
نوشته اصلی توسط
مهربونی...
سلام جناب میثم
به همدردی خوش اومدی
واقعا که شما و مادرتون تو آزار یه زن بی دفاع سنگ تموم گذاشتین. هیچ کوتاهی نکردین که دلشو بشکنین.
اون زن رو با یه کودک خردسال که دختر شما بوده، رها کردین، چقدر هم راحت اسمش رو میزارین طلاق توافقی.
اگه کسی با خواهر خودتون این کارو میکرد چه حالی میشدین؟؟؟
.
.
.
رها کردن یه دختر طفل معصوم تو زمان ما با زنده به گور کردنش تو زمان اعراب جاهلیت ، اون هم فقط به خاطر جنسیتش که خودش هیچ گناهی در اون نداره، چه فرقی میکنه آخه؟؟؟
حتی الان هم خودخواهی تو حرفهاتون هست.
اینکه میخواین یه آدمی مال شما باشه. مثل اینکه بگیم میخوام این ماشین یا این دوچرخه مال من باشه.
هیچ میدونین چه بلایی سرش اومده؟؟ میدونین کار شما باعث ده چه دید بدی نسبت به مردای جامعه پیدا کرده؟؟
همین اتفاقم برای احساس دخترتون خواهد افتاد. فردا روز که بفهمه به دلیل دختر بودن ( که به نظر من دخترا، فرشته اند و معصوم) از طرف خانواده پدریش رونده شده و مادرش با چنگ و دندون اونو حفظ کرده ، چه حالی نسبت به شما (پدر گرام ) پیدا میکنه؟؟
مگه اون زن به پای شما نیوفتاد؟ آخه چه گناهی کرده بود ؟ چه کوتاهی کرده بود؟ چطور وقتی پیشتون التماس میکرد، دلشو شکستین و گفتین دوستش ندارین؟؟ چه ظلم وحشتناکی.
یه زن رو بدون مهریه (که البته حقش بود) رها کردین. یه طفل رو رها کردین که از گوشت و خون خودتون بوده. فقط به حرفای مادرتون توجه کردین و این وسط حتی برادر شمام بیچاره و سیاه بخت شد. خوب معلومه که چوب خدا صدا نداره.....
اما به نظر من به عنوان یک زن در این جامعه که تنم لرزید وقتی رفتار شما رو با همسرتون خوندم:
1- دست از خودخواهی بردارید. از تصاحب یه زن حرف نزنید .
2- مسئولیت کلیه اشتباهاتتون رو بپذیرید .
3- مادرتون باید از همسرتون به خاطر رفتار بی اندازه بد و شکستن دلشون عذرخواهی کنن.
4- با او و دخترش با نهایت احترام رفتار کنید و تقاضای ازدواج کنید .
5- به هر تصمیمی که گرفت ، احترام بگذارید، حتی اگر شما رو نخواست.
علاقه مندی ها (Bookmarks)