عزیزم من همه پست هاتو خوندم قبول دارم که خونواده شوهرت دخالت میکنن اما میدونی مشکل اصلی چیه؟؟
ما خانوما ارزش خودمون رو نمیدونیم.
بیش از اندازه از خود گذشتگی میکنیم.
به خاطر نگه داشتن زندگی و شوهرمون خواسته های خودمون رو نادیده میگیریم.
شما میترسی ازینکه خواسته خودت رو مطرح کنی و شوهرت عکس العمل بدی نشون بده و شروع به بد و بیراه گفتن و بهونه گیریهای همیشگیش بکنه.
چون تو این اجازه رو به شوهرت دادی.
تنها راهش میدونی چیه؟ به تمام مسائل حاشیه ی زندگیت بی توجه باشی .
یه مدتی فقط به خودت توجه کنی . به اینکه از زندگی چی میخوای
با تمام بی احترامیهایی که از شوهرت میبینی داری احترام میذاری چون واسه خودت شخصیت قائلی.
کارای دیگران به خودشون مربوطه تو مسئولشون نیستی. پس از خودت راضی باش بدون اینکه به نتیجه فکر کنی.
فقط فکر کن چه کاری درسته چه کاری غلط.
اعتماد به نفستو بالا ببر داری به قول خودت بهترین دانشگاه درس میخونی . یه زن شاغل و مستقلی
اول خودت خوبیهاتو ببین شوهرت هم خود به خود اونارو میبینه . ضعفاتو از بین ببر
پس اول سعی کن واسه خودت ارزش قائل بشی و جایی که فکر میکنی اشتباه نکردی از موضع خودت کوتاه نیا البته با سیاست نه با دعوا و بحث.
هیچوقتم اینو فراموش نکن صبر و تحمل تو زندگی معجزه میکنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)