به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 93 [ 00:26]
    تاریخ عضویت
    1387-6-10
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    4,247
    سطح
    41
    Points: 4,247, Level: 41
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    30

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با عرض سلام مجدد خدمت دوستان گرانقدرم؛ شیدای عزیز و آقای خاله قزی
    بسیار سپاسگزارم به لحاظ پاسخ های جامع و کاملا منطقی تون. من دنبال راه حل میگردم، دنبال کسی که از زاویه دید من به موضوع نگاه نکنه. و مثل خودم با احساساست پاسخ نده. تا بتونم چاره ای پیدا کنم . و الحمدلله شما کمک بزرگی به من میکنید.
    من به خاطر وقتی که برای درس خوندن هم میگذارم از طرف همسرم با اخم و ناراحتی مواجه میشم.بعد چطور کار پاره وقت هم بردارم؟شما بگید آقای خاله قزی،از نگاه مردونه آیا چون درآمدی هر چند جزئی میارم همسرم استقبال خواهد کرد؟ و ناراحتی هاش کمتر خواهد شد؟
    شیدای عزیزم؛ واقعیت امر اینه که ما با پدر ومادر همسرم باهم هرچی پس انداز داشتیم و هرچی تونستیم وام و قرض و قوله تا یک خونه دوواحدی ساختیم(یک واحد ما،یک واحد هم پدر و مادرش). و حقوق همسرم کامل برای قسط ها می رفت وخرج های خونه سازی.حقوق من هم برای خرج جاری زندگی و درمان ناباروری مون.
    ولی به نکته خوبی اشاره کردید: اجازه استقلال خانوادگی به ما داده نمیشه و البته همسرم هم نمی خواد که اینطور باشه.(تک فرزنده)
    دیشب بهم گفت برای اینکه از این وضعیت خارج شیم، میخوام با بابام صحبت کنم که خونه رو بفروشیم ی خونه 3 خوابه کرایه کنیم باهم زندگی کنیم و پول خونه رو سرمایه گذاری کنیم این شرایط 2-3 سال طول میکشه. مغزم داشت سوت میکشید.
    آخه پدر ومادر همسرم خیلی گیر میدن. به لباس پوشیدن تو خونه،به آشپزی، به تک تک حرکات آدم کار دارن.بی اجازه و در زدن وارد خونه میشن.حتی اگه در قفل کنم.کلید میندازن میان تو.همه اتفاقات زندگیم رو آنلاین خاله ها و عمه هاش داشتن (یک سال شرایط زندگی مستاجری همراه با اونارو داشتم کارم به مصرف قرص های آرام بخش کشیده بود. )
    من چکارکنم؟ تا حالا غصه ام پول بود و اخلاقش، حالا زندگی 5 نفره هم اضافه شده اونم با این شرایط. فکرنکنم عروسای قدیمی هم اینقدر زندگی هاشون قاطی زندگی مادرشوهرشون بوده باشه و اینقدر مثل من خاک توسر شده باشن!!!
    من چکار کنم دوباره حماقت کنم و برم زیر یک سقف با اونا زندگی کنم یا 2-3 سال هم یک عمره و نباید با خون دل خوردن گذروند؟
    لطفا با من راحت حرف بزنید من به دلم نمیاد، و پیشنهاد هاتون رو ارائه بدهید انقدر حرفای درشت شنیدم که دلم محکم شده

    مجدد از پاسخ هایی که ارائه فرمودید و پاسخ هایی که خواهید داد متشکرم

  2. کاربر روبرو از پست مفید taravat_shadi تشکرکرده است .

    شیدا. (سه شنبه 20 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.