خب اگه میدونستم خسته نمیشی بازم مینوشتم برات.
یه چیز های دیگه ای هم یادم اومده بود خواستم ظهری بیام بنویسم گفتم بیخیال شاید تاحالا حتی اصن نخونده باشه بعد من بیام اینجا برای خودم حرف بزنم
درمورد سوالی که کردی :
این برمیگرده به شخصیت خودت من از جانب خودم حرف میزنم ؛ پست قبلیمم یجورایی سوالاتم برمیگرده به شخصیت خودم .هرکسی شخصیت متفاوتی داره .
اما من بیشتر دوست دارم که همسر آیندم به بزرگتر خودش احترام بذاره، بنظرم خوب نیست که بگن که من طرف شما رو میگیرم یا اینکه بگن من طرف خانواده امو میگیرم.
خوبه که بگن " بستگی داره که موضوع چی باشه، اصلا نیازی هست که من هم دخالت کنم یا نه! و بستگی داره که حق با کدومتون باشه.
اما در کل در مورد مادرم چون از هردو بزرگتر هستن احترامشون واجبه ، اگه دیدم زیادی در حقت ظلم میشه خودمم میام وسط سعی میکنم با سیاست طرفت و بگیرم اما نه طوری که دلخوری برای هردو طرف پیش بیاد."
(من خودم از دلخوری و ناراحتی خوشم نمیاد اصن ببینم کسی ازم دلخوره گریه ام میگیره:)) برای همین دوست دارم شوهرمم در این زمینه مثه خودم باشه اهل دعوا و دلخوری درست کردن نباشه.)
بیشتر دوست دارم در آخر جوابشون بگن که اجازه نمیدم که این دلخوریا رو زندگیمون تاثیر گذار باشه.!!










علاقه مندی ها (Bookmarks)