بنا به گفته فرشته مهربان عزیز میخوام نظرات دوستان رو جمع بندی کنم وبه سوالاتشون جواب بدم.sara 65 عزیز پرسیده بودن نظر همسرت راجه به این وضعیت چیه؟اون همیشه وعده میده که میام.خیلی وقتها هم میگه هنوز تصمیم نگرفتم که که بیام یا نه.میگه خیلی از زنو شوهرها جدا زندگی میکنن.ولی موافق طلاق نیست.چون اون الان شرایطش خوبه.پیش مادرشه و اعتیادشو هم که داره.آقای shahrear هم که زندگی با فرد معتادو درست نمیدونن وگفتن هرچه زودتر جدا بشم.مهربونی... عزیز که موافق جداییم نبودن وگفتن زندگیم پتانسیل خوب بودنو داره.آقای baby عزیز هم گفتن1چون قبلا بهت محبت میکرده بازم میتونه2نباید محدودش کنم که حس کنه تو قفسه3 به طلاق فکرنکنم مواردی بودن که بعد از قهرهای طولانی تونستند باهم ادامه بدن.zendegiye movafagh عزیز هم گفتن باید بهش محبت و توجه کنم وصبر داشته باشم وخواسته هامو در زمان صلح بهش بگم.آقای baitollah abbaspour هم مثل اینکه با جداییم مخالف بودن.پیشنهاد سیگار لایت و گرفتن مرخصی برای ترک دادند.همینطور شکیبایی.واحد عزیزم هم گفتن باید زوم نکنیم ومسائلو به دست زمان بدیم.روی قدرت محبت تاکید داشتن.علت دعوامون به خاطر برادرشوهرم بود.از شوهرم کاری خواست من گفتم انجامش نده گوش نکرد منم عصبانی شدم.شوهرم چنان رفته زیر سلطه برادرش که جلوی اون پیش من نمیشینه یا باهام حرف نمیزنه.شاید چون مادرش اونجاس نمخواد بیاد.منم که حاضر نیستم دوباره برگردم شهر اونا.بیشتر به خاطر مدرسه دخترم.اون نمیخواد رابطه با منو تموم کنه.این منم که مرددم.شما میگید به خاطر بچه ها باید کنار هم باشید.پس خودم چی؟حتی بچه شاهد دعواهای ماست و این تاثیر منفی روش میذاره.khaleghezey عزیز هم گفتن مقاله فایده نداره و باید عمل کنی.شیدای عزیز من بچه رو نذاشتم پیش اون تا وادارش کنم به زندگی با من فکر کنه.دخترم دعواهای زیادی دیده.وقتی پدرش به جون من می افتاد وکتکم میزد بعضی وقتها با گریه دخترم دست از کتک میکشید.رابطه دخترم با پدرش خوبه و بهش سخت نمیگذره.
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.
علاقه مندی ها (Bookmarks)