به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

Threaded View

  1. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 خرداد 93 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1393-3-23
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    36
    سطح
    1
    Points: 36, Level: 1
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    16

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه پنهان ماه نمایش پست ها
    از این اتفاقات برای خیلی از ماها می افته و طبیعی هست و معمولا اولین ها بدون دلیل مهم میشند
    بعد از مدتی این حس تعدیل میشه و بعد به کل از بین میره
    منظورتون اینه که وقتی به رابطه ی دوم سوم برسه این چیزا عادی میشه؟ خب در اینصورت چه کمکی به من میشه چون من تو همچین فازی نیستم بخوام این رابطه رو قطع و رابطه دیگه رو شروع کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط samanft نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز،اون تاپیکی که یکی از دوستان بالا گذاشتن رو من خودم باز کردم و توش بحث کردیم،اما خیلیها تو همون تاپیک سوال من براشون مسخره اومد ( از نوع جواب دادن بعضی پستها میتونی بفهمی اینو) من بهت میگم حق داری ناراحت شی و فکرت مشغول شه
    ممنونم از نظرتون، من به طور کامل تاپیک شما رو خوندم و چیزی که مشخصه یه فرق خیلی پررنگ بین نظرات من و شما هست اینکه من به استباه بودن افکارم ایمان دارم اما چاره ای برای رها شدن ازشون پیدا نمیکنم و حتی سعی میکنم بیشتر جملات ایشون رو واکاوی کنم تا به چیزای جدید برسم و عذاب و عذاب و عذاب اما شما اصرار به درست بودن این افکار و عقیدتون دارید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    ببینید اتفاقا من می گم این واکنش شما طبیعیست. اون دختر خانم واقعا خیلی دختر ساده و پاستوریزه ای بود که نمی دونسته مردا به این چیزا حساس هستند.
    من مطمئنم بهتون راستش را گفته.چون معلومه دختریه که دل و زبونش یکیه و سیاست نداره متاسفانه. نمی تونه دروغ گفته باشه. اگر می گه چند بار بیشتر ندیدتش راست بوده.
    شما نگران این هستین که می خواستین عشق اول خانومتون باشید! درسته؟

    سلام جناب مصباح الهدی نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم باور بفرمائید با خوندن پست ما اشک تو چشمام جمع شد و دعاتون کردم البته اگه قابل باشم
    دقیقا این حرفی که شما زدید درسته چون وقتی ایشون رو پیش مشاورم بردم مشاور گفت دختر فوق العاده ساده و صادقیه و این رو هم بدونید من به اینکه فقط همون چندبار پسر رو دیده یقین دارم چون دفتر خاطرات رو خوندم، بخدا من افکارم فراتر از حقیقت هائی که ایشون گفته نمیره!!
    بله چرا دروغ من نگران اول دوم بودنم هستم چون ایشون اوله تو قلبم، یه جورائی به این معترضم که تو رابطمون جامون عوض شده جای اینکه پسر گذشته داشته باشه حالا دختر داره

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    آقای محترم شما دچار وسواس فکری هستید. به نظر من برو پیش یک روانپزشک خوب که خودم سراغ دارم به نام دکتر علیرضا ظهیرالدین که مطبش هم خیابان سمیه تهران است
    ممنون نوپوی عزیز بله من اصطلاح وسواس فکری رو در دومین چلسه مشاوره ام شنیدم و مشاور گفت در حد خفیف دارم و سه جلسه ی ایندش رو به درمان اختصاص دادم و ایشون گفت تو درمان شدی و واقعا هم 2 هفته خبری نبود ولی باز شروع شد

    نقل قول نوشته اصلی توسط toojih نمایش پست ها
    سلام پسر خوب، اگه دوستش داری ازش فاصله بگیر. شما مشکلات دیگه ای داری که منتظر بهانه بودی تا بهم بریزی. بدرد ایشون نمیخوری. آینده این دختر رو با مشکلات روانی که داری خراب نکن. یا اینکه جدی برو پیش روانشناس، روانپزشکی چیزی خودت رو درست کن. شما فقط همین مشکلت نیست. آینده این دختر بیچاره رو خراب نکن.
    از شما هم ممنونم و برای نظرتون احترام قائلم اما این جملتون رو (شما مشکلات دیگه ای داری که منتظر بهانه بودی تا بهم بریزی) رو متوجه نشدم، اگه منظورتون اینه که با این بهانه در سدد جدائی ام باید بگم وقتی به قلبم رجوع میکنم میبینم جمله شما در مورد من صدق نمیکنه، من سرشار از دوست داشتنشم، جدائی راه پیش پا افتاده ای هست که 2 سال فرصتش رو داشتم اما عذاب رو به جون خریدم ولی جدائی رو پیش نکشیدم، اما اگه منظورتون چیز دیگه ای هست ممنون میشم بگید

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
    به نظرم هنوز براتون کمی زود هست که بتونید مسولیت یک زندگی مشترک رو به دوش بگیرید. مردی که با شنیدن خاطرات خیالی و توهمی دختری 15 ساله به هم میریزه و تصمیماتش بر اساس اون می چرخه و کلا عدالت رو زیر سوال میبره فکر نمی کنم بتونه از پس مشکلات ریز و درشت یک زندگی مشترک بر بیاد.
    ممنونم از شما همیار عزیز، احتمال زیاد حرف شما صحیحه با این که زمانی خودم رو تو موضوعات مربوط به ازدواج و دوستی مدعی مشاوره دادن میدیدم و حداقل 5 6 نفر از دوستانم از من راهنمائی گرفتن و ازدواج کردند اما وقتی به حرف شما فکر میکنم میبینم واقعا ازدواج به سن نیست و شاید من مرد این کارزار نشدم اما به نظر شما چه میشود کرد؟ یعنی رابطه رو بیشتر طول بدم تا سن هردوی ما بیشتر شه؟ ایا گذشت زمان توام با رابطه ی عاطفی بزرگمون میکنه؟(من فکر نمیکنم اینطور باشه)

  2. 2 کاربر از پست مفید hamdardi9988 تشکرکرده اند .

    paiize (شنبه 24 خرداد 93), شیدا. (شنبه 24 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با این ازدواج غلط افسرده و داغونم
    توسط raha69 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 خرداد 95, 22:49
  2. داغونم کمکم نمی کنید؟
    توسط من تنهام در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 دی 91, 23:21
  3. خانواده خودم داغونم کردن....
    توسط مادلین در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 فروردین 91, 13:44
  4. +اگه با کسی دیگه ازدواج کنه داغون میشم!!!!
    توسط asheqh در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 فروردین 88, 00:36
  5. +داغونم چیکار کنم؟
    توسط نها 65 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اسفند 87, 08:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.