اولا تو همین تالار خیلی از پسرا گفتن قصدشون ازدواج بوده منتها یسری موانع مثه خاتواده و تغییر افکار از طریق آشنایی بیشتر باعث شک و دودلیشون شده.
که اونم چون از در احساس وارد شدن روشون نمیشه قطع رابطه کنن و در نهایت رابطه طولانی میشه و به جاهای باریک کشیده میشه و جدایی هم اتفاق میوفته.
اما اگه دختر و پسر راه درست و پیش بگیرن و خودشونو تو روابط کنترل کنن و به نتیجه مطلوب برسن، وبه انتخابشون اعتماد داشته باشن و آقا پسر همت کنن و تمام تلاششونو برای جور کردن شرایط بکنن، این کجاش استثناست؟؟
تازه همه پسرا که بد نیستن. درثانی این دختر خانوم همچین از حود گذشتگی خاصی هم نکردن چون سنشون 18بوده ، بله اگه سنشون بالا بود مثلا الان تا 28یا 29صبر میکردن میشد گفت بله صبرشون فقط بخاطر اقا پسر بوده.
ولی ایشون حتی بخاطر سنشون هم زیاد تحت فشار خانواده نبودن.
بنظر من هم سن هم اختلاف سنیشون هم هدف ازدواجشون هم همت و تلاششون مناسب بوده .
تازه ما هنوز نمیدونیم این دو وقتی زیر یه سقف رفتن باز هم همدیگرو همینقدر میخواین یانه.
همینجا تاپیکهایی و خوندم ک چند سال دوست بودن چند سال زندگی هم کردن با عشق و علاقه اما کم کم داره زندگیشون به نقطه شکست میرسه.دوستی طولانی قبل از ازدواج و رسیدن به هم که دلیلی بر موفق بودن اون رزندگی نیست.
درمورد استخدامی هم باید بگم من ک یه دختر مجردم خواستگارهام تو دور 27تا29هستن که همشون تقریبا یکی دوسال کار میکنن. پس زیادم تعجب برانگیز نیس یه پسر تو سن 28کار کنه و استخدام بشه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)