سلام صبوری جان
راستش پست های خودت رو بیشتر خوندم،و تو پست سومت متوجه سوالت شدم!! ولی نمیدونم ماشاله مصباح الهدی عزیز و دختر بیخیال جون چطور همون اول این همه واست نوشتن!!!!!!!!!دستشون درد نکنه.
در مورد نحوه برخورد با پیشنهاد خواستگاری :
راستش پیشنهادای خواستگارای منم بیشتر از اطرافیان به مادرم گفته میشد،فقط بعضی جاها که مادرم رو نمیشناختن (یعنی فقط خودم رو دیده بودن و پسندیده بودن) به خودم گفته میشد ،من تا زمانیکه اصلا قصدش رو نداشتم که خیلی راحت میگفتم ببخشید قصد ازدواج ندارم،
ولی همین 1 سال اخیر تقریبا که قصدش رو داشتم،وقتی به خودم گفته میشد (غیر از پسر ها!!! مثلا یه خانم بود) کمی خجالت میکشیدم!(حتی اگه خجالت نمی کشیدم اداش رو در میاوردم) بعدش میگفتم راستش این صحبت شما غیرمنتظره بود و من نمیدونم چی باید بگم!! بعد اگه ازم کمی مشخصات میپرسیدن،منم یه کم زمزمه ای حرف میزدم و مشخصات میگرفتم!!
اگه اون موقع شماره خونه رو بهشون داده بودم که هیچی! ولی اگه هنوز نداده بودم یه جورایی از زیرش در میرفتم! اگرم با خونه تماس میگرفتن میگفتم مامانم سریع بگه نه
ولی مادرم!!!! کلی خواستگارام رو میپروند!!! خودش جمع میکرد خودش هم میپروند...
مامانم چون برخورد خوبی داره و روابط زیادی داره، واسه همین خیلی از پیشنهادای منم از طرف همین دوستان و آشنایان مادرم بود...(رفتار مادر و روابط اجتماعیش خیلی توی تعداد خواستگارای یه دختر میتونه تاثیر گذار باشه)
اما از اونطرف وقتی واسه من بهش پیشنهاد میدادن با سیاست برخورد نمیکرد! بهش میفهموند که من خیلی مشکل پسندم و هر کسی رو قبول نمیکنم واسه خواستگار و فلان... !!
مادرت باید خیلی با سیاست برخورد کنه توی پیشنهادای خواستگاری و جلسات خواستگاری،خیلی مهمه
----------------------------------------------
در مورد پذیرش فرد جدید،چرا ازدواج کنیم و... من خودم تو مجردیم (حالا انگاری 10 ساله ازدواج کردم) خیلی تصورات داشتم مثل این چیزایی که دختر بیخیال گفتن!
تو نداشتی واقعا؟؟
از طرفی منم پذیرش شخص جدید واسم سخت بود، الانم خیلی سریع با نامزدم مچ نشدم! هر چند به نظرم واسه پسرا خیلی راحت تره... ولی واسه ما دخترا یه کم زمان بر هست
اما اگه واقعا هیچ حسی نداری،هیچ نیازی تو خودت نمی بینی، هیچ تمایلی به ازدواج و اون فانتزی های دخترونه! نداری،زیاد عجله نکن.
راستی یه مورد دیگه هم اینکه، منم مثل تو به خیلیا اجازه خواستگاری ندادم،به نظرم این کار اشتباست. اینجوری خیلی موقعیت ها رو از دست میدی اگه واقعا قصد ازدواج داری.
چون تا با پسری حرف نزنی مهرش به دلت نمی شینه،
ممکنه یه پسر یکی از معیارات رو کم و زیاد داشته باشه،ولی وقتی باهاش حرف زدی بپسندیش و به دلت بشینه.
خیلی سریع همه رو رد نکن، اگه خیلی از معیارات دور هستن رد کن،ولی اگه فقط یه مورد کوچیک رو ندارن،حداقل این فرصت رو به هر دو طرف بده،پشیمون نمیشی عزیزم
آرزو میکنم امسال همتون ازدواج های موفق داشته باشید.







دستشون درد نکنه.
) بعدش میگفتم راستش این صحبت شما غیرمنتظره بود و من نمیدونم چی باید بگم!! بعد اگه ازم کمی مشخصات میپرسیدن،منم یه کم زمزمه ای حرف میزدم و مشخصات میگرفتم!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)