
نوشته اصلی توسط
khaleghezey
اولا لطف کنید توصیه بانو بالهای صداقت را بنویسید تاب بقیه دوستانم یاد بگیرن در این شرایط چه واکنش مناسبی انجام بدن.بهتره از طریق انجمن آزاد و مشاوره جناب مدیر استفاده کنید و بهش عمل کنید.
پیشنهاد بالهای صداقت که برگرفته از راهنمایی های مدیر همدردی و فرشته مهربون بود و به طور خلاصه این بود که
اولا باید جوری نشون بدی که مهریه ات برات ارزش داره طوری که اگه ازش کذشتی یعنی از یه چیز با ارزش گذشتی نه یه چیز بی ارزش
اول بگو همه اشو میخواهم بعد کم کم یکمی از موضع ات پایین بیا تا براش ارزش داشته باشه
یا مثلا بگو اگه زندگیم خوب بود راضی بودم کم کم سکه هامو میبخشم
که من همینجوری یهویی سوتی دادم و گفتم از نصفش میگذرم
و اما نظر جناب مدیر همدردی رو عینا میذارم اینجا

نوشته اصلی توسط
مدیرهمدردی
با سلام
شما به همسرتان بگویید.
"من حاضرم هر چیزی که به بقاء زندگی ما کمک کند را انجام دهم.
حذف مهریه کار جدا سازی را راحت می کند نه ادامه زندگی را .
وقتی زنی از شوهرش بدش می آید، حتی همه مهریه را می بخشد که توافقی جدا شود.
اما من تو را هنوز هم دوست دارم.
به مرحله ای نرسیدم که بخواهم بگویم مهرم حلال ، جانم آزاد.
بگوی تضمین من برای دوست داشتن تو، آن چیزهایی هست که به بقاء زندگی ما و دخترمان کمک می کند.
آنچه که طی این مدت زندگی تصور می کنی زندگیمان را تلخ کرده است.
من سهم خودم را در اشکال زدایی از این زندگی می پذیرم و تضمین می کنم."
توپ را بینداز در زمین مشاور.
بگو مشاور بگوید چه تضمینی بدهم.
او متخصصی هست.
او می داند چگونه یک زن و شوهر اگر همسرشان را دوست دارند ، چگونه تضمین می دهند.
بگو:
ما اکنون زیر نظر یک متخصص مشاور جلو می رویم.
اگر سرخود دارو مصرف کنیم ، به روند بهبود زندگیمان کمک نمی کند.
اجازه بده که مشاور را به عنوان کار بلد، مد نظر قرار بدهیم. و نه حرف من باشد نه حرف تو.
چون ما با کارهایمان به اینجا رسیدم.
حالا که نزد مشاور رفتیم. با نسخه او پیش برویم تا به نتیجه برسیم
بالهای صدقت درست گفته: شما سوتی دادی.
حالا هم اگر گفت، خودت گفتی نصف مهریه. بگو از بس دوستت داشتم هول شدم.
فکر کردم یه حرفی بزنم که دوست داشتنم را نشون بدهم.
اما وقتی قبول نکردی. متوجه شدم مهریه معمولا وقت طلاق حرفش زده می شود. نه در خوشی و کنار هم بودن
- - - Updated - - -
نمیگم دقیقا عین جمله بندی جناب مدیر ولی شبیه این حرفهارو به مشاور زدم
البته چون آخر وقت بود مشاور تو تلفن خیلی مختصر و مفیدبه همسرم گفت شرط رو قبول نکرده و با اشاره من گفت من نمیخواهم خودمو تحمیل کنم یعنی اون بار عاطفی که فرشته مهربون بهم گفت به همسرت انتقال بده رو نداد (کلا مشاوره اش به نظرم خشک میاد ولی خوب از هیچی بهتره)
آیا لازمه که این حرفهارو توی اس ام اس به همسرم بزنم؟
یا اگه بینمون برخورد پیش اومد این حرفهارو بزنم یا دیگه اصلن لازم نیست مطرحشون کنم؟؟؟
تمام سختی دنیا رو میشه با یک جمله تحمل کرد خدایا میدانم که میبینی!
علاقه مندی ها (Bookmarks)