به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 35
  1. #21
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببخشید جواب شما را فرستادم بانو فرشته اردیبهشت

    بانو مصباح خیلی حرفه ای شدینا

    با بخش حالا بریم سطوح عمیق تر!
    الف)یک مرد خوش تیپ و خوش قیافه و...عین برد پیت را در نظر بگیر ولی عصبانی و اینکه سرت داد بزنه.و یا حتی فقط خیلی دوستت نداشته باشه!!!
    اوایل ازدواج بله.قیافش خوبه.تو دل بروست.خوشت میاد.ولی درست وقتی که داره قیافش برات عادی میشه،اون وقت اخلاقش را برات نشون می ده.سرت داد می کشه! درکت نمی کنه! خدای نکرده به پدر و مادرت بی احترامی می کنه!تو دعوا براش مهم نیست چه لغاتی از دهنش در بیاد و..... دقیقا همون موقع که قیافه داره عادی میشه،این آقای زیبا برات زشت ترین مرد دنیا میشه!

    اصلا اولین باری که خدای نکرده به پدر و مادرت توهین کرد عمرا بتونی دوستش داشته باشی!!! (من که این طوریم)
    اولین بار که دیدی با یک دختر نامحرم داره لاس می زنه،می خوای سر به تنش نباشه!!!

    ب)یک مرد معمولی یا حتی متوسط رو به پایین را در نظر بگیر.قدش زیاد بلند نیست.یکم شکم داره.اما مهربونه.خوش اخلاقه.درکت می کنه. این قدر درکت می کنه که با ناراحتیت ناراحت میشه.با خوشحالیت خوشحال میشه!

    حاضره برای اینکه تو به علائقت برسی از علائق خودش بگذره!حاضره برات گذشت کنه!!! این گذشت تو زندگی مشترک چقدر مهمه!!! تو سایت خودت دیدی دیگه!نه؟
    خب چه کسی گذشت می کنه.یا درواقع چه کسی راحت تر گذشت می کنه؟
    کسی که مهربون باشه.کسی که تو را واقعا دوست داشته باشه!


    مثلا امتحان داری وقت نداری چلو خورش بپزی دو حالت داره:
    a)مرد باگذشت که تو را واقعا دوست دارد:
    با نون پنیر هم قانعه.اصلا راضی نیست خانومش تو زحمت بیفته. یا فوقش تو اون هفته امتحانات از بیرون غذا می گیره یا...
    بعد وقتی امتحانت را خوب بدی از خوشحالی تو می پره هوا!وقتی بد دادی نمیگه مگه حالا چی شده!! انگار قراره نیوتون بشه! به جاش باهات همدردی میکنه!


    b)مرد بی گذشت که دو حالت داره:
    1)اخلاقش بد نیست یا حتی خوبه.تو را معمولی دوست داره.میره جلو تلویزیون می خوابه!صدای تلویزیون را بلند می کنه!غذا کو؟

    تو می گی وقت ندارم.مگه نمی بینی؟ چیزی نمی گه ها ولی با نگاهش رفتارش همش داره بهت فحش می ده.مثلا میگه ای بابا!یا میگه من یک دوست دارم خانومش از هر انگشتش یه هنر میریزه!اصلا سر کار که میاد غذاش حاضره و... یه حالتی باهات رفتار می کنه که انگار برات منت می ذاره! انگار چه لطف بزرگی کرده که گذاشته تو درس بخونی و...
    تازه این اخلاقش خوبه ها! ولی مشکلش اینه که زیاد تا اون حد دوست نداره که بتونه از ته دلش برات گذشت کنه!گذشت می کنه ها ولی با منت!همون گذشت نکنه راحت تری!

    2)بداخلاق! که دیگه خودت حدس بزن چی میشه!!! مطمئنم همه امتحانات را خراب می کنی!!!و شاید مشروط بشی!

    یکمی از این زوایا هم نگاه کن ببین ظاهر و علاقه و یک سری خصوصیات اخلاقی کجای معیارات قرار می گیرن.
    خودت به نکته خوبی اشاره کردی!!!هیچ مردی نیست همه خصوصیات خوب را با هم داشته باشه.
    ببین اگه قرار باشه از یه خصوصیت کوتاه بیای از چه خصوصیاتی راحت تر کوتاه میای.من که می گم در همین حد که از ظاهرش بدم نیاد و فقط به دلم بشینه ولی واقعا منو دوست داشته باشه و بااخلاق باشه.واقعا درکم کنه.با گذشت باشه و مهربون باشه!!!

    ************************************************** ****

    100% موافقم خیلی زیبا نوشتید یعنی عالیه
    جوری نوشتید که من بعنوان یه مرد متاهل وقتی میخوانم باورم نمیشه شما مجرد هستید ولی اینقدر زیبا درک می کنید زندگی متاهلی را
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
    ویرایش توسط khaleghezey : چهارشنبه 17 اردیبهشت 93 در ساعت 17:12

  2. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  3. #22
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    مینوش:

    فرشته جان من نتونستم بفهمم چه جور ادمی با چه وِیژگی هایی به عنوان همسر برات مورد قبوله.

    کلیت اینایی که گفتی این بود که می خوای از خودت باهوش تر و جذاب تر (حالا ظاهری یا درونی یا هردو؟) باشه و نمی خوای ابراز احساسات مستقیم داشته باشه.

    نه از نظر ظاهری نمیخام ازم بالاتر باشه فقط میخام برام دلنشین باشه .
    ولی از لحاظ دیگه میخام بالاتر باشه
    معرفتش اطلاعاتش روانشناسیش ازم بالاتر باشه

    در مورد این اقا نوشته بودی موقرانه ابراز احساسات می کنه اما توی یه پست دیگه ات نوشتی که التماس می کنه. نفهمیدم بالاخره.
    اره دیشب یه اسی داد معنای التماس میداد من فکر میکنم این اقا استقلال فکری نداره خامه پخته نشده یعنی مطمانم این کافی نیست برا رد کردنش؟

    این اقا اگه هیچ مشکلی نداره جز این ابراز احساسات بهش بگین که فعلا چندان ابراز احساسات نکنه تا بتونین بررسی کنینش به عنوان خواستگار. بهش بگین نمی خواین اوضاع احساسی جلو بره و منطقی می خواین باشین هر دوتون. احساسات هم به وقتش.

    ضمنا خودت هم می تونی بهش یاد بدی که چطور ابراز احساسات بکنه و چطور نکنه. اون نمی دونه خوب. دوست دختر زیاد نداشته که با تجربه باشه بفهمه باید چطوری با هر نوع دختری رفتار کنه. شاید شما اولین کسی هستی که داره واقعا سعی می کنه ابراز احساسات کنه واسش و ناشیه هنوز.
    اره خب اولین دختری هستم که دوسش داره 27 سالشه


    موفق باشی.
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  4. 2 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), meinoush (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  5. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    سلام خانوم فرشته ارديبهشت. وهمينطور مصباح الهدي عزيز

    من پيدا نميكنم پرتقال فروش رو!!!!!!

    دوستان همدردي به مصباح الهدي ميگن سخت گير بعد مصباح الهدي به فرشته ميگه سخت گير بعد من موندم اين دوستان سختگيرن پس من چي ميشم؟؟؟

    خانوم فرشته آقايون بايد حد وسط رو رعايت كنند نه از اين ور بوم بي افتند نه از اون ور بوم.

    ابراز علاقه ايشون اصلا درست نبوده و جلوي شناخت رو ميگرفته .مگر اينكه بعد از جواب منفي شما بوده كه حس كرده اينطور بايد نظر شما رو عوض ميكرده كه بدتر شده.

    از اون طرف هم هموطور كه گفتم زندگي كردن با مردهاي مغرور اعصاب فولادي ميخواد.

    شما و مصباح جان تجربه جلسات خواستگاري داشتيد من نداشتم .

    ولي بايد دقت كنيد فقط رو اين پيام ها حساب نكنيد زندگي اون پسر رو از ابتدا تا الان ببينيد .روابطش با ديگران شايد فقط براي جلب رضايت شما اين كار رو كرد و ذاتا اينطور نيست.

    بعدم حرف ادما تاثیر میذاره میگن تو باید با پسر خ خوشتیپ و جذاب ازدواج کنی و وقتی یه ادم معمولی میاد که اکثرا اینطورن دوس دارم بهتر ازین باشه جذاب باشه تو دل برو باشه
    نه ازین .... حتی تا جزییات لباس پوشیدنش مهمه ...
    اکثر ادما معمولین ....من چرا کمال گرااااام؟؟؟!!!
    گاهی هم فک میکنم کمال گرا نیستم فقط میخام یه کم فقط یذره از خودم بالاتر باشه

    واقعا چرا جذابیت برام مهمه؟! نمیخام ازن معیار بگذرم عاقلانه است؟
    فرشته جان چون هنوز اون آدمي كه فكر كني نه.....يقين كني خوشبختت ميكنه سر راهت قرار بگيره ميبيني اونم يك آدم معموليه از فضا نيومده.

    من چند سال پيش فكر ميكردم همسرم بايد يك مرد قد بلند(نه خيلي به اندازه) چهارشونه مرتب شيك پوش كه لفظ قلم صحبت ميكنه وتمام اداب معاشرت رو ميدونه .

    سوار بر اسب سفيد نه چون شيك پوشيش به هم ميريزه حداقل سوار بر پرايد سفيد با يك شغل كاملا رسمي و تحصيل كرده و حتما موهاش هم كامل باشه ...

    بعد آخرشم فكر ميكردم حتما كپي برابر اصل برادرم باشه.

    الان كه فكر ميكنم ميبينم چرا من اونطور فكر ميكردم ؟؟؟!!!!

    برادرم نه قد بلند نه چهار شونه نه شيك پوش فقط مرتب هست و مهربون

    تحصيلاتشم زمان ازدواج ديپلم بود اسب سفيدشم موتور بيرون از محيط كارش هم نه رسمي ميپوشه نه لفظ فلم صحبت ميكنه تازه با لهجه كامل

    - - - Updated - - -

    ببخشيد فرشته جان صحبت هام نصفه موند.

    من روي مو حساس بودم بايد بگم برادرم هم موهاش رو داشت الان نداره

    وقتي فكر ميكنم اونهايي كه قبولشون دارم (برادرم نمونه بارزش) با اون ايدالاهايي كه فكر ميكنم زمين تا اسمون فرق ميكنه فقط چيزي كه مهمه اينه كه دركم ميكنند. ترجيح ميدم طرف مقابلم رو ببينم بعد نظر بدم.

    الان يكي از خواستگارهام واقعا جايگاه اجتماعي و خانوادگي بالايي داره ولي من تا نبينم هيچ نظري ندارم. ولي هر كي ميشنوه ميگه خوبه كه.

    - - - Updated - - -

    در موردي هم كه شما مد نظرت هست دقيقا همينه من يك خواستگار داشتم قد بلند چهار شونه شيك پوش مرتب خوش چهره مبادي آداب وهمونطور كه در نظر شما هست مغرور و محكم.

    ولي من چند بار در جاهاي مختلف ديدمش اول خوشم اومد ولي بعدش نظر منفي دادم چون ديدم فقط به اندازه يكي دوساعت ميتونم تحملش كنم.فكر ميكرد تمام دنيا دست به سينه ايستادن تا ايشون امر بفرمايند.

    خيلي هم پيگير شدند ولي به دلايل ديگه خانوادم گفتند نه منم به دلايل خودم با نظرشون موافق بودم.





    • اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري


    http://www.hamdardi.net/thread-32764.html


    خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
    که جواب برخی دعاهایم؛
    «صبر» و «انتظار» است ...






  6. 5 کاربر از پست مفید صبوری تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), khaleghezey (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), reihane_b (شنبه 20 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  7. #24
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    مصباح جان خوب میدونم پست هایی که شما و بقیه دوستان میذارید عصاره وقت و حوصلتونه پس بسیار قدر دانم و تشکر میکنم
    و البته میدونم که باید درمان بشم تعدیل بشم خیلی کمال گرام تو این مورد.

    مصباح قیافه و رفتار و نقص برا من عادی نمیشه
    ببین من نمیگم که کسی رو صرفا برا تیپ و جذابیتش انتخاب میکنم چن مورد داشتم در حد ارتیستای خوشتیپ خیلی هم رفتارشون خوب بود ولی چون معیارای دیگه رو نداشتن نخاستم
    چند بار رفتیم بیرون دخترا بهش زل میزدن اینطوری که نمیخام
    من اینا رو در کنار اخلاقیا ت میخام همون کمال گرایی دیگه همه چیو باهم میخام


    خب من نمیخام خ ازم پایین تر باشه میگم باید زن و شوهر بهم باید بیان ...این که منطقیه
    نمیدونم شاید باید تعدیلش کنم شاید یه ساختار فکری غلط دارم که باعث میشه تیپ و جذابیت برام خ مهم باشه ولی پیداش نمیکنم چی تو فکر من غلطه
    خوب میدونم نباید اینطوری باشم چون خیلی شده از کسی خوشم اومده اما چون خ از ظاهرش خوشم نیومده (بد نبوده ها عادی بودن) رد کردم

    به نظرم اونایی که خ دنبال ادمای جذاب هستن ضعف اعتماد بنفس دارن اما خب این موردو تو خودمو نمیبینم
    من همهچیو کامل میخام بی عیب تو خونه تمیزی سر کارم کارام رو کامل انجام میدم اما بسیار انعطاف پذیرم یعنی به نظر خودم متعادلم وهمه راضی اند ازم

    خودمم هم با این که ساده ام اما همیشه به خودم میرسم و تمیز و مرتبم درین حد میخام اما بازم وقتی با کسی حرف میزنم حساسیت هام شروع میشه
    مصباح چقدر میتونی به گفته هات عمل کنی؟ یعنی میتونی با یه پسری بشکل مردای تاس ازدواج کنی؟ یعنی انقدر بی اهمیته برات
    البته بگما درک میکنم حرفاتو منظورم از جذابیت ظاهری چش و ابرو که نیست نوع سلام احوال پرسی نشستن حرف زدن حرکات خندیدن نگاه کردن

    فک کنم شما فک کردی من دنبال زیبایی ام . مخصوصا اعتماد به نفسش خیلی برام مهمه
    پریروز با یکی حرف میزدم متوجه شدم دستاش میلرزه گفتم چرا اینطورید جواب داد خیلی استرس دارم. همونجا برام رد شده بود ....

    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  8. #25
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    فرشته گفته بودی که یکی بوده قبلا که فکر می کردی دوسش داری یا نمی دونم دوسش داشتی بعدش نشده ازدواج کنین. دقیقا یادم نیست. اما این امکان هست که خواستگاراتو با اون مقایسه می کنی و معیارت رو گذاشتی اون؟ منظورم اینه که واقعا یه چیزایی مثل همین اقایی که در گذشته بوده ممکنه باعث شه که خود به خود همه رو رد کنی چون هیچکس به دلت نمیشینه چون در مقایسه با اون ادم همه مردودن؟

    منم خوشم نمیاد بچه بزرگ کنم. ولی اونایی که بلدن دلبری کنن خوب با خیلی دخترا دوست بودن یا حتی زندگی هم کردن. خیلی با تجربه می شن. بعدش ممکنه انقدر با تجربه بشن که خیلی از رفتاراشون تحت کنترل و تصمیم خودشون باشه و ادم نتونه به هیچ کدوم از ابراز احساسات هاشون اعتماد کنه چون قدرت اینو دارن که در صورت نیاز به خوبی رفتارای دوست داشتن رو نشون بدن از خودشون در صورتی که ادمو دوست ندارن. البته این دیگه خیلیه و با کلی تجربه و حتی یه دهه یا بیشتر سر و کله زدن با خانما و دخترا به دست یه اقا میاد اما اینو با یه پسری که هنوز بلد نیست ابراز احساسات کنه قیاس کن.

    در مورد ایشون قبل از ازدواج خوب باید چیزایی که بایدو بهش یاد بدی که اگه شاگرد خوبی نبود دیگه ازدواج نکنی!

    در کل حرفاتو می فهمم. اول اینکه سنت زیاد نیست اضطرار نداری و حس نمی کنی دیرت شده راحت همه رو رد می کنی. بعدش هم که هیچکی خوب به دلت نمی شینه دیگه اصلا شایدم با فراغ بال و خاطر میری توی جلسه خواستگاری و پایه و جواب از پیش تعیین شده ات نه هست. حالا میری شاید طرف بدکی درنیاد. یه چیز دیگه هم احتمال داره احساس نیاز نمی کنی به یه مرد دیگه و ازدواج و این چیزا. مثلا من الان که یه کمی یکی رو اومدم دوست داشته باشم و بعد دیدم اشتباه گرفتم کلا خیلی پیش میاد که احساس نیاز بکنم به ازدواج و زندگی مشترک و عشق و این چیزا. در صورتی که قبلا فقط خود تنهایی اذیتم می کرد و این تنهاییمو یه دوست هم جنس خودمم اگه پیدا می شد می تونست پر کنه. اما الان حسم یه طور دیگه است. حالمم خوب نیست :)

    یادمه یه وقتی می گفتی خیلی خیلی صبور بودی و هی همش همه رو می خواستی درک کنی. بعدش یه مدت دیگه خسته شده بودی. ممکن هم هست این حالت که خستگی از درک زیاد بوده هنوزم باشه یه کمی پیشت و این حالته که باعث میشه صبر نکنی خیلی و خواستگارارو بررسی نکنی و درجا بگی نه.

    خودتو می گی درک کردنت بالاست. سنتم زیاد نیست. چطور به این درک بالا رسیدی تو چه محیطی و به چه شکلی. همین محیط و همین شکل رو و یا مشابهش رو بگرد توی زندگی مرد مقابلت پیدا کن. شاید اینطوری بتونی پیداش کنی. وگرنه درک بالا مال مرد سن بالاست. بالای 40 سال تازه اونم اگه ادمی بوده باشه که درکش بالا باشه. اگه توی سن پایین تر بخوای این درک بالا رو نیازه که توی یه بستری توی یه محیطی و یه شرایطی شکل گرفته باشه. این بستر و محیط و شرایط رو ببین کدوم ادم در اطرافت داره.
    اینا رو فعلا می تونستم بنویسم.
    موقق باشی.
    ویرایش توسط meinoush : چهارشنبه 17 اردیبهشت 93 در ساعت 20:03

  9. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), reihane_b (شنبه 20 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  10. #26
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه پنهان ماه نمایش پست ها
    خانم های این سایت واقعا گیجمون کردن

    یکی جدی میخواد یکی عاطفی یکی اولش جدی میخواد بعد عاطفی

    اگر تو خواستگاری جدی باشی میگن پسره جدی و خشک بود و بی احساس

    اگر عاطفی باشی و یکم نرم باشی میگن پسره سنگین نبود
    سلام دوستان
    ببخشید من فقط خواستم یک نکته ای به آقایون بگم.
    همه آدم ها سلیقه های مختلف دارن.ممکنه من از رفتار یکی خوشم نیاد ولی یکی دیگه اون رفتارو خیلی خوب بدونه.مثلا من از تیپ شخصیتی که خوشم میاد متوجه شدم خیلی دخترا از همون تیپ بدشون میاد.

    نکته این جاست:
    من می خواستم به آقایون بگم که تو خواستگاری خودشون باشن.چون بالاخره یکی هست که همین خودشون را دوست داشته باشه!!! و مهم هم همینه !
    در غیر این صورت اصلا ممکنه به فرض مطابق این چیزی که فرشته اردیبهشت می خوان برید خواستگاری و از قضا دختر خانم مثل من قبلیم باشه و از شما خوشش نیاد.در حالیکه شخصیت شما همونی می بود که دختر خانم می خواسته!و یک موقعیتی اینجا بیهوده هدر می ره!
    ************************************************** **********************************
    فرشته عزیزم من می گم شاید این آقا هم چون تجربه نداشته خواسته مثلا از یکی بپرسه که دخترا از چی خوششون میاد و بعد بهش گفتن دخترا عاطفین و مثلا بهش اینا را بگو!او هم تجربه نداشته و اصل مطلب را نگرفته که بابا هر چیزی به موقعش خوبه!!!
    این که می گی دانش روانشناسیش بالا باشه به نظر من سخت گیرانه است!ولی اگه بگی اهل مطالعه باشه خوبه.بعدا می تونه به راحتی دانش روانشناسیشو بالا ببره.

    فرشته جان این مثال که زدی چقدر می تونی به این حرفا عمل کنی.بستگی داره.مثلا همین مرد طاس را باید ببینم و نظر بدم.ولی اگه پای تلفن بگن طاسه من قطعا نمی گم نیان.
    باید بیان و نظر بدم.راستی تو تاپیک آیا من در ازدواج سختگیرم هستش.من یه خواستگار این مدلی داشتم و ظاهرش بعد گفتگو برام تعدیل شد.و اصلا مشکلی نداشتم.می تونی بخونی.ولی پدرم اجازه ندادند.
    کلا در مورد من شخصیت خیلی تاثیر می ذاره.مثلا همین طوری بهم بگن فلانی دکتره من چهرش برام بهتر می شه:دی
    ولی واقعا دوست ندارم همسرم از من زیبا تر باشه و حتی دوست دارم معمولی معمولی باشه(نه زشت ها) که قدر زیبایی منو بیشتر بدونه!!! اینجوری بیشتر بهم کیف می ده!اونجوری بهتر می تونم ناز کنم و اون ناز منو بکشه!براش دوری من سخت تر میشه!قدر منو بیشتر می دونه!
    دو تا تاپیک آخری منو بخون!به خصوص تاپیک آخرم شاید از جهاتی بهت کمک کنه!!! برای من که خیلی خیلی مفید بوده!پست آقای محمد93 را آخراش را حتما و حتما با دقت بخون!!!
    ایشون گفتن یه چیزایی تو زمان مجردی تو ذهن ما هست که وقتی آدم با واقعیت مواجه میشه؛ممکنه 180 درجه نظرش تغییر کنه!!! مثال های خوبی هم زدند!(الان می بینی که ریحانه چقدر نظرش تغییر کرده!)
    ببین زاویه دید را میشه تغییر داد.مثلا من خودم الان بعد از این تاپیک نگاهم به عاطفه و زندگی مشترک خیلی تغییر کرد.فکر کن!فقط با یک تاپیک!!! حالا منتظرم آقای محمد93 می خواد یه پست دیگه بذاره برام!بعدش حتما جمع بندیمو می ذارم!خیلی به جمع بندی فوق العاده ای رسیدم و فکر نمی کردم این قدر راهنمایی های خوبی بشم!!!
    بهترین تاپیک من بوده!!!

    من از دیدگاه بقیه تاثیر گرفتم.یکم از دید صبوری نگاه کردم.از دید خانوم بی نهایت نگاه کردم.از دید آقایون نگاه کردم.بعد فهمیدم از زاویه بدی داشتم به موضوع نگاه می کردم!!!یعنی همه جانبه نبوده!و برای خودم یک تصویر روتوش شده یا شاید هم فتوشاپ شده از زندگی داشتم!!!:دی
    مثلا من از دید تو و دید ریحانه که نگاه می کنم یک چیزایی می فهمم و می تونم دید خودم را کامل تر کنم.و الان واقعا دیدم متعادل شده و در این زمینه خاص عاطفی (که برعکس تو بودم) سخت گیر نیستم.
    من الان از جایگاه فکری که از دیشب پیدا کردم وقتی به دید قبلی خودم نگاه می کنم می بینم چقدر بچه گانه بوده! و همین طور از این جایگاه وقتی دید تو و دید قبلی ریحانه را می بینم،باز هم به نظرم خیلی ناقصه!!!
    من به یک قطعه پازل برای فکرم نیاز داشتم که دیروز پیداش کردم و الان فهمیدم چی به چیه!!! امیدوارم تو هم قطعه پازل فکرت را پیدا کنی!!!اون وقت تازه دوزاریت میفته!و همه منظور منو می فهمی!

    دوست داشتی تاپیکم را بخون.بیشتر از جنبه تغییر نگرش و... دنبال کن.و روی پست ها فکر کن.
    روی پست های این تاپیکت هم فکر کن.
    ببین من خودم تمام پستهای تاپیکم را بارها خوندم و شب موقع خواب بهشون فکر می کردم.با فکر کردن دیدم چقدر می تونم زاویه نگاهمو عوض کنم!

    امیدوارم بهترین انتخاب را داشته باشی دوست عزیز من!!!
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  11. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    meysamm (جمعه 01 اسفند 93), فدایی یار (جمعه 23 مرداد 94), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  12. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 تیر 93 [ 01:49]
    تاریخ عضویت
    1393-2-15
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    152
    سطح
    3
    Points: 152, Level: 3
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 11 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نه دوستم اصلا و ابدا مشکل از شما نیست ،منم همینطور هستم و بعضا چندشمم میشه!!ولی فک میکنم تا وقتی به کسی علاقه پیدا نکردی این احساسو داری،صبر کن هروقت پسری پیدا شد که با تمام وجودت دوسش داشتی ، همه ی این حسای عجیب و غریب و حتی ترس یه جوری از بین میره که خودتم باورت نمیشه!مطمئن باش!جای نگرانی نیس! :)

  13. 2 کاربر از پست مفید anahita -a تشکرکرده اند .

    فدایی یار (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93)

  14. #28
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام دوستان

    ممنون صبوری عزیزم کاملابا حرفات موافقم خب چون فعلا از کسی خوشمون نیومده هی ملاک تعیین میکنیم شایدم در اخر هیچکدوم اینا نباشه ولی بخاییش


    - - - Updated - - -

    [QUOTE=meinoush;329035]فرشته گفته بودی که یکی بوده قبلا که فکر می کردی دوسش داری یا نمی دونم دوسش داشتی بعدش نشده ازدواج کنین. دقیقا یادم نیست. اما این امکان هست که خواستگاراتو با اون مقایسه می کنی و معیارت رو گذاشتی اون؟ منظورم اینه که واقعا یه چیزایی مثل همین اقایی که در گذشته بوده ممکنه باعث شه که خود به خود همه رو رد کنی چون هیچکس به دلت نمیشینه چون در مقایسه با اون ادم همه مردودن؟

    سلام مینوشی والا یادم نمیاد میشه بگی من کیو دوس داشتم خب شاید در گذشته موردهایی بوده که همو میخاستیم ولی گفتم که من خ منطقی ام اصلا کسی تو ذهنم نیست به هیچ وجه

    منم خوشم نمیاد بچه بزرگ کنم. ولی اونایی که بلدن دلبری کنن خوب با خیلی دخترا دوست بودن یا حتی زندگی هم کردن. خیلی با تجربه می شن. بعدش ممکنه انقدر با تجربه بشن که خیلی از رفتاراشون تحت کنترل و تصمیم خودشون باشه و ادم نتونه به هیچ کدوم از ابراز احساسات هاشون اعتماد کنه چون قدرت اینو دارن که در صورت نیاز به خوبی رفتارای دوست داشتن رو نشون بدن از خودشون در صورتی که ادمو دوست ندارن. البته این دیگه خیلیه و با کلی تجربه و حتی یه دهه یا بیشتر سر و کله زدن با خانما و دخترا به دست یه اقا میاد اما اینو با یه پسری که هنوز بلد نیست ابراز احساسات کنه قیاس کن.

    در مورد ایشون قبل از ازدواج خوب باید چیزایی که بایدو بهش یاد بدی که اگه شاگرد خوبی نبود دیگه ازدواج نکنی!
    ببین مینوش من کلا تو زندگیم به این و اون یاد دادم این کارو نکن این کارو بکن خودت که میدونی که همون خستم کرد حالا برم بعد ازدواج به همسرمم یاد بدم؟ ترجیح میدم تنها باشم

    در کل حرفاتو می فهمم. اول اینکه سنت زیاد نیست اضطرار نداری و حس نمی کنی دیرت شده راحت همه رو رد می کنی.نه میخام ازدواج کنم دیگه از شرایط اومدن خاستگار بدم میاد اگه باکسی باشی به سروسامون میرسی راحتتر برا زندگیت برنامه ریزی میکنی من الان نمیدونم سال بعد کجام تا انتخاب رشته کنم میخام برم شهر دور
    بعدش هم که هیچکی خوب به دلت نمی شینه دیگه اصلا شایدم با فراغ بال و خاطر میری توی جلسه خواستگاری و پایه و جواب از پیش تعیین شده ات نه هست. مثل اون ماهی شدم که بعد برداشتن شیشه هم باز نرفت اون طرف اکواریوم
    حالا میری شاید طرف بدکی درنیاد. یه چیز دیگه هم احتمال داره احساس نیاز نمی کنی به یه مرد دیگه و ازدواج و این چیزا. نه نه کاملا احساس نیاز میکنم البته الان انقدر خسته ام که میخام تنها باشم چند هفته ایه اینطوری شدم میدونی نمیتونم با شرایط کسی ازدواج کنم باید بخامش انقدر راغب باشم تا این کارو بکنم

    یادمه یه وقتی می گفتی خیلی خیلی صبور بودی و هی همش همه رو می خواستی درک کنی. بعدش یه مدت دیگه خسته شده بودی. ممکن هم هست این حالت که خستگی از درک زیاد بوده هنوزم باشه یه کمی پیشت و این حالته که باعث میشه صبر نکنی خیلی و خواستگارارو بررسی نکنی و درجا بگی نه.
    اره دیگه از همین خوردم خستگیم نه تنها بهتر نشد الان خسته ترم انگار همه انرژی هامو خرج کردم . چند سال پیش وقتی تو دانشگاه کسی پیشنهاد میداد بااین که قصد ازدواج جدی نداشتم ولی با حوصله تمام سوال طرح میکردم مشورت میکردم تحلیلش میکردم از زندگی لذت میبردم اما حالا چی قبل این که خاستگار بخاد بیاد یدور گریه میکنم اخه خیلی خسته کننده است اینکه بخای ینفرو بشناسی و اکثرا هم با هیچکدوم جور نشی . مینوش من همون موقع تصمیم گرفتم با مشکل کسی کاری نداشته باشم اما نشد تو هر کاری من بودم منو صدا زدن خودمم نخوداگاه وارد مسایلشون شدم
    تا اینکه برا خودم کم اوردم
    میدونم روحیه دخترا خ حساسه باید مواظب خودشون باشن به خودشون فشار نیارن همیشه ظریف و تر و تازه و شاداب بمونن البته بعد اونن همه خستگی خدا رو شکر تو ظاهرم معلوم نیست شادابم ولی وای از درونم!!!!!

    خودتو می گی درک کردنت بالاست. سنتم زیاد نیست. چطور به این درک بالا رسیدی تو چه محیطی و به چه شکلی. همین محیط و همین شکل رو و یا مشابهش رو بگرد توی زندگی مرد مقابلت پیدا کن.
    اره من شبیه هم سنام نیستم در واقعیت تقصیر پسر مردم چیه که جوونه ؟ ولی اینا رو نمیشه حل کرد باید مرد باهوشی باشه که بتونه منو درک کنه ریز روابطو بفهمه بچه نباشه قبلا مسوولیتای زیادی داشته باشه مثل خودم نه مامانی مثل این پسر که تک پسره نذاشتن اب تو دلش تکون بخوره معلومه که مادر بزرگش میشم و اون نوه من ...
    من بچه اخر بودم ولی مشکلات همه مسایلشون ربط مستقیم به من داشت سرزنش نکن که نمیتونم مشکل کسی رو ببینم و بدونم میتونم کاری بکنم و نکنم ... خسته ام


    شاید اینطوری بتونی پیداش کنی. وگرنه درک بالا مال مرد سن بالاست. بالای 40 سال تازه اونم اگه ادمی بوده باشه که درکش بالا باشه. اگه توی سن پایین تر بخوای این درک بالا رو نیازه که توی یه بستری توی یه محیطی و یه شرایطی شکل گرفته باشه. این بستر و محیط و شرایط رو ببین کدوم ادم در اطرافت داره.
    اینا رو فعلا می تونستم بنویسم. مرسی مینوش جان تو واقعا نکته بینی و خوب یادت مونده من قبلا چی گفتم راستش نمیخاستم در مورد خستگیم بگم ولی شد...


    - - - Updated - - -

    شنیدم از هدی خوشت میاد

    ممنون هدی عزیز خیلی به حرفات فکر میکنم خیلی . اون تاپیکم یه قسمتیش رو خوندم و بقیه رو هم میخونم خب ببین چیزایی که اقای محمد 93 نوشته هم تایید حرف خودمه ادم وقتی این معیارا رو به شکل منطقی میخاد هم یعنی حداقلش در حد خودت اینم نمیشه ... بهرحال فک میکنم قرار نیست به هر قیمتی ازدواج کنم .

    منم از حرف نیمه ماه خ خندم گرفت.



    در مورد اون پسر هم فک میکنم خ ساده و ناشی هست و شاید به بلوغ نرسیده میخام بهش بگم که منتفیه تا بیش ازین خودش رو عذاب نده و امیدوار نشه
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : پنجشنبه 18 اردیبهشت 93 در ساعت 11:39

  15. کاربر روبرو از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده است .

    meinoush (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93)

  16. #29
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    دوستان هنوز نظرمو بهش نگفتم
    یه چیزی ام که به نظرم لنگ میزنه اینه که مثلا یه مساله یا مشکلی هست میگم میشه توضیح بدی چه طوری میخایی این کارو بکنی؟
    میگه خدا بزرگه کمک میکنه

    ولی این جواب من نیست من میخام بدونم چطور مسایلو تشریح میکنه چه راه حلایی داره؟
    ولی اون همه چیو مستقیما به خدا میسپاره

    تمام کارش با دعا و اینجور چیزاست یعنی نشانی از منطق و تدبیر در ایشون ندیدم
    و دفعه پیش که بهش گفتم نه خیلی بد برخورد کرد و هرچی میخاست بهم گفت اما من جواب ندادم چون میدونم میشناسم این مدل ادمارو ...
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  17. #30
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    کسی که واقعا بخواد ادمو جذب خودش بکنه تلاشش باید در همه ی جهات باشه. نه فقط اس ام اس و دوست دارم زبانی. یکی از این تلاش ها هم همینه که وقتی ببینن سوالی برای شما مهمه حداقل کاری که بکنن این باشه که تقلایی برای جواب دادن به شما بکنن. اگه سرسری پاسخ می دن به سوالات و جدی نمی گیرین بهشون بگین که برای شما مهمه نظراتشون و می خواین دقیق تر پاسخ بدن. ایشون باید یه مقدار زحمت به خودشون بدن و دنبال پاسخ مناسب بگردن. این هم جزیی از اون توجه کردنای منجر به دوست داشتن میشه.
    من تجربه ی خاصی برای خواستگاری ندارم. این نظر شخصیم بود. ممکنه اشتباه کنم.

  18. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    فرشته اردیبهشت (جمعه 19 اردیبهشت 93)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نداشتن حتی یک خواستگار
    توسط veis در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 04 مهر 94, 18:28
  2. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 بهمن 92, 14:10
  3. لطفا راهنمایی کنید ، کم رو و خجالتی هستم ،نگران آینده ام هستم
    توسط saratanha در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 آبان 92, 15:48
  4. مشکل با خواستگاری سنتی!!
    توسط rooyan در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 17:23

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.