سلام سمانه عزیز
سال خوبی داشته باشی...
با چیزهایی که شما میگی خیلی به نظرم نمیشه قطعا گفت که ایشون از شما خوشش امده و یا خوشش نیامده....در واقع گویا دچار نوعی تناقص در رفتارش هست...
به دلایلی زیادی صلاح نیست شما پا پیش بذارید و حالا به هر طریقی علاقه خودت رو بروز بدی....خواستگاری باید از سمت اقا صورت بگیره...
دقیقا متوجه منظورت از این جمله ات نشدم:
میترسم توی دانشگاه رفتاری از خودم نشون بدم که توجهی که بهم داره ازبین بره
مگه قراره چه رفتاری کنی؟
فکر خودت رو ازاد کن...با نشستن و فکر کردن به اینکه الان چی توی سرشه و ...راه به جایی نمیبری....
کمی صبور باش تا مجددا کلاسها شروع بشه...توصیه من به شما اینه که تحت هیچ شرایطی به ایشون مستقیما ابراز علاقه نکنی...و همچنین با توجه به اینکه میگید مذهبی هستین موقیعتی ایجاد نکنید که بخواین الان دوتایی بشینید و صحبت کنید...شما قبلش از نیت ایشون برای ازدواج مطمئن بشید(صبر کنید تا در صورت داشتن نیت واقعی پا پیش بذاره) و بعد کم کم کار رو به صحبتهای دو نفره بکشونید...اون هم نه در محیط دانشگاه...در محیطی غیر از دانشگاه و صد البته با اطلاع خانواده ها
اگر صحبتی پیش میاد سعی کنید در جمع و کاملا محترمانه و با حفظ اصول عرفی و شرعی باشه
فکر نمیکنم اگر واقعا هدفش ازدواج باشه سعی بر پنهان کردن این موضوع از شما کنه....از خودت پرسیدی چرا بخواد این کار رو بکنه؟چون معمولا اقایون به فکر پیدا کردن راههایی برای ابراز علاقه به طرفشون هستن....
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)