این که الان از گذشتت رنج می بریو فکر می کنی غرورتم خورد کردن، همش با گذشت زمان التیام پیدا می کنه.
یه روز با خودت می گی چطور من اون موقع این احساسو داشتم.یه روز می گی چه خوب که دیگه مثل گذشته حالم بد نیستو کابوس نمی بینمو خیلی چیزای دیگه.
یه مقدار زمان بده.می دونم الان فشار فکری زیادی رو داری تحمل می کنی اما زمان حلش می کنه.یک سال دیگه احتمالا درست میشه.
من بعد از زمانی که طرف مقابلم با تصور اینکه خانوادم تمایلی به وصلت با اون خانواده ندارن ولم کرد خیلی خیلی ضربه بدی خوردم.باور کن روزا گریه می کردم شبا کابوس می دیدم.
هر شب خواب می دیدم طرفم با یکی دیگست.یه بار خواب می دیدم با نزدیکترین دوستمه.یه بار با پسرخالم.و ....
چندین شب از تخت افتادم پایین.خلاصه خیلی حالم بود اما بعد از گذشت یه سال و نیم دیگه اثر اون پریشانیا رفت.
تو سریال لاست یه جاییش ساویر می گفت که عاشق یه دختری بودو بعد گذشت 3 سال الان حتی چهرشم یادش نیست.
منم دقت کردم دیدم چقدر قشنگ گفته و منم بعد 3 سال حتی چهرش یادم نمیاد.
الان با وجود پستی بلندی های زندگیم به گذشته ی خودم افتخار می کنمو دیگه افسرده نیستم.الان خیلی مقاوم شدمو دیگه چیزی به اون راحتی منو منقلب نمی کنه.
می دونم که شما مشکل منو نداشتیو فرق می کنه.اما می خواستم با این حرفا این مطلبو واست تشریح کنم که گذر زمان خیلی خیلی موثره.
الان سعی کن از زندگیت لذت ببری.با دوستات بیرون برو.یه سری تفریحای سالم انجام بده و سعی کن خودتو از محیط افسرده کننده ی خونه ی خودت دور کنی.بعد یکی دو سال با افراد دیگه آشنا میشی و اونقدر زندگیت عوض میشه که اصلا نمی تونی تصورشو کنی.
پیشنهاد من اینه که اگه تونستی بعضی لحظاتتو بنویس تا وقتی یه سال دیگه خوندیشون یادت بیاد یه زمان چقدر افسرده بودیو الان چه خوبه که اینقدر شادی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)