به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 شهریور 93 [ 00:00]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    381
    سطح
    7
    Points: 381, Level: 7
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ازدواج مون سنتی بوداون مادری داره خیلی زیرک ومکاره چون من فرزند اول خانواده بودم پدر مادرم باراولشون بودوتجربه آنچنانی نداشتن اما اونا صاحب دامادوعروس بودن نذاشتن آب از گلمون پایین بره بعد از بله برون تقریبا درعرض 1روز بساط عقدو فراهم کردن. دختروخواهرم واسم پیدا کرده بود اصلا ندیده بودم از مادرم هی میپرسیدم دختره چطوره اون میگفت خوبه البته قیافه معمولی داره البته اوایل یکم به دلم نمی نشست اما کم کم عشقم زیاد شد اخلاق ماه اولش خوب بود الان هم طوری وانمود میکنه که خوبه ولی خیلی زیرک ومکاره مادرش دایما واسم غر میزنه میگه چرا هرروز بهش زنگ نمیزنه فلانی 10 بار زنگ میزنه چرا دخترمو بیرون نمیبری میبرم ولی اصلا بهش نمیچسبه میخواد همیشه خواهر بزرگش کنارش باشه تا باهم بخندن اونم اصلا به شوهرش اهمیت نمیده تو خانواده اشون شوهر باید زیردست زن باشه این منو اذیت میکنه یه رویاش اینه بره بیرون کار بکنه ماشین بهش بخرم در حالی که من خودم با ماشین پدرم میبرم بیرون ازم انتظار داره بهش ماشین بخرم یه جورایی ناراحت که چرا با اونا مخالفم چون خودشون نذاشتن چندروز از خواستگاری بگذره بعد عقد کنیم تا همدیگرو بهتر بشناسیم نتونستم اینا رو بگم چرا شهرت بازی میکنی ماشین اول زندگی که نمیگن همش یه شبه نمیشه باید بیایی زندگی کم کم به لطف خدا میشه درسته قبول میکنه ولی ناراحت میشه کلا درک خانوادگی ندارن گفتم واسش گفتم باید احترام متقابلی با خانوادهامون داشته باشیم اصلا خیلی زود یادش رفته با خانواده اش خوبه باخانواده من خیلی سرد بی روح برخورد میکنه مثل اینکه داره لج میکنه البته پشتش یه مادروخواهر نشسته که خیلی مکارن الانم پدرمادروخواهرم زیاد دوستش ندارن میگم چرا دوسش ندارین واسم گرفتین اونام ناراحتن پدرمیگه من میشناسم همشونو خیلی عجول وشهرت بازن بهش میگم چرا داری الان میگی خیلی ناراحتم.کمکم کنید

  2. کاربر روبرو از پست مفید msta تشکرکرده است .

    هم آوا (جمعه 15 فروردین 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.