راستی برادر گرامی چون من شاید آینده شما باشم گفتم یک تجربه دیگه از خودم هم خدمتتون عرض کنم:
من تو کارهای آزمایشگاهیم بارها شکست خوردم.باور کنید اگه جای من بودین و مجبور بودین چند بار از صفر شروع کنید دیگه هیچ انگیزه ای براتون نمی موند.اما من فقط از هر شکستم یک درس گرفتم که دوباره تو آزمایش بعدی تکرار نکنم.
این قدر برایم اتفاقات مختلف افتاد و باعث شکست من شد اما الان واقعا خدا را شکر می کنم.
چون ممکن بود شانسی شانسی بدون اشتباه جلو می رفتم اما دلیل خیلی از چیزها را نمی فهمیدم.اما الان در کارم واقعا با تجربه هستم.
و یک چیز دیگه این که الان نازک نارنجی نیستم که با کوچک ترین شکست بشکنم و یاد گرفتم تو لحظات سخت هم روحیه خودم را حفظ کنم.و توکلم به خدا واقعا خیلی بیشتر شد.
این جمله مدیرهمدردی را هم برای خودم نوشتم:
توکل یعنی بدون استرس و فشار راهکارها را بررسی و دنبال کن و امیدت به خدا باشه و نتیجه را به او واگذار کن!
همین طور هروقت تو کارم موفق نمی شدم و باید آزمایشم را تکرار می کردم؛مدام به داستان زیر فکر می کردم.که هر دفعه مستقل از دفعه دیگه است.
حتما لینک زیر را بخونید:
یک چیز دیگه هم همیشه امیدم به دعای مادرم بود که مطمئن بودم این قدر ازم راضی است که حتما دعایش در حقم مستجاب است.و این همیشه به من امید می داد که بالاخره حتما خدا حداقل به خاطر دعای مادرم هم که شده دستم را می گیره و همین طور هم شد و در دو ماه پایانی به طور باورنکردنی نتایج خودم را گرفتم و مدیون دعای مادرم هستم.شاید خیلی ها الان بگن که چقدر شعار می دی و...
ولی من واقعا بهش اعتقاد دارم.و تاثیرش را به چشم دیدم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)