شمیم الزهرا: سلام عزیزم ...من در رابطه با تمام موضوع ها کوتاه اومدم اما احساس میکنم به تنهایی دیگه هیچ کاری نمی تونم بکنم ...زیاد از حد حق همه کاری و به خودش میده اما ر مقابل من اجازه اعتراض ندارم اگه از چیزی ناراحت بشم و بهش بگم میگه چرت و پرت میگی و مثل دختر بچها 15 ساله ای...یا اینکه میگه من تورو ادمت میکنم درستت میکنم حالا ببین...اینا حرفهایی که زیاد ازش میشنوم شدیدا حالمو بد میکنه...اسم مشاورم که اصلا نمیشه اورد میگه بچه بازیه...قبلا از هم جدا شدیم ولی نتونستیم ...دیگه نمیدونم چیکار کنم...
مامان فربد عزیز :اول اینکه واست خییییلیی خوشحالم که زندگیت خوب شده و ایشالاااااا که شیرینترم میشه...
من در مورد لاک و لباس و... این جور چیزا هر چی میگه گوش میکنم اما اینا مشکل کوچیکست...از نظر مذهبی هم سطحیم تقریبا اما خانواده همسرم مذهبی ترن...اما خوب از روز اول که منو دید اونجوری بودم..اما به سلیقه خودش خیلی چیزا عوض شد ولی دیگه الان جوری شده که اگه کوچیکترین حرفی زده بشه داد و بیدادو....اخرم میگه که ادمت میکنم تا یه هفته ده روز زندگیم وحشتناک میشه..اصلا نمیدونم چجوری خواستمو بگم که دعوا نشه داد که نمیتونم بزنم ارومم اگه حرف بزنم میگه من خر نیستم...








علاقه مندی ها (Bookmarks)