نصر عزیز،
کاری که دارید می کنید درست نیست.
داری سعی می کنی از تو بدش بیاد و برای این منظورم روشهایی را به کار می بری که به نظر من تحقیر و خورد کردن اون آدم هست.
بذار وقتی رفتی و ماجرا تمام شد، فقط تو رفته باشی ( یه عشق یا دوست یا .... )
نه این که اعتماد و شخصیت و غرور و ... همه چیزش از دست رفته باشه.
پدرت حرف درستی بهت زده.
یکی از اشکالات کار این هست که ایشون داره از سمت شما توجه می بینه.
هر چند این توجه اس ام اس هایی هست که نمی خوامت و حسی بهت ندارم و ...
ولی باز نشونه ی این هست که شما هستی و جای امیدی هست.
نباید گوشی را می گرفتی.
نباید ارتباط برقرار می کردی.
الان هم دیگه ادامه نده. رابطه را تمام کن. تمام تمام.
بگو همه چیز را سپردی دست پدرت و نمی تونی بدون اجازه و موافقت پدرت ازدواج کنی.
بگو سخت تحت کنترل پدرت هستی و دیگه نمی تونی باهاش تماس بگیری. بره پدرت را راضی کنه.
هیچ تماسی از هیچ روشی را جواب نده.
چواب دادن این تماسها هم برای خودت بد هست، هم برای اون.
الان داره به در و دیوار می زنه که به تو برسه، اگر جواب نگیره داغون می شه و ممکنه عکس العمل جالبی نشون نده (این همه تحقیر، تبدیل به خشم بشه)
تو که می دونی جواب نمی گیره، پس نذار اینقدر خودش را به در و دیوار بکوبه. همه راههای ارتباطی را ببند.
بسپر به پدرت.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)