با تشکر از دوستانی که مرا راهنمایی کردند در جواب اقای پژمان اون خانم می دونه که من از این قضیه با خبرم و شوهرم را تهدید به ابروریزی در محل کارش کرده و از این طریق از او باج گیری می کند و شوهرم را دربست در اختیار خودش گرفته است و از آنجا که محل کار شوهرم هم هست شوهرم مخالف با آبروریزی در آنجاست.و در جواب دوست بعدی باید بگویم که شوهرم بعد از اینکه فهمید من از این قضیه با خبر شده ام اصلا حاضر به صحبت کردن با من نیست و هیچ توضیحی در این خصوص به من نمی دهد .این دختر با شوهرم یک سال دوست بوده و بعد کم کم صمیمی تر شده اند و با هم به شمال رفته اند و در آنجا کار به جای باریک کشیده شده و رابطه جنسی برقرار کرده اند و این دختر بعد از این قضیه روانی شده و مرتب شوهرم را تهدید می کند که اگر خواسته های من را برآورده نکنی در همه جا آبرویت را میبرم وشوهرم از ترس آبروریزی هر چه او می خواهد برایش میخرد و می گوید باید کمکش کنم تا خوب شود و دست از سرم بردارد ضمنا بعد از آن قضیه برای ترمیم به متخصص زنان هم رفته اند ولی باز هم آن دختر دست بردار نیست.من یک پسر یک سال و نیمه دارم و از اواسط دوران بارداری ام متوجه سفر های مشکوک شوهرم به شمال شدم و هر بار اعتراض می کردم می گفت با آقای فلان می خواهیم یک زمین در آنجا بخریم.ضمنا من هیچ مشکلی با همسرم نداشتم و تقریبا احساس خوشبختی می کردم ولی بعد از این موضوع رفتار شوهرم با من سرد شده بود و حتی هیچ تمایلی به رابطه بامن ندارد








علاقه مندی ها (Bookmarks)