به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 24 مهر 94 [ 11:35]
    تاریخ عضویت
    1393-2-30
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    1,396
    سطح
    20
    Points: 1,396, Level: 20
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 29 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسى دوست عزيز
    خواهر من از بچگى به من وابسته بود
    مثلا هميشه ميخواست لباس مثل كاملاً عين منو بپوشه
    يادمه اينقدر گريه ميكرد كه اخر مادرم مدير مدرسه منو راضى كرده بود كه خواهره ٣ساله من بياد تو امادگى اونجا درس بخونه چون ميخواست همراه من بره مدرسه يعنى ٤سال تو اون امادگى بود
    يا اكه من جايى نميرفتم امكان نداشت بره يا اگه درس نمى خوندم امكان نداشت بخونه هيچ دوستى جز دوستاى من نداشت
    و من تو ايران ناراحت نبودم اما الان از وقتى نامزديم هم بهم زدم واقعاً خستم

    اينجا كالج ميره خيلى دختر شوخ و حاضر جوابيه و هميشه مجلس تو دستشه با اينكه سنش از همه خيلى كمتره
    از نظر زبان مشكلى نداره جون كل دبيرستان و اينجا درس خونده و با لهجه هم اتفاقاً صحبت ميكنه به خاطر قيافش هميشه مورد توجه بوده و اعتماد به نفس بالايى داره
    اما اگه بگم النا برو بانك شده ١٠روزم لج كنم نرم تا ببينم ميره نميره ميگه تو بيا من ميرم،بگم وقت دكتر واسه بابا بگير امكان نداره بگيره
    تمام هزينه هاشو من ميدم اما اگه بگم برو فلان كارو كن ميگه چرا بنزين هدر بدم تو سر راهت برو بگم كار دارم واجبه ميگه بزار يه روز كه ندارى اصلاً حاليش نيست
    بزور منو با خودش ميبره مهمونى يا جاهايى كه دوست داره اگه نرم نه ميره نه روز خوش ميزاره
    حتى رشته تحصيليش و گفت همونى كه تو ميخونى وگرنه كالجم نميرم
    روزايى كه سركارم از خونه بيرون نميره روزاى كالجشو با روزاى من يكى بر ميداره
    الان جديدن يكى بود كه هر دو از هم خوشمون اومده بود اما اينقدر قهر كرد بهونه اورد روزايى كه با اون ميرفتم بيرون ٣٠بار زنگ ميزد در حدى كه ميگفت حالش بده برم خونه ببرمش اورژانس اخر ديدم فايده ندارم جدا شدم
    خواهرمه دوستش دارم اما خستم كرده

  2. کاربر روبرو از پست مفید atosa تشکرکرده است .

    salehe92 (سه شنبه 30 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چجورى يكم سياست چاشنيه رفتارام كنم؟!
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 10 مرداد 94, 13:10
  2. شوهرم بسيار حساس، ريزبين و بدبين است. بسيار به كمكتون نياز دارم.
    توسط به دنبال محبت در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 فروردین 91, 03:39
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 30 مرداد 90, 21:14
  4. با خواهر مغرور و با سياستم چه كنم؟
    توسط fereshth در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اسفند 87, 18:43
  5. يكم با عطر و بوي سياست
    توسط merka در انجمن گسترش خلاقانه افکار و احساسات
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 اسفند 86, 20:06

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.