نگران نباش پسر خوب، این حس و حالی که داری طبیعی هست. شما احتمالا الان نگران این هستی که موضوع رو به بقیه گفته باشه و اونها یا خودش قضاوت بد در موردت کرده باشند. یا اینکه ممکنه نگران این شده باشی که جوابش مثبته و حالا باید بری باهاش ازدواج کنی!(البته بعید میدونم این باشه. بهرحال اینهم یک احتماله که باعث شده نگران بشی!) ولی شما اولا هیچ قصد بدی نداشتی، نمیخواستی که باهاش رابطه پنهانی داشته باشی که حالا نگران برملا شدنش باشی. بنابراین اصلن جای نگرانی نیست حتی اگه همه دانشگاه فهمیده باشند. شما با افتخار سرت رو بلند میکنی و میگی آره دوستش داشتم!
ضمن اینکه نگفتن بهش میتونست فشار زیادی بهت بیاره. اینکه دائما با خودت کلنجار بری که امروز چرا بهش نگفتم، فردا بهش میگم؛ اگه میگفتم اینطوری میشد، کاش میگفتم، از دستش دادم،بگم و نگم،.... کلن این افکار تو رو از کار و زندگیت می انداخت. برای اینده ات هم بار سرزنش رو از دوش خودت برداشتی که کاش بهش میگفتم و کاش اقدام میکردم و .... گفتی و راحت شدی و علاوه بر اون یک تجربه خیلی ارزشمند هم کسب کردی و حالا با این تجربه به این نتیجه رسیدی که بهتره به درس هات برسی و رابطه نزدیکی با یک دختر نداشته باشی چون حاشیه هاش و دلنگرانی هاش اونقدر زیاد هست که نمیزاره به هدفهای اصلیت که فعلا درس و پیشرفتت هست برسی. فعلا باید صبر کنی تا شرایطتت آماده تر بشه. این خیلی عالی هست.
رسیدن به همچین مرحله ای توی سن تو فوق العاده است. خیلی بهت کمک خواهد کرد.
بنابراین اگه جوابش به این درخواستت مثبت بود که برای چند سال آینده که کمی شرایط تون آماده تر بشه کاملا اشکار حتی با اطلاع خانواده ها با همدیگه بیشتر اشنا میشین تا اینکه اگه مناسب هم بودین با هم ازدواج کنین اگر هم مناسب هم نبودین که هیچی! قرار نیست اتفاق خاصی بیافته. اگر هم جوابش به این درخواستت منفی بود که چه بهتر! همون چیزی هست که فعلا گویا بهش رسیدی که به نفعته که اینطوری باشه تا توی فضای آرومتری به درسهات برسی.
از هر سمتی که من میبینمش این ماجرا جز فایده برات چیزی نداشته. پس نگرانیت بیمورده.
در ضمن عذرخواهی هم نیازی نیست چون عذرخواهی یعنی قبول اینکه فکر بدی از این پیشنهاد داشتی در صورتیکه تو قصد دوستی باهاش نداشتی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)