
نوشته اصلی توسط
HDI.SAH
وقتی کسیو خیلی دوس داشته باشی
براش تبدیل می شی به سیب زمینی !
اونوقته که تو روغن سرخت می کنه ...
لطفا نظری که میدید سعی کنید هم راستا با سیاست های کلی سایت همدردی باشه
http://www.hamdardi.net/thread-12005.html
شما هنوز تکلیفتان با خانواده خودتان مشخص نیست که میخواید چیکار کنید این کاملا مشخصه از نوشته هایی که دارید.
خانواده ایشونم احساس کردن ک تحقیر شدن همانند خود اون آقا و بنظرم حق هم داشتند.
خانواده شما راضی نیستند برای همین هم شروطی گذاشتند که این ازدواج اتفاق نیوفته و اگرم اتفاق میوفتاد مسلما بعدها در زندگیتان مشکلاتی داشتید.
منم با نوشته های شرهز گرامی موافقم 
بهترخ صبور باشید یا ایشون دوباره تلاش میکننب رای اقدام به خواستگاری و در اون صورت شما بهتره شرایط را در خانواده خودتان محیا کنید یا اقدام نمیکنند بهتره تماس نگیرید و خودتان را آویزون ایشون نشان ندید که فقط باعث کوچیک شدن خودت میشه.مطمئن باشید سودی نداره که هیچ برای شما ضرر هم داره چون نه خانواده پسر و نه خود پسر از دختری که اینجوری التماس کنه خوششان نماید که هیچ بعدا هم کلی مینزن توی سرش
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)