سلام آقای خاله قزی من متولد 68 وشوهرم متولد 65 هستیم راستش قبل ازشوهرم باپسرخاله ام نامزدبودم اماخوب بنابه دلایلی جداشدیم درست شب بعداز خواستگاریم باپسرخاله ام شوهرم اومد خواستگاری اما دیگه شیرینی خورده پسرخاله ام بودم من ورضاشوهرم بچه ی یک محل بودیم رضا با تماسایی که باخونمون داشت دوران مدرسه رفتنم امامن جدی نمیگرفتم یعنی دختری نبودم که بخوام باجنس مخالف رفاقت کنم خلاصه جدی نگرفتمش تا شب خواستگاریم باپسرخاله ام که رضا اومد باپدرم صحبت کرد اماخوب دیگه فرق میکرد فقط 9 روزعقد پسرخاله ام بودم دیگه خونه بابام بودم تا 2 که جداییم طول کشید 6ماه بعداز جداشدنم بطوراتفاقی بارضا تلفنی صحبت کردیم ودرعرض یک ماه هم عقد کردیم یک سال ونیم نامزدبودیم فروردین سال 91 عروسی کردیم 4 ماه بعد باردارشدم حالا یه دختر یک سال و13 ماهه داریم هردو دیپلمه هستیم من جز خودم یک برادر رضاهم جز خودش یک برادر داره شغل آقارضاهم ساخت وساز ساختمان هستش امیدوارم کامل توضیح داده باشم .
- - - Updated - - -
سلام آقای خاله قزی من متولد 68 وشوهرم متولد 65 هستیم راستش قبل ازشوهرم باپسرخاله ام نامزدبودم اماخوب بنابه دلایلی جداشدیم درست شب بعداز خواستگاریم باپسرخاله ام شوهرم اومد خواستگاری اما دیگه شیرینی خورده پسرخاله ام بودم من ورضاشوهرم بچه ی یک محل بودیم رضا با تماسایی که باخونمون داشت دوران مدرسه رفتنم امامن جدی نمیگرفتم یعنی دختری نبودم که بخوام باجنس مخالف رفاقت کنم خلاصه جدی نگرفتمش تا شب خواستگاریم باپسرخاله ام که رضا اومد باپدرم صحبت کرد اماخوب دیگه فرق میکرد فقط 9 روزعقد پسرخاله ام بودم دیگه خونه بابام بودم تا 2 که جداییم طول کشید 6ماه بعداز جداشدنم بطوراتفاقی بارضا تلفنی صحبت کردیم ودرعرض یک ماه هم عقد کردیم یک سال ونیم نامزدبودیم فروردین سال 91 عروسی کردیم 4 ماه بعد باردارشدم حالا یه دختر یک سال و13 ماهه داریم هردو دیپلمه هستیم من جز خودم یک برادر رضاهم جز خودش یک برادر داره شغل آقارضاهم ساخت وساز ساختمان هستش امیدوارم کامل توضیح داده باشم .
- - - Updated - - -
بخشیددیر جواب دادم بخدا اصلا نمیشه واردسایت شد راستی من خیلی حساس زودرنج هستم دوست دارم رضا احساسش بهم روابراز کنه اما اون ..رضاخیلی حساسه بایدچادرسرکنم بیرون یاتومهمونی آرایش نکنم تنها جایی نمیذاره برم حتی نذاشت درسموادامه بدم من خیلی ازاین وضعیت خسته شدم دوست داشتم شوهرم بهم اعتماد داشته باشه هروقت هم بگم میگه به تو اعتماد دارم به جامعه ام ندارم خلاصه نمیدونم چه بایدکنم؟
- - - Updated - - -
بخشیددیر جواب دادم بخدا اصلا نمیشه واردسایت شد راستی من خیلی حساس زودرنج هستم دوست دارم رضا احساسش بهم روابراز کنه اما اون ..رضاخیلی حساسه بایدچادرسرکنم بیرون یاتومهمونی آرایش نکنم تنها جایی نمیذاره برم حتی نذاشت درسموادامه بدم من خیلی ازاین وضعیت خسته شدم دوست داشتم شوهرم بهم اعتماد داشته باشه هروقت هم بگم میگه به تو اعتماد دارم به جامعه ام ندارم خلاصه نمیدونم چه بایدکنم؟
- - - Updated - - -
اما باتمام خودخواهیاش وسختگیریاش واقعادوستش دارم اگریک شب ازهم قهرباشیم این فقط منم که دیوونه میشم میخوام زندگیم درست بشه رضا درست بشه بفکرم باشه واحساسشو بهم ابرازکنه یعنی میشه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)