب بشینید فکر کنید و ویژگی های مثبت ایشون رو در نظر بگیرید که باعث شده یکم افراط کنند و بد یشه
کسی که این قدر حس تعهد و وفاداری نسبت به پدرو مادرش داره (28 سال با پدر و مادرشون بوده ) انتظار نداشته باشید با شما 8 ماه نیست اشنا شدند بخوان یه دفعه از اونا بکنند و به شما بپوندند ولی همون طور هم که قبلن گفتم دیگه حس تعهد نسبت به برادرد و خواهرشون هم البته خوبه ولی نه در اون حد که یکی دیگه کوتاهی کنه و ایشون بخواد جبران کنه..یه وقت هست داداشه یه مشکلی حالا براش پیش اومده خب چه اشکالی داره برادر یا خواهر کمک کنه مگه انتظاری غیر از این هم میشه داشت !!؟؟ ولی شما گفتید خواهرشون رفته مسارفت و بچه هاشو ول کرده وداییشون شده دایه مهربان تر از مادر خب این اصلا توجیه پذیر نیست...
به هر حال این ویژگی مثبت ایشون باید کمی اصلاح بشه ...شما خوب فکر کنید و بالا و پایین کنید ببنید میتونید با چنین فردی ازدواج کنید و من بهتون بگم یه سری رفتار های ایشون قابل اصلاح هست مثل جبران کم کاری خواهر و برادرشون و...
ولی یه سری واقعیت ها هم باید بپذیرید ببنید هر چند عمر دست خداست و انشالله خدا همه ی مریضا رو شفا بده و . .ولی خدایی ناکرده بعد عقد شما پدر ایشون فوت کنند میدونید چند تا چیز دیگه هم هست یکیش غم فراغ پدر کمر ایشون رو میشکشنه و پشت ایشون خالی میشه و این طور نیست که فکر کنید یه باری از دوششون برداشته میشه..از طرفی باید مادر رو هم دلداری بدند و مادرشون بیش از پیش به محبت های پسرشون احتیاج خواهند داشت و....
ببنید یه وقت ما میام با کسی وصلت میکینم که پدر ومادر خیلی خوب و سالم و جوونی داره ولی ممکنه همون اول کاری خدایی ناکرده مشکل جدی تری پیش بیاد و.. ولی منظور من این هستش مورد دومی احتمالش کمتره ولی مورد پدر ایشون و خانواده ی ایشون حتمی هستش دیگه
شما خوب فکر کنید و اگه دیدید که میتونید با این شرایط کنار بیاید و فارغ از درگیری عاطفی که طی این 8ماه بوجود امده میتونید ایشون رو به عنوان شریک زندگی انتخاب کنید و کمو کاستی های هم رو جبران کنید بفرمایید جوابتون مثبت هستش تا من توی پست بعدی بگم چیکار کنید بهترهستش .ولی اگه دیدید نه شما نمی تونید این رفتار ایشون رو تحمل کنید و از همه مهم تار شرایط خونوادگی و مسایل اتی که پیش روی اون ها خواهد بود و.... بهتره فراموششون کنید شاید
مهم :ضمنا من مطمئن هستم اون اقا حتما یه همسر خیلی خیلی خوب گیرشون میاد و عمری انشالله خوشبخت میشه چرا که به پدر ومادرش خیلی نیکی کرده و خداوند حتما جزای ایشون رو میده حالا ممکنه اون خانم شما باشید که اون وقت بیش تر یقین پیدا میکنم به خوبی های شما ولی شک ندارم اون اقا هم همسر و هم فرزندانی بسیار خوب و صالح خواهند داشت.اشنالله.








علاقه مندی ها (Bookmarks)