
نوشته اصلی توسط
deljoo_deltang
فعلا به نظرم نگران رفتار همسرت نباش. اگر ازت کمک خواست مراجعه به مشاور رو برای تصمیم گیری و کمک پیشنهاد کن. اگر واقعا می خواهد و می خواهی که مشکلتون حل بشه باید ریشه این خیاتنها پیدا بشه و به نظر میاد شما دو نفر به کمک تخصصی برای پیدا کردن ریشه اون نیاز دارید. به جای نگرانی برای همسرت به نظرم فعلا باید کمی برای خودت باشی و فکر کنی و تصمیم بگیری.
یکمی تناقض وجود داره، اگر اون دختر نمی دونسته همسرت متاهله چرا همسرت باید از دستش عصبانی بشه و تهدیدش کنه؟
نگران همسرم نیستم .... ولی احساس میکنم واقعا تصمیم به اصلاح رفتارش گرفته ... چون دفعات قبلی سعی میکرد با خنده و شوخی رد کنه ولی اینبار واقعا به فکر فرو رفته و خودشم خیلی ناراحته ... این رفتارش یه مقدار بهم امیدواری میده
دختره نمی دونست همسرم متاهله و همسرم ناراحت و عصبانی شده بود چون به خیال خودش اون دختره رابطه تموم شده رو برای من باز کرده بود و با گفتن جزئیات رابطه کار همسرم رو در بدست آوردن دل من سخت تر کرده بود .... پیش خودش فکر کرده اگه زن من این چیزارو نمیدونست خودم یه جوری سر همش می کردم ولی دختره کارو خراب کرده بود ....
دیشب خونه مامانم بودیم من زودتر رفتم اونجا همسرم برام یه دسته گل بزرگ خرید آورد و با خواهر زاده م که قهر بود هم رفتار خوبی از خودش نشون داد و در واقع آشتی کرد ... با این رفتارها میخواد به من بگه که داره تغییر می کنه و اشتباهاتش رو اصلاح می کنه ... ولی من ....
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)