مرسی واحد جان. واقعا حرفاتو قبول دارم
میخوام بهش بگم که دوستش دارم و نمیخوام به این راحتی ازدستش بدم
میخوام بهش بگم که ما باید جفتمون مهارتهای ارتباطی رو بیشتر یادبگیریم
اما واحد جان مادر شوهر من یک مادرشوهر عادی نیست! زبونش مثل نیش عقرب میمونه! خیلی هم پشت سر من میخواد منو توی ذهن پسرش خراب کنه که نیاد سمت من
البته دست خودش نیست. میترسه تنها بشه چون با شوهرش رابطه ی خوبی نداره و شوهرشو تبدیل کرده به یه برده که بله قربان گوی زنشه و ازش میترسه
من نمیخوام رابطه ی ما هم اینطوری بشه. اما مادرشوهرم با حرفها و کارهاش میخواد کاری کنه که شوهرم منو به چشم یه دشمن ببینه و سعی کنه منو برده ی خودش کنه و منو دست کم بگیره
اما من نمیخوام و نمیذارم.
اگه هم موفق نشم جدا میشم چون زندگی اون مدلی رو دوست ندارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)