به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

Threaded View

  1. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 خرداد 93 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1393-1-06
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    267
    سطح
    5
    Points: 267, Level: 5
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 29 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آره خب... حقیقتش خب یه جا ببینمش متوجهش میشم، ولی خداروشکر دقیقا همینجوری که همه دوستان گفتنرفتارم نسبت بهش کاملا عادیه. سختمم نیست، اصلا دیگه حوصله اینکه بخوام خیلی حواسمو بهش معطوف کنم ندارم، وقتی اونه که باید پا پیش بذاره، من بیخودی حواسم بهش باشه که چی؟ آره هرچی صلاحه همونو میخوام... ولی میدونید؟ من خیلی نسبت به کمک های خدا و نسبت به زندگی و آیندم آدم امیدواری بودم. همیشه میگفتم وقتی من بندگی خدا رو کنم، اونم نتیجه بندگیمو بهم میده. البته هنوزم واقعا همین اعتقادو دارم. ولی دیگه دارم خسته میشم، پس کی قراره به چیزی که صلاحمه برسم؟ مگه نباید توی حال زندگی کرد؟ من تا باید به آینده امیدوار باشم؟چرا علیرغم تلاش هام و علیرغم ایمان همراه با عملم به خدا، به چیزایی که دلم میخوادشون نمیرسم؟ احساس تنهایی میکنم، احساس نادیده گرفته شدن توسط خداوند و توسط آدما. حالم از جو خاله زنکی و فاسد دانشگاه به هم میخوره و موندم با روابطم چیکار کنم، نه میشه با همه قطع رابطه کرد، نه میشه با همچین افرادی دوست موند. وسط این جمعِ بدِ همدانشگاهی ها، امیدم به این آقا بود، که اونم اینجوری شد. ضمنا اینم که میگید دخترایی که نجیبن و سرسنگینن و به فکر جلب توجه و اینا نیستن، طرفدار بیشتری دارن، فکر کنم دیگه زمانش گذشته. من که اینجوری ام و طرفدار خاصی نمیبینم اطرافم، اما دخترای بی قید و بند و بعضا بی اخلاقی رو میبینم که تا دلتون بخواد طرفدار دارن. البته مهم نیست، واسه من مهم این بود که کسی که مناسبمه و لایقمه و لایقشم ازم خوشش بیاد، که اومد اما خراب شد. احساس میکنم خدا منو تا لب چشمه برد و تشنه برم گردوند...
    ولش کنین، از موضوع تاپیک خارج شد حرفام شاید، بازم در همه موارد زندگیم و این مورد توکلم تنها به خدای قادره


  2. کاربر روبرو از پست مفید سمانه:) تشکرکرده است .

    فدایی یار (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میترسم اگه کارمو ول کنم دیگه کار پیدا نکن...
    توسط mina-mina در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 14 بهمن 93, 21:19
  2. پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: دوشنبه 07 مهر 93, 23:37
  3. میترسم پسر بیاد آبروریزی کنه
    توسط salamati در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 22:06
  4. میترسم آبروم پیش خانوادم بره
    توسط zohre-f در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 01 مهر 91, 12:40
  5. 10 شیوه منحصر به فرد برای لذت بردن از شریک زندگیتان..
    توسط shad در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 خرداد 89, 15:13

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.