به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 93 [ 00:26]
    تاریخ عضویت
    1387-6-10
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    4,247
    سطح
    41
    Points: 4,247, Level: 41
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    30

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    بله من هم کارمند بودم و هم عصرها در موسسات آموزشی(کنکور و دانشگاه) تدریس بر میداشتم.و درآمد خوبی داشتم و از درآمد خودم،برای خودم و خونه خرج میکردم. همسرم خرجی من رو نمیداد. ولی با فوت پدرم و همزمان بارداری خودم چنان زمینگیر شدم(هم روحی و هم جسمی )بیشتر از 9 ماه، که شغل هام رو از دست دادم. در طی بارداری برای بهتر شدن اوضاع خودم وبرآوردن آرزوی پدرم و فراهم کردن ی نقطه امید برای خودم، شروع کردم به درس خوندن برای ارشد.و الان که فکر میکنم اون موقع بهترین تصمیم رو گرفتم وگرنه مطمئنا افسرده می شدم.چون وابستگی بسیار شدیدی به پدرم و شغلم داشتم.با اتمام این دوره از تحصیل میتونم به صورت جدی تر تو دانشگاه تدریس کنم که استعداد ویژه ای برای این شغل در وجود خودم حس میکنم.

    متاسفانه این اخلاق همسرم به الان مربوط نمی شه و از اول زندگیمون بوده. همونطور که قبلا هم عرض کردم خودش هرجوربخواد خرج میکنهحتی گاهی هدایای خیلی گروون برام از مسافرت هایی که میره،میخره.که اصلا برام قابل استفاده نیست. ولی حتی هزار تومان قبل مسافرتش به من پول نمی ده.همیشه هم هشتش گرو نه شه.

    قبلا هر دوماه یکبار یک لیست خرید حاضر میکردم و باهم می رفتیم فروشگاه.هنوز به در فروشگاه نرسیده بودیم خط و نشون کشیدن هاش رو شروع میکردو دل منو خون میکرد منم خیلی چیزا که به نظرم خیلی ضروری نبودن رو حذف میکردیم.بعد وقتی میرسیدیم،خودش هرچی دلش می خواست و میدید بدون برنامه ریزی و اولویت بندی بر می داشت. و خیلی بیشتر از آنچه که من تو لیستم محاسبه کرده بودم خرج میکرد که خیلی هاش ضروری نبودن ومواردی که لازم بود تو خونه،تهیه نشده بود.

    ببینید سوال: همه خانم ها برای خرجی خودشون باید برن سر کار؟مگه اگه خانمی درآمد داشت دیگه مسئولیت خرجی ش به گردن خودش می افته؟

    من مجبورم برای خودم کاری جور کنم به هر سختی که هست و درآمدی دست وپاکنم تا بتونم بقیه عمرم رو راحت بگذرونم .بااینکه همسر دارم!!!

    میخوام کمکم کنید بهم راهی نشون بدید که همسرم،بدون اینکه بهش رو بزنم خرجی خونه رو بذاره رو میز و بگه این خرج این ماه خونه،خانمی مدیریت کن.کم هم باشه راضیم به خدا!
    فقط بهم اعتماد کنه،من رو هم آدم حساب کنه.
    میخوام کمکم کنید تا بتونم دل همسرم رو بدست بیارم باهام حرف بزنه،وقتی میخندم نگه چقدر تو الکی خوشی!!! چقدر مسخره میخندی!!!
    واقعا ازاین زندگی خشک و سرد خسته شدم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    شما قبلا شاغل بودین؟

    ادامه تحصیلتون برای اشتغال کمکتون می کنه؟
    با هدف خاصی با این همه هزینه و سختی 9 ساعت راه، درس می خونید؟

    همسرتون که بخشی از هزینه های تحصیل شما را قبول کرده، احتمالا اگر توان مالی داشت، در هزینه های منزل کوتاهی نمی کرد.
    شاید واقعا از نظر مالی تا این حد براش ممکنه.
    با سلام
    بله من هم کارمند بودم و هم عصرها در موسسات آموزشی(کنکور و دانشگاه) تدریس بر میداشتم.و درآمد خوبی داشتم و از درآمد خودم،برای خودم و خونه خرج میکردم. همسرم خرجی من رو نمیداد. ولی با فوت پدرم و همزمان بارداری خودم چنان زمینگیر شدم(هم روحی و هم جسمی )بیشتر از 9 ماه، که شغل هام رو از دست دادم.

    در طی بارداری برای بهتر شدن اوضاع خودم وبرآوردن آرزوی پدرم و فراهم کردن ی نقطه امید برای خودم، شروع کردم به درس خوندن برای ارشد.
    و الان که فکر میکنم اون موقع بهترین تصمیم رو گرفتم وگرنه مطمئنا افسرده می شدم.چون وابستگی بسیار شدیدی به پدرم و شغلم داشتم.

    با اتمام این دوره از تحصیل میتونم به صورت جدی تر تو دانشگاه تدریس کنم که استعداد ویژه ای برای این شغل در وجود خودم حس میکنم.

    متاسفانه این اخلاق همسرم به الان مربوط نمی شه و از اول زندگیمون بوده. همونطور که قبلا هم عرض کردم خودش هرجوربخواد خرج میکنهحتی گاهی هدایای خیلی گروون برام از مسافرت هایی که میره،میخره.که اصلا برام قابل استفاده نیست. ولی حتی هزار تومان قبل مسافرتش به من پول نمی ده.همیشه هم هشتش گرو نه شه.

    قبلا هر دوماه یکبار یک لیست خرید حاضر میکردم و باهم می رفتیم فروشگاه.هنوز به در فروشگاه نرسیده بودیم خط و نشون کشیدن هاش رو شروع میکردو دل منو خون میکرد منم خیلی چیزا که به نظرم خیلی ضروری نبودن رو حذف میکردیم.بعد وقتی میرسیدیم،خودش هرچی دلش می خواست و میدید بدون برنامه ریزی و اولویت بندی بر می داشت. و خیلی بیشتر از آنچه که من تو لیستم محاسبه کرده بودم خرج میکرد که خیلی هاش ضروری نبودن ومواردی که لازم بود تو خونه،تهیه نشده بود.

    ببینید سوال: همه خانم ها برای خرجی خودشون باید برن سر کار؟مگه اگه خانمی درآمد داشت دیگه مسئولیت خرجی ش به گردن خودش می افته؟

    من مجبورم برای خودم کاری جور کنم به هر سختی که هست و درآمدی دست وپاکنم تا بتونم بقیه عمرم رو راحت بگذرونم .
    بااینکه همسر دارم!!!

    میخوام کمکم کنید بهم راهی نشون بدید که همسرم،بدون اینکه بهش رو بزنم خرجی خونه رو بذاره رو میز و بگه این خرج این ماه خونه،خانمی مدیریت کن.کم هم باشه راضیم به خدا!
    فقط بهم اعتماد کنه،من رو هم آدم حساب کنه.
    میخوام کمکم کنید تا بتونم دل همسرم رو بدست بیارم باهام حرف بزنه،وقتی میخندم نگه چقدر تو الکی خوشی!!! چقدر مسخره میخندی!!!
    واقعا ازاین زندگی خشک و سرد خسته شدم.
    [IMG]file:///C:\Users\jo\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\cli p_image001.gif[/IMG]

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    شما قبلا شاغل بودین؟

    ادامه تحصیلتون برای اشتغال کمکتون می کنه؟
    با هدف خاصی با این همه هزینه و سختی 9 ساعت راه، درس می خونید؟

    همسرتون که بخشی از هزینه های تحصیل شما را قبول کرده، احتمالا اگر توان مالی داشت، در هزینه های منزل کوتاهی نمی کرد.
    شاید واقعا از نظر مالی تا این حد براش ممکنه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید taravat_shadi تشکرکرده است .

    khaleghezey (سه شنبه 20 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.