سلام
خوبید
من معاون کلانتر هستم اگه پشت میزش نشستم بخاطر اینه که خود کلانتر جای دیگه ایه و کار داشت نتونست بیادممنون آقای کلانتر،
.................................................. .
خانم شیدا تا حالا خیلی از پست های شما رو دنبال کردم
معمولا تجزیه تحلیل های بسیار خوب و کاملی از مسائل دارید و اکثرا خیلی قابل استناد هستند
ولی خیلی دید مطلق دربعضی از اونها به چشم میخوره و برخی موارد بهصورت کامپیوتری و 0 و 1 به مسائل نگاه میکنید
مثلا اگر در مورد شخصی از شما سوال بشه ، اون فرد یا کاملا ویژگی مد نظر رو داره یا اصلا اون ویژگی رو نداره و نسبیت رو خیلی ملاک قرار نمیدید
ببینید اینکه میخوان طرف مقابل رو ببرن خواستگاری به این معنی نیست که میخوان به زور به عقد کسی دربیارنش و خواستگاری به معنای ازدواج نیست ، یعنی بیا ببینش و اگر خوشت اومد ازدواج کنپسری که یه بار ازدواج ناموفق داشته و 29 سالش هست را که به زور نمی شه ببری خواستگاری !!
اگر هم بشه،
یعنی خیلی ناتوان و بی عرضه است که تا این حد اختبار زندگیش را داده دست دیگران
الانم داره بدون رضایت و اختیار پشت سر یه عده راه می افته بره خواستگاری؟
اونوقت این آدم بی اراده و تابع دیگران که ذره ای اختبار زندگی خودش را نداره، همه معبارهای شما را داره؟.
مثلا شما بعنوان یک دختر بهتون خواستگاری معرفی میشه که تمایلی برای ازدواج با اون ندارید ولی پدر مادر اسرار میکنند که بذار بیاد و حرف بزنید و ببینش اگر اونی که میخوای و باب دلت نبود باهاش ازدواج نکن
اگر شما حرف بزرگتر ها رو زمین نندازید و بهشون احترام بذارید و بگذارید اون خواستگاری شکل بگیره شما دختر بی عرضه و غیر مستقلی هستید ؟
و به همین دلیل شما برای ازدواج با دیگران مناسب نیستید؟
اصلا این مسئله ربطی به شن و تجربیات داره ؟
بازم این مورد هم دید مطلق در اون به چشم میخورهیه بار ازدواج کرده و با این که همسرش را دوست داشته، جدا شده ( یک ضعف بزرگ ! )
همیشه علاقه یکی از طرفین 50 درصد قضیه است و در اکثر موارد یکی از طرفین تمایلی به جدایی نداره و حتی جدا شدن در بعضی از موارد بخاطر علاقه و صدمه ندیدن طرف مقابل شکل میگیره و خیلی مثال نقض میشه در خصوص این صحبت بکار برد و دلیل نمیشه اگر طلاقی صورت گرفت فرد مطلقه رو ضعیف و نامناسب بدونیم
منم قبول دارم که اینطور صحبت کردن درست نیستاگر این آقا تمایلی به این دختر خانم داشت، حداقل این قدر حرمتش را نگه می داشت که بهش نگه من هنوزم نامزد قبلیم را دوست دارم و نمی خواستم جدا بشم،مجبورم کردند. این واقعا توهین به دختری هست که شما قصد ازدواج باهاش دارید، که بهش بگید من هنوز تو فکر نامزد قبلیم هستم.
اما نمیتونه توهین قلمداد بشه
شما ممکنه خواستگاری داشته باشید که تمام شرایط شما رو داشته باشه اما اون ازشما خوشش نیاد و این مسئله رو با خواستگار دیگه اتون مطرح کنید که من خواستگاری داشتم که تمام شرایط من رو داشت ولی نتونستم باهاش ازدواج کنم
بحرحال این آقا چون سابقه ازدواج داره باید مسئله رو شفاف کنه و بگه چرا از این خانم جدا شده
اگر میگفت خانوادش دخالت میکردند و من ازش جدا شدم خوب این سوال پیش میاد که چه حسی بهش داری و اگر قرار باشه بگه من از اولشم ازش بدم میومد یا احساس تنفر دارم بهش مورد بازخواست قرار میگیره که چرا اصلا تن به این ازدواج دادی ؟ و اصلا عقلانی نیست که فرد عنوان کنه که من بهش بی انگیزه بودم همونطور که عقلانی نبود که این حرف رو به این خانم بگه ولی این مسئله حتما باز میشد و این آقا ترجیح دادن حقیقت رو بگن
اما این علاقه اصلا دلیل بر این نمیشه که این مرد مناسب برای ازدواج نیست
ایشون به اون خانم علاقه دارند ولی وقتی با هم ازدواج کردند متوجه شدند که این ازدواج منجر به شکست شده و همیشه علاقه دلیل بر موفقیت نیست ، حالا هم میتونن با این خانم ازدواج کنند هر چند به همسر قبلیشون احساس بدی نداشته باشند ولی چون با این واقعیت مواجه شدن که اون ازدواج موفق نیست پس به زندگی اش میچسبه ودیگر حوس نمیکنه اون علاقه تلخ رو تجربه کنه چون یکبار این کار رو انجام داده
مثلا فردی که عاشق خوردن شیرینیه و از خوردن اون دچار بیماری قند شده قطعا حتی با وجود اینکه بیمار شده و شرایط سختی رو تحمل میکنه بازم به شیرینی جات تمایل داره اما این تمایل دلیل نمیشه که دوباره رو به شیرینی بیاره چون متوجه شده که چقدر مضره و اگر شما از اون در خصوص شیرینی سوال بپرسید علاقه اش رو انکار نمیکنه اما این رو متذکر میشه که سمت شیرینی نمیره چون تجربه بدی بدست آورده
بازم میگم تمام مسائلی که عنوان کردید خیلی ظریف و دقیق بود ولی نباید از اونها نتیجه گیری مطلق بکنیم
بله درسته2- اون قسمت آخر که گفتید پسرها در مورد دختری که پیشقدم در رابطه باشه، سعی می کنند استفاده کنند و ترکشون کنند،
بایدبگم که حتی اگر در مواردی هم ختم به ازدواج می شه، یا مستقیم به خودش می گن یا می آن تالار تاپیک می زنندکه من این را نمی خواستم، تو رو دربایستی گیر کردم و دلم باهاش نیست و ....
من هم با توجه به تجربیاتم معتقدم بهتره ایشون اقدام نکنند ، مثلا به طرف مقابل از علاقه اشون بگن یا درخواست ازدواج و چیزایی مثل این رو بدن
ولی میتونن با نشون دادن موافقتشون راه رو برای طرف مقابل هموار کنند
برای خیلی از پسر ها این مسئله وجود داره که اول مطمئن بشند که طرف مقابل حداقل رضایت رو داره بعد اقدام کنند
نمیخوام این موضوع رو باز کنم چون ممکنه نتیجه گیری متفاوتی از حرفام بدست بیاد و مسیر تاپیک منحرف بشه ولی به نظر شما چه دلیلی داره اون آقا مسائل ازدواج قبلیشون رو پیش بکشن و اینکه قصد خواستگاری رفتن دارن و به طرف مقابل این امید رو بدن که خواستگاری که دراند میرن بیشتر حالت فرمالیته و تشریفاتی داره ؟







که من این را نمی خواستم، تو رو دربایستی گیر کردم و دلم باهاش نیست و ....

علاقه مندی ها (Bookmarks)