بانو امیدوار عزیز
شاید از مشکلات زندگی ( چه خانوادگی، چه اخلاقی و یا زناشویی ...) دوستان همدردی خونده باشی یا در زندگی فامیل و دوستان، حتما دیدی . . .
من هم از همان کسایی هستم که مرد اول زندگیم، نامرد بود ولی خدایی بود که به لطفش امیدوار بودم و همان خدا، کمکم کرد تا همه چیز را کنار گذاشتم و زندگی را دوباره شروع کردم
1. میگی زمان زیادی تا دادگاه مانده، زمان نمیگذره یا ...
باید زمان هایی که داری را به بهترین نحو ممکن ، فقط و فقط واسه رشد خودت استفاده کنی (نه به جون خودت غر بزن، نه گدشته را زیر و رو کن و نه اینکه غصه ازدواج به ثمر نرسیده یا مطلقه شدن آینده را)
2. چرا زندگی من این طوری شد و چرا ... و چرا ...
یه اشتباه بود و باید تمام بشه، زود یا دیر، بزرگ و یا کوچک، نمیشه الان حرفی زد شاید گذشت زمان، به تو نشان بده که یه تجربه واسه موفقیت در زندگی آینده ات باشه و یا ...
همیشه مثبت فکر کن و از لحظه هات ، بهترین تفسیر را واسه خودت بردار3. من می تونم این روزهای سخت و تاریک زندگی ام را فراموش کنم یا نه ؟؟؟ ...
آره عزیزم، خیلی ساده تر از اونی که فکرش را میکنی، آخه کسی که ارزشش را نداشت از زندگیت بیرون کردی و به تمام خوبیها احازه ورود میدی، دلیلی واسه ناراحتی وجود نداره
بین خودمان باشه ولی از لحظه ای که در تصمیم درستت مطمئن شدی و خودت راه را شروع کردی، احساس یه تولد دوباره میکنی و یه عالمه هدف قشنگ و تلاش واسه دست یافتن به زیباییها
و خیلی حرف های دیگر که بعدا برات می نویسم
از من می شنوی، زندگی خودت (امیدوار92) ، پیشرفت خودت را بچسب و غصه نخور
زندگی را زندگی کن، همین








علاقه مندی ها (Bookmarks)