نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
با سلام


مشکل شما نه دعا کردن شماست ، نه آروزهای تحقق نیافته ، نه خدا و نه اجابت نکردنش هست .

مشکل شما سیستم فکری ، بینش ، نوع نگرش به زندگی و نوع هدفگذاری و برنامه ریزیهای شماست .

در شکل نگاه شما به زندگی سیر در سطح هست تا عمق ، مثلاً راحت و آسان رسیدن به آنچه می خواهید و کلاً تخیل محوری در خصوص خواسته هایتان و آرزو پروری ...... وقتی شما چنین روندی در ذهن و روان خود دارید هرسخنی بوی این را بدهد
که شما می توانید آسان بدست آورید را پذیرفته و با توقع بالا آنرا پی می گیرید و هرآنچه که بوی تلاش و عمیق شدن بدهد را توجه نمی کنید چون حداقل زحمت فکر کردن را دارد که شما نمی خواهید متحمل شود و عجله دارید که زود به خواسته برسید.

مثال می زنم تا واضح تر گفته باشم :

دختری شما را جذب کرد ...... در ذهن رویای دست یافتن به او وجود شما را پر کرد ...... چه زمانها که با تخیلاتی شیرین او را دست یافته و در کنار آمده ندیدید ، یعنی خیلی از اوقات شما در رابطه با این دختر مشغول رویای شیرین با او بودن و بدست آوردنش با همه فانتزیهایش بودید .... و این میل شدید به هرچه زوتر تحقق یافتنش را در شما رشد داد ( کاری که احساس محوری و خیال پروری می کند ) و چون هیچ زمینه منطقی برای آن ندیدی ( کم سن و سالی و ..... ) اینجا حرف اینکه هرچه می خواهی از خدا بخواه برایتان جلوه گری کرد و ذوق شما برانگیخته شد و شدید در خواست کردید که خدا مهر شما را به دلش بیاندازد و ...... باز هم خیال پروری اینکه خدا دعایت را برآورده کرده و به محبوب رسیده ای و ...... طبیعی هست که وقتی چنین نشود از این خدا عصبانی و دلخور و ناراحت می شوی و .......

عمقی نبودن نوع نگاه و روش و شیوه شما در این ماجرا را خود می توانید آنالیز کرده بدست آورید اما من اشاراتی می کنم .

صرفاً بر اساس احساس ، توجهت به دختری جلب شد ( احساس برخواسته از کودک درون است و اگر در تصمصم گیری و طلب محور شود ویرانگر است ) بر اساس غرائز و امیال عاطفی و جنسی او را طلب کرده ای ( هیچ شناخت و تحلیل مبتنی بر آن در خصوص اینکه میزان سنخیت شما چقدر هست در میان نبوده و در پی اش هم نبودید ، رویا پروری ( تحریک و برانگیختن هرچه بیشتر احساسات و میل .... )
نداشتن زمینه مناسب مثل کم سن و سالی یا هرچیز دیگری که شما به عنوان نداشتن شرایط مد نظرتان هست ( عدم واقع نگری در طلب و خواسته ) و ......

فقط این اشارات مرا در نظر بگیرید خواهید دید نه منظق در خواسته شما بوده و نه واقع بینی ، بلکه صرفاً احساسات هست ...... و در پی آن انتظار و توقع بالای شما مبنی بر اینکه خدا همراه احساسات شما شود و علم و حکمتش و خیر و صلاح را کنار بگذارد چون شما از او خواسته ای و نباید بی پاسخ بمانید و ......

تصور کنید خدا بخواهد اینگونه در مورد بندگانش خدایی کند ..... مطمئنم سنگ روی سنگ بند نمی شود و نظام عالم از مدار نظم و عدل خارج می شود .

کمترین چیزی که ما در خواسته هایمان باید برآن واقف باشیم همه جانبه نگری در خصوص این است که خواسته منطقی ،خیر و صلاح و ضروری باشد و در این صورت هم ، ما بنا براین که علممان محدود است و در عادل بودن هم ضعف داریم بر خیلی از جوانب آگاه نبوده و اشراف نداریم و مهمتر از آن هم این است که برنامه و روند تلاش شخصی را هم باید مد نظر داشته باشیم و در این شرایط دعا کردن و خواستن از خدا یعنی اینکه خدایا من فلان چیز را می طلبم ( با لحاظ شرایطی که گفتم یعنی همه جانبه سنجی ، منطقی و خیر بودنش و ..... ) بعد اسباب تلاش و حرکت خود را هم فراهم کرده و می گوییم خدایا من آنچه در توان دارم به کار می گیرم و ..... اما نمی دانم آنگونه که من فکر می کنم این خواسته صلاح من هست یا نه پس تو کمک کن اگر خیر است به نتیجه برسم اگر نه تو مانع شو و .....

یعنی ما نتیجه را واگذار می کنیم به خدا و اشراف او بر دقایق عالم و خود ما و خیر و صلاحمان و .....

اگر به شما گفته اند از خدا خواستن یعنی هرچه شرایطش نیست ،منطقی هم نیست و نمی دانی مناسبه یا نه و ..... فقط دلت می خواهد را بخواه و خدا مطلقاً وظیفه دارد و باید بدون اینکه شما کاری بکنی یا از تلاشی از عهده ات بر بیاد برآورده شود ، کاملاً به شما اشتباه تفهیم کرده اند و باید فهم درست دعا و خواستن از خدا را بیابید و این کج فهمانده شدنت را اصلاح کنی .

در میان متن شما چند بار این بود که وقتی کاری را خودم می توانستم انجام دهم دعا نمی کردم کاری که از عهده خودم بر نمی آمد دعا می کردم و ..... و من هم کلام ناگفته شما را اضافه می کنم که و باید خدا خواسته ام را به انجام می رساند . دقت کنید نگاه و احوال شما بر توقع مطلق است و باید ......
هیچ جایی برای اینکه دعا کنید و اگر نشد هم هم نشد لابد صلاح نبوده در ذهن شما باز نیست .

خدا در نگاه و بینش شما در حد یک خدمتگذاری هست که باید منتظر باشد شما خواسته های ناممکنتان را امر بفرمایید تا او هم بگوید چشم بنده من این هم درخواست شما اجابت شد ...... خدا در تصور و بینش شما غول چراغ جادوست و ......

در همین تاپیک از عنوان انتخابی گرفته تا نوع تعاملتان با اعضاء و تکرار سئوالتان و حتی گزارش دهی از نتیجه مطرح کردن در یک فروم دیگر به زبان انگلیسی و پاسخ یک آمریکایی و ...... ضعف بینش و نگرش شما در خواسته اتان پیداست که عمده ترین نشانه آن عدم تشخیص درست صورت مسئله هست . از شما تقاضا می کنم با این محتوایی که بنده به شما ارائه کردم ،بررسی کنید که اگر عمیق و واقع بینانه و درست می خواستید صورت مسئله خود را تنظیم کرده و در رابطه با آن از دوستان راهنمایی بخواهید تیتر عنوان شما چه تفاوتی با تیتر کنونی می کرد و چه تیتری می شد ؟

بنده منتظرم خود شما این بررسی را داشته باشید یعنی یک تکلیف مشاوره ای هست برای هدایت شما به سوی عمیق دیدن و بررسی همه جانبه مسئله و یافتن صورت مسئله اصلی . در ادامه بنده اگر لازم بود می گویم که نتیجه چی می شد .
تنها مشکل من اینه که خدا رو دیر شناختم و هزینه هنگفتی رو بابت این ماجرا دادم بیشتر سرمایه ام از دست رفت و سالهایی که با امید کاذب گذروندمش.
تنها مشکلم این بود که فکر میکردم خدا نسبت به خواسته های من بی تفاوت نیست یعنی اگه چیزی رو که میخوام هم نده یه چیز بهتر جاش میده به قول لاورو برای به دست اوردن یک زن تلاش خاصی نیاز نیست فقط شناساندن خود به طرف کافیست و اثبات اینکه چقدر مصمم هستی
من هیچ گاه خدا رو وسیله ای برای رسیدن به ارزوهام قرار ندادم فقط چون به قدرتش اطمینان داشتم و میدانستم تمام زمین و تمام هستی مال خداست و میدانستم اگر خدا اراده کند حتی میتوانم فرمانروای تمام جهان هستی شوم.
شما از چیزهایی حرف میزنید که من به ان اعتقاد ندارم
چهار تا از دوستان من دختر مورد علاقه شان در مغازه خودشون پیدا کردند بدون اینکه حتی دعایی بکنند دوست من عاشق دختری بود که دختره حاظر نبود ریخت پسره رو ببینه اما رفت پیش امام رضا و ازش خواست و الان ازدواج کردند یعنی همه اینا کشکه
شما از چیزایی حرف می زنین که خلاف ان در دنیا اثبات شده،خدا به خیلی ها بی حساب روزی داده به ملیونها انسان که من امار بیشترشون رو دارم از یه جایی بهشون داده که حتی فکرش رو هم نمی تونستن بکنن
چیزایی که من از خدا و امامان خواستم قبلا خیلی ها خواسته بودن و بهش رسیده بودن
دوست من کور مادرزاد بود بردنش پیش امام رضا الان بینای بیناست بدن اینکه ذره ای تلاش کنند و فقط بردنش پیش امام رضا
من دنبال معجزه نبودم و تمام خواسته های من کاملا معقول و بر اساس اتفاقاتی هست که قبلا برای خیلی ها افتاده