پونیو ادم حرفا و کارای کسایی که براش مهمنو خیلی اهمیت می ده. وقتی پدرت باهات یه جوری رفتار می کنه که برداشت تو اینطوری میشه که تو به اندازه کافی خوب نیستی (ممکنه اون فقط قصدش این باشه که بگه با من مهربون تر باش. نه اینکه بگه تو خوب نیستی . فقط شاید همونطوری که تو می گی کمبود محبت داری یه سری رفتارارو بلد نیستی اونم بلد نیست بهت طوری بگه که تو درست بفهمیش) به هر حال وقتی پدرت طوری رفتار می کنه که حس می کنی به اندازه ی کافی خوب نیستی تا ته قلبت تا ته ذهنت این به اندازه ی کافی خوب نبودن فرو می ره. حالا استادت همکلاسیت بیان بگن تو خوبی باور نمی کنی. چون اونا برات اونقدرا مهم نیستن. بابات مهمه. بعدا عاشق شی یا ازدواج کنی هم همینطوری میشه. ادم یه نگاه طرف براش مهم میشه ولی هر کس دیگه ای جز اون بیاد دنبالت خوشو برات بکشه هم برات مهم نیست.
دلیل ناراحتیت اینه که پدرت و نظر پدرت نسبت به تو برات مهمه. سعی کن هزاران بار به خودت بگی که تو خودت خوبی. اصلا لازم نیست که کسی بیاد با کاراش و رفتاراش تاییدت کنه. این میشه یه قسمتی از دوست داشتن خودت. روی این موضوع کار کن. خیلی هم وقت میبره چون بیس کار (واسه من ) درست نبود. چون کسی توی کودکی تا بزرگی من بهم نشون نداد که خوبم اما زیاد بهم نشون دادن که بدم. خیلی. انقدر که دیگه ناخواگاهم قبول کرد. اما باید سعیمو بکنم تا به خودم بقبولونم نه من به ذات خوبم. من فارغ از تمام ادمایی که برام مهم بودنو به من و قلب و روح و روانم ارزشی ندادنو هر وقت به هر دلیلی که خواستن لگد مالش کردن خوبم. من (تو و همه ی ادما) بدون وابستگی به نظر دیگران و برداشت دیگران از خودمو خوبیم. نیازی هم نداریم که کسی تاییدمون کنه تا اینو باور کنیم.
عذاب وجدانو کلا توی هر چیزی بذار کنار.
جراتمندی خیلی هم خوبه. اینکه با احترام به خودت و طرف مقابلت چیزی که لازمه رو بگی. فقط توی این موقع نیازه که احساساتی نباشی تا بتونی روی رفتارات مدیریت کنی.
هیچ کس به هیچ کس دینی نداره. لازم نیست فکر کنی مسوولی که خوب باشی تا حس کنی دختر خوبی نیستی. برای خودت بار بزرگ تعیین نکن چون ممکنه اون بارو هر کسی نتونه روی شونه هاش تحمل کنه چه برسه به تو که سنت خیلی کمه.
وقتی بابات عصبانیه که کلا ولش کن نزدیکش نرو. اما بعدش که اروم شد اگه خواستی می تونی عذرخواهی کنی یا هرچی. توی اوج عصبانیت تو دست و پاش نباش.
برعکس اونچه که همه می گن به نظر من همونقدر که بچه باید به والدیتش احترام بذاره و نذاره می گن نفرین و از این چیزا و عاقبت نابه خیریه والدین هم مسوولیت دارن. همیشه هم بچه نمی تونه بدهکار باشه.
در مجموع من با توجه به پست این تاپیکت قبلی ها رو درست یادم نیست به نظرم میاد پدر زیاد بدی نداری. قلق داره. قلقش دستت بیاد که مامانت ظاهرا دستش نیومده تا حالا می بینی هر کاری واست می کنه. البته می گم براساس این پستات نظر می دم که کلا نوشتی بعضی وقتا داد می زنه. اگه دست بزن داره یا بیشتر که دیگه قضیه فرق می کنه.
یه بار دیگه می گم. بابت هیچی تو زندگیت احساس عذاب وجدان نداشته باش. سعیتو بکن هر کاری که می کنی تا حدی که می تونی درست معقول باشه اما وقتی نتیجه اش یه جور دیگه شد خودتو سرزنش نکن. نهایتا می تونی دنبال راه حل جدیدی باشی. تو خوبی. بی اینکه نیازی به این داشته باشی که مهم ترین ادمای زندگیت بهت اینو بگن. باور کن که خوبی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)