سلام دوست عزیز
بنظرم احساسات شما بیشتر هیجانه (و هیجانی هم صحبت میکنی) و شاید هنوز به بلوغ کافی ذهنی برای ازدواج نرسیده باشی.
نحوه تفکر راجع به شخصیت پیغمبرها یا شعر خوندن و نوع فیلم دیدن یک نفر یک چیزهاییه که یک سکانس از زندگیه یک نفره نه زندگی روتین و روزمره اون شخص. ما تو ازدواج با روتین آدمها سر و کار داریم.
خانوادت کاملا راست میگن.خانواده ای که 10 فرزند داره و خانواده ای که 2تا فرزند داره حتا اگر مال یک شهر و فرهنگ بودن لول های اجتماعی شون خیلی فرق داره.
چه برسه که یک نفر از یک شرق کشور و دیگری از غرب کشور باشه با دو فرهنگ کاملا ناهمگون.
این خانم الان حدود 25-26 سالشه که احتمالا شخصیت ثبات یافته ای داره و شما هنوز در حال طی کردن تعارضات درونی خودت هستی که یه مرحله از رشد شخصیته.
حالا حالا واسه ازدواج عجله نکن چون جا داری واسه رشد و کمال و بعد اون به فکرش باش.
فکر میکنم این احساسات شما ناشی از ترشح برخی واسطه های عصبی مغزه که صرفا به دنبال بقای نسله (فنیل اتیل آمین) تا عشق و آینده نگری برای ایجاد یک زندگی مشترک پایدار.
گرچه خوبی هایی هم این خانوم دارن که سرجای خود. صحبت من متناسب بودن یا نبودن شما دو نفره.










علاقه مندی ها (Bookmarks)