به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 31 فروردین 93 [ 17:53]
    تاریخ عضویت
    1393-1-27
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    39
    سطح
    1
    Points: 39, Level: 1
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    - - - Updated - - -

    سلام

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 31 فروردین 93 [ 17:53]
    تاریخ عضویت
    1393-1-27
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    39
    سطح
    1
    Points: 39, Level: 1
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    توضیحات تکمیلی

    سلام دوستان مثل اینکه موضوع بد جا افتاد دیشب دو تا پست بلند بالا نوشتم که متاسفانه ارسال نشد نمیدونم متن بد نوشتم یا نتونستم موضوعو انتقال بدم تو دیدگاه شما یخ دختره لوس اومدم که خودشو لوس کرده ! و توضیح بیشتری ندادم ببینیند اولین مشکل ما اینه که 8 سال اختلاف سن داریم که نگید مشکلی نیست که هست که خوب بازم تقصیره خودمه ولی به مششاور گفتم قبل عقد گفتن نه مسئله ای نیست! جلوی خودش از مشاور پرسیدم تا 5 سال بچه نخایم ایشون بشه 40 سالشون مشکلی نیست اونم گفت نه بستگی به این داره پدر چقدر به خاطر بچه ا ش خودشو به روز نگه داره مشکل بعدی اینه که من آدم داغی بودم واسه همین ازدواج کردم ولی ایشون به طور ارثی مشکل زود انزالی و عدم بلند شده الت دارن و به من نگفته ویاگرا مصرف میکردن و عیب به من میبستن که تو زنانگی نداری! و منم تا حالا با مردی رابطه نداشتم که بدونم قضیه چیه مسئله بعدی خانم ها یا دوستان من یه کاردان-یه کارشناسی جدا و الانم ارشد میخونم به لطف خدا همه ام دانشگاهای معتبر واسه دوستان اشتباه پیش اومده بود من تازه خونه این آقا رفتم دانشگاه و دیپلمه بودم خیر ارشدمو اینجا قبول شدم که با جبهه گیری ایشون مواجه شدم ولی ادامه دادم به سختی و با وجود کارشکنی های خودشو خانوادش که دیگه از حرصش رفت یه پردیس دانشگاه ...... با پارتی اسمشو نوشت دوره آزاد کارشناسی ارشد که از من کم نیاره .....خانواده اش: من باهاشون مشکلی نداشتم ولی دیدم اونی که فکر میکردم نیستن به شدت رو شوهرم تاثیر میزارن و ایشون با 40 سال سن تحت سلطه پدر و مادره احمقشه که زندگی خودشون هیچی زندگی بچه هاشونم با راهنمایی بد به انحراف کشوندن و اینکه بسسسسسیار خاله زنکن به طوری که من احساس امنیت زن و شوهری با شوهرم ندارم که درد دل کنم نظر بخام فقط مجبورم خفه شم چون حریم شخصی نداریو تا اخبار سوراخ راه آب حمومم به اطلاع مادر پدرش میرسونه و اونام احمقن از اونا بر علیه من استفاده میکنن یه نمونه من خودم تو حموم بند مینداختم میخاستیم بریم مهمونی راستش دیر شده بود حوصلم نداشتم یه لحظه برداشتم تیغ کشیدم به صورتم به خدا اگه دروغ بگم این کار خصوصیه منو رفت به مادرش آنی خبر داد اونم کولی بیسواد تو اوج امتحانای من زنگ زد به مامانم که دخترت ریش داره مرده!!!!!!! ببرش دکتر درمونش کن یعنی در این حده زنک کلی بیسواد پدرشم که ساعت به ساعت آمار میگیره به اسم احوالپرسی آخه من نمیدونم روزی 5 بار با تلفن و اسکایپو وایبر اینا به هم زنگ میزنن چی میگن؟تو روی من چون حرصم دراره میشنه از من بد میگه آمار رله میکنه منم طاقتم حدی داره کشیدم خودمو کنار که متاسفانه نمیزارن من اوائل میبرد شهرشون به خدا منو چمدونم مینداخت تو خونشون خودش میرفت سراغ دوست و آشناهاش من میموندم و تنهایییم یه لپ تاپ با مادر پدرشم حرفی نداشتم بزنم اینترنتم نداشتم باورتون میشه یه بار یه فیلمو 5 بار دیدم ؟ از بی حوصلگی ؟ مادرش که همه اش میگفت برو بالا استراحت کن پدرشم که دنباله کار خودش بود شوهرمم که صبونه میخورد میرفت میومد ناهار میخورد میخابید باز میرفت باورتون میشه من تو اون شهر که از زیبایی شهره است هیچ جا رو ندیدم؟ فقط خونه بابای اینو دیدم؟حق نداشتم دیگه نرم؟ ممامانم میگفت خوب خودت ماشینو وردا برو مگه میتونستم از دستشون فرار کنم؟ گناه کبیره من تنها برم گردش؟ این شد که کم کم بریدم یه قرون نه باباته شهریه داده من ماشین خریدم لپ تاپ خریدم گوشیمو عوض کردمآاینارو از خونه بابام آورده بودم ولی بالاخره یا سوخت یا کهنه شده بود)یک قرون کمکم نکرد همه اش خودم و بابام دادیم توی پاتختیم عکاس قر نیمد دوست عزیزی که گفته بودی عکاس خاله من بود با دوربینه من عکاس نداشتیم مهاجرتم من نگفت د یالا الان بریم! بچه که نیستم میگم برنامه ریزی کنیم بریم ضمنا من استرس و اضطراب خونه این آقا از زور تحقیر و توهینا و دسته به زنش گرفتم چطور الان یه هفته است خونه پدرمم نه تپش قلب گرفتم نه استرس نه اضطراب دلمم براش تنگ نشده راستش من قبل ازدواج جا کار کردم و هر دوجا تقدیر نامه شو ار کارم دارم چطور اون موقع استرس نداشتم؟بخام بگم تا فردا حرف هست گفتم ذهن دوستان آشناتر شه از همه تون بابت نظراتتون ممنونم درسته ایشون نه معتاده نه خیانتکاره (الله اعلم) چون مهم نیست برام دنبالشو نمیگیرم ! دست به زن داره منم به خانوادش توهین میکنم چون اون میکنه آدمه به شدت بی سیاستی هستم میگه من نمیخاستم زن بگیرم مامانم مجبورم کرد! اون هفته ام بی دلیل گوشیه منو چک کرد و داد که چرا گوشیت خالیه(انگار قرار بوده چیزی توش باشه)!کاش میشد عکی کوفتگیه دستم و براتو بزلرم بی دلیل پامو پیچوند از جونم ترسیدم گفت هری منم اومدم تو این اوصاف به نظرتون بچه دار شدن صلاحه؟منی که حتی شمارمو به پیرمردای همکلاسیم نمیدم به من میگه تو پشتت به یکی گرمه!!!! بی گناه به آدم تهمت بزنن خیلی میسوزی خیلی خودش جای خوابشو جدا کرد حالا میگه تو پیش من نمیخابی سکس تراپ رفتیم به ایشون فلوکستین و ویاگرا مدل جدید داد ولی به من گفت سالمی میدونین خیلی سنتیه حتی عیباشم نمیبینه و میخاد بگه تقصیره تو همه چی من 50 % اشتباهمو قبول دارم ولی آیا ایشون منزه هستن؟دوستی که گفتی یا خله یا روشنفکر خل هست روشنفکر نیست اون یه ماه سرکار رفتنم شبا انقدر زجرم داد و آزارم داد با گریه میخابیدم نمیتونستم خودمو سر کار کنترل کنم که عذزمو خواستن میخاد منو تو خونه بند کنه یه بچه ام بندازه بغلم که خفه شم نه که عاشق زندگی باشه کاملا 50 ساله پیشی فکر میکنه حرف خیلیه بخام بگم..... ولی بسه از طلاق نمیترسم از بدنامی از خانواده ام میترسم خواهر برادر تو خونه دارم ازدواجه اونا با داشتنه یه خواهره مطلقه تو خونه به خدا مغزم داره میترکه


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.