منظورتون اینه که وقتی به رابطه ی دوم سوم برسه این چیزا عادی میشه؟ خب در اینصورت چه کمکی به من میشه چون من تو همچین فازی نیستم بخوام این رابطه رو قطع و رابطه دیگه رو شروع کنم
ممنونم از نظرتون، من به طور کامل تاپیک شما رو خوندم و چیزی که مشخصه یه فرق خیلی پررنگ بین نظرات من و شما هست اینکه من به استباه بودن افکارم ایمان دارم اما چاره ای برای رها شدن ازشون پیدا نمیکنم و حتی سعی میکنم بیشتر جملات ایشون رو واکاوی کنم تا به چیزای جدید برسم و عذاب و عذاب و عذاب اما شما اصرار به درست بودن این افکار و عقیدتون دارید.
سلام جناب مصباح الهدی نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم باور بفرمائید با خوندن پست ما اشک تو چشمام جمع شد و دعاتون کردم البته اگه قابل باشم
دقیقا این حرفی که شما زدید درسته چون وقتی ایشون رو پیش مشاورم بردم مشاور گفت دختر فوق العاده ساده و صادقیه و این رو هم بدونید من به اینکه فقط همون چندبار پسر رو دیده یقین دارم چون دفتر خاطرات رو خوندم، بخدا من افکارم فراتر از حقیقت هائی که ایشون گفته نمیره!!
بله چرا دروغ من نگران اول دوم بودنم هستم چون ایشون اوله تو قلبم، یه جورائی به این معترضم که تو رابطمون جامون عوض شده جای اینکه پسر گذشته داشته باشه حالا دختر داره
ممنون نوپوی عزیز بله من اصطلاح وسواس فکری رو در دومین چلسه مشاوره ام شنیدم و مشاور گفت در حد خفیف دارم و سه جلسه ی ایندش رو به درمان اختصاص دادم و ایشون گفت تو درمان شدی و واقعا هم 2 هفته خبری نبود ولی باز شروع شد
از شما هم ممنونم و برای نظرتون احترام قائلم اما این جملتون رو (شما مشکلات دیگه ای داری که منتظر بهانه بودی تا بهم بریزی) رو متوجه نشدم، اگه منظورتون اینه که با این بهانه در سدد جدائی ام باید بگم وقتی به قلبم رجوع میکنم میبینم جمله شما در مورد من صدق نمیکنه، من سرشار از دوست داشتنشم، جدائی راه پیش پا افتاده ای هست که 2 سال فرصتش رو داشتم اما عذاب رو به جون خریدم ولی جدائی رو پیش نکشیدم، اما اگه منظورتون چیز دیگه ای هست ممنون میشم بگید
ممنونم از شما همیار عزیز، احتمال زیاد حرف شما صحیحه با این که زمانی خودم رو تو موضوعات مربوط به ازدواج و دوستی مدعی مشاوره دادن میدیدم و حداقل 5 6 نفر از دوستانم از من راهنمائی گرفتن و ازدواج کردند اما وقتی به حرف شما فکر میکنم میبینم واقعا ازدواج به سن نیست و شاید من مرد این کارزار نشدم اما به نظر شما چه میشود کرد؟ یعنی رابطه رو بیشتر طول بدم تا سن هردوی ما بیشتر شه؟ ایا گذشت زمان توام با رابطه ی عاطفی بزرگمون میکنه؟(من فکر نمیکنم اینطور باشه)









علاقه مندی ها (Bookmarks)