هانیه جان :
تاپیکتون را خوندم من کلا تاپیک های زیادی را تو تالار خوندم ولی فکر کنم تو هیچ کدوم مثل من جدایی عجیب و ناگهانی نبود.
والا من ترجیح میدادم طرفم بگه با هم تفاهم نداریم یا به درد هم نمیخوریم یا حتی کسی دیگه را دوست دارم.ولی دریغ از یه کلمه حرف!دریغ از یه اشاره!من خودم باید نتیجه گیری کنم که اونم به جایی نمیرسم.من اگه یه کلمه حرف هم قبلش بهم زده بود که نمی اومدم اینجا و وقت بقیه را بگیرم میگفتم خب راست یا دروغ علتش همینه که میگه دیگه حرفی توش نیست.
meinoush عزیز:شما درست میگید من باید بیشتر توضیح میدادم ولی بعضی چیزا اینقدر در ذهن خود آدم واضحه که دیگه فراموش میکنه برای بقیه هم بازش کنه ولی خب دیگه انتظار نداشتم کسی بگه استنباط خودت بوده که این آقا تمایل به ازدواج داشته!!والا دیگه فکر نکنم دختری پیدا بشه که خیلی آویزون پسرا بشه چون اگه اهل دوستی باشه که سریع میره جایگزین پیدا میکنه و نیازی به رویا و خیال بافی نیست.اگرم اهل دوستی نباشه که عمرا با پسری که تمایل نداره ادامه بده .
بله به هرحال زندگی پر از چیزای قشنگه و واقعا باید نیمه پر لیوان را نگاه کرد و از زندگی لذت برد.اینقدر زندگی کوتاهه که دیگه گذشت زمانی که آدما مینشستند غصه چند سال بعدشون را را میخوردند الان باید تا میشه در زمان حال زندگی کرد هرچند لازمه از گذشته هم درس بگیریم و بنای اینده را هم بسازیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)