به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array
    سلام عزیزم خوبی منو یادت هست منم پسرم ۹ ماهشه امروز بعد ۹ ماه اومدم اینجا سری بزنم تایپیک تو رو دیدم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  2. کاربر روبرو از پست مفید eghlima تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 24 فروردین 93)

  3. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود

    به به بانو اقلیما بابا کجایی شما از اینورا راه گم کردین ؟بلاخره گلپسرت دنیا اومد خدا نگهشداره براتون ایشالله خوب چه خب رچیکارا میکنید؟ چرا کمتر میایید توی تالار همدردی

    ببخشید بانو sahra100 توی تاپیک شما نوشتم
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  4. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 آبان 98 [ 02:40]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    480
    امتیاز
    12,382
    سطح
    72
    Points: 12,382, Level: 72
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    645

    تشکرشده 634 در 321 پست

    Rep Power
    64
    Array
    سلام
    از دوستان ممنونم که به تاپیک سر میزنند و راهنماییم میکنند
    چندروز پیش با مادرش تماس گرفتم و رفتم خونشون
    خلاصه گفتم این شرایط من شما بودید چیکار میکردید؟میگه زن باید زندگیش رو حفظ کنه من میدونم اخلاقاش بده تو اروم باش
    میگم خرید نمیاد میگه میدونم خوب عصبی میشه بیاد البته الان با من که میاد حالا فکر میکنی چرا با تو نمیاد؟ دیگه روم نشد بگم چون شما خرجش رو میدی!!!!
    میگم واسه خونه خرید نمیره میگه من اینجوری بهم بر میخوره ها !!! اخه ما باهم واسه خونه خرید میکنیم .. منم گفتم حجم مصرف شما با ما فرق داره ( خوب هفته ای یه بارم غذا نمیپزن همش از بیرون میگیرن )
    میگه عزیزم شما خانه دار تر شو ( دیگه من نمیفهمم شام اقا حاضر خونه همیشه برق میزنه لباساش شسته اتو کشیده کفشاش واکش زده ) فقط جدیدا" از بس از رفتاراش خستم پا نمیشم هر ساعتی اقا بیدارن نهار بذارم خودم که بخوام نهار میذارم
    میگه شبا زود بخوابید اخه پسرم خواب خوبی نداره میگم مامان جان من تا صبح اصلا" نمیخوابم یا درس میخونم یا بچه شیر میدم 5 ساعت پشت هم نمیخوابم اقا پسر شما شبی 10 ساعت خوابه تازه خوابش بده؟؟؟؟؟ میگه اخه گفته صحرا شبا شلوغ میکنه من کلافم خوابم نمیبره منم گفتم اولا" من مریض نیستم صدا گنم جولوی دهن یه بچه 20 ماهرم نمیتونم بگیرم اونم تا 1 2 بیداره خیلی تلاش کردم 2 زودتر نمیخوابه دوما" ایشون نمی خوابه از بیکاریشه نه ماها
    میگم تفریح و مهمونیو گردش میخوام میگه پسر من عادت نداره کلی الان ظرفیتش رو بالا برده عید باهات اومده همه جا !!!! میگم اولا" اونارم با بهانه و غر اومده دوما" خونه خاله و دایی اومده من همه جاهارو حذف کردم میگه نه اخه زیادن همینا منم ناراحت شدم گفتم اگه پسر شما 5 تا خاله داشت فقط خونه یکیشون میرفت؟؟؟؟؟؟؟؟
    میگه نه عزیزم شما رو فامیلتون تعصب داری !!!!! ما یه مدت ازش نخواه هیچی هیچ جایی بیاد منم ناراحت شدم گفتم به نظر شما من عیب و ایرادی دارم که باید به قیمت زیر پا گذاشتن همه نیازهام زندگی کنم با ایشون ؟؟؟ میگه نه شما مادری دیگه فکر دلخوشی خودت نباش !!!!!!! منم گفتم ببخشید از من نخواین منم مسایلم رو اومدم به شما گفتم با پسرتون صحبت کنید لطفا"
    خلاصه اومدم خونه فرداش یه نیم ساعت خوابم برد بیدار شدم دیدم موهای دخترم برداشته کج و کوله زده عین منگولا شده بچه دیگه طاقت نیاوردم ول کردم اومدم خونه مامانم بعد 24 ساعت اقا زنگ زدن که فقط میخوام بدونم کجایی؟؟؟
    اینبار دیگه کوتاه نمیام خسته شدم این جماعت همه نفهمن
    من نباید هیچی بخوام چون اقا در ظرفیتشون نیست
    مامانم دیروز میگه اگه این واقعا" اینجوریه مهرت ببخش جدا شو بیا ما هیچ مشکلی نداریم
    به این بچم دلنبند بده بهش . ولی من میگم نه باید مهریرو بده بعدم میخوام از اینجا برم یه زن مطلقه با بچه 28 ساله اینجا چه اینده ای اخه داره؟؟ مامانم میگه خیالت راحت تو اینده داری حمایت مارو هم داری ولی 2 شبه هرچی فکر میکنم اخه چجوری قید بچم بزنم؟؟؟ دست اونا بسپرمش یه دیوونه ای میشه مثل باباش
    بچه ها چیکار کنم؟؟ تورو خدا کمکم کنید

    - - - Updated - - -

    شیدا جان
    وقتی دیدم روحیش بده گفتم برم واسش هدیه بگیرم شاید یه لباس جدید خوشحالش کنه ولی متاسفانه من هرکاری کنم اخرش بدهکار این ادمم

    اقلیما جان سلام
    امیدوارم حاله خودت و پسر گلت خوب باشه و زندگی به کامت باشه
    کاملا" شما رو یادمه هنوزم میرید شهربازی ؟؟

  5. 2 کاربر از پست مفید sahra100 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 24 فروردین 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 24 فروردین 93)

  6. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    عزیزم میدونم شرایط سختی داری ولی اینا چیزایی نیست که نشه حلش کرد .
    همشون راه حل داره
    اول به خودت مسلط باش و ارامشت رو به دست بیار . اصلا به همسرت فکر نکن تا ارامشت رو کاملا به دست بیاری
    بعد یه مدت مثلا یه ماه اصلا بهش نگو این کارو کنیم اعم از خرید و مهمونی و تفریح ...
    بذار یه مدت همه چی به وفق مرادش باشه
    تو این مدت به وظایف خودت عمل کن تمیز کردن خونه پختن غذای خوب و ..
    با بچه هات مهربون باش جلوی باباشون باهاشون شعر بخون و بازی کن
    به همسرت محبت کن
    ولی بدون خواهش یا درخواستی
    ببین بعد از یه ماه تغییری میکنه شاید خودش بگه بریم بیرون

  7. 3 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 25 فروردین 93), sahra100 (دوشنبه 25 فروردین 93), واحد (یکشنبه 24 فروردین 93)

  8. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    سارا جان سلام فکر میکنم اصل ومنشا مشکلات شما از بیکاری همسرت نشات میگیره و الا به نظر میرسه که ایشون مرد بدی نیست . قبول کن که اگه شما از بیکاری ایشون کلافه و ناراحتی ایشون صد برابر شما کلافه هست برای یه مرد خیلی سخته که کار و در امدی نداشته باشه و مادرش خرج زندگیشو بده . مکالمه ای که با مادر شوهرت داشتی و نوشتی نشون میده که ایشون خانم فهمیده ایه و شرایط شما رو درک میکنه و برای صبر و تحمل شما ارزش قائله و تنها کاری که میتونه بکنه اینه که شما رو به ارامش و صبر دعوت کنه و البته تا حد توانش از لحاظ مالی ساپورت کنه . که البته این هم خوبه هم بده . خوبه چون احتیاجات ضروریتون مرتفع میشه ولی بده چون تو دراز مدت ممکنه همسرتون به بیکاری عادت کنه . و این وضعیت رو بپذیره و تلاشی برای تغییر نداشته باشه . عزیزم شما برای ایشون با پول عیدیت کت خریدی و انتظار داشتی که خوشحال بشه و ازت تشکر کنه ولی اون از این کارت ناراحت شده چون این پیام رو گرفته که تو عرضه کت خریدن هم نداری .شاید تعجب اور باشه ولی مردا از گرفتن هدیه خوشحال نمیشن بلکه از دادن هدیه خوشحال میشن . ایشون با شما خرید نمیاد . عزیزم خرید کردن پول میخواد و ایشون درامدی نداره . با جیب خالی تو بازار گشتن اصلا لذت بخش نیست . در هر حال به نظر میرسه مشکل اصلی همسر شما بیکاری ایشون هست و شما به جای اینکه پشت ایشونو خالی کنید با همفکری هم و خانواده ها فکری برای بیکاری ایشون بکنید . اینم بگم که بالاخره اونم حل خواهد شد و این روزها خواهد گذشت ولی مبادا این فکر با اون بماند که شما موقع بیکاری و بی پولی من پشتم رو خالی کردی . عزیزم موقعی که همه چی خوب و عالیه عاشق بودن اسونه . عاشق موندن تو همچین مواقعیه که سخت و سوزانه .

  9. 2 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 25 فروردین 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 24 فروردین 93)

  10. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array
    سلام خوشحالم که دوستای خوبی مثل شما دارم که فراموشم نکردید اوضاع منم بد نیستنه ماه حسابی بخودمامعخودم بودمو ید. تالار همیشه با مبود و حرفای خوب بچه های اینجا خیلی کمک حالم بود صحرا جان من به این نتیجه رسیدم که زندگی که نتونستم 7سال. با راههای مختلف تغییر بدم قابل تغییر نیست و تنها راه کنار اومدن باهاش تغییر خودم منم رویای سختی رو بعد از زایمانی گذروندم ولی گذشت و از من یه زن قوی ساخت الان دیگه برای رسیدن به خواسته هام مثل سابق نمی جنگم و فقط فکر آرامش خودمو هسته سیفن هستم چیزی که نمی شه نمی شه ددیگه پس بیخیالشم ببخش بد تایپ کردم با موبایلم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  11. 2 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 25 فروردین 93), sahra100 (دوشنبه 25 فروردین 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. روز مشاور و روانشناس بر اساتید محترم سایت خجسته باد
    توسط khaleghezey در انجمن معارف و مناسبت ها
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 بهمن 94, 13:11
  3. امروز بر کدام پله پا گذاشتید+عکس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اعتماد به نفس
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 06 خرداد 93, 22:57
  4. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.