درود بانو
اولا شما تازه 19 سالته پس هنوز راه زیاد داری. 
اگه مسخره نمیکنین من خودم 30 سالمه نقاشی که بلدم بکشم یه خانه مربع شکل با ابر و یه دودکش و یه آنتن با چنتا پله.(دقیقا شبیه نقاشی بچه های کلاس اول یا نهایت دوم دبستان)
یه تابلو از دوستم خریدم زدم به دیوار مغازه هرکی میان میپرسن خودت کشیدی میگم چاکرتیم دیگه
طرف فکر میکنه خودم کشیدم
یعنی اعتماد بنفس چسبیده به سقف.
معاف شدم از خدمت توی 21 سالگی مغازه زدم بازام خیلی خوب بود ولی حساب کتاب مغازه را نداشتم جوری زمین خودم که تا 24 سالگی نتونستم بلند بشم از روی زمین یعنی له شدم خورد شدم شکستم ولی بعدش دوباره بلند شدم الان خداروشکر تونستم یه خونه کوچیک بخرم.خیلی روزا خیلی وقتا به این فکر میکنم اگه اونموقع حواسمو بیشتر جمع میکردم الان اینقدر پول داشتم که توی بانک میزاشتم سودشو هرچقدرم خرج میکردم تموم نمیشد.ولی مهم نیست قسمت منم این بود.گذشته هرچی بود تمام شد رفت.
ایشالله هیچوقت سر هیچکی نیاد.واسه عزا گرفتن نزدیک 2سال عمرم و جوونیم رفت شما هم اگه میخوای مثل من بشی راحتهب شین فقط غم و غصه بخور بخودت بگو نمیتونم کاری کنم و اعتماد بنفس ندارم ولی اگه واقعا میخوای خودتو بکشی بالا سعی کن یاد بگیری مخصوصا از افرادی که هم رشته شما هستن و باتجربه
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)