نمیدونم اینکارارو میکنم به چیزای خوب هم فکر میکنم اما نهایت دوباره فکرم میره دنبال مرگ و میر این حرفا بدیشم اینه که چه بخوام چه نخوام این مسئله واقعی هست یعنی خودم میدونم بالاخره اخرش با مرگ تموم خواهد شد اما مدام سوگواری قبل از حادثه میکنم و اخرش میرسم به مرگ و همون چیزایی که راجبشون گفتم
گاهی وقتا تو خواب کابوس میبینم مثلا میبینم مردم و نمیتونم جیغ بکشم بعد اون لحظه تا زمانی که کاملا بیدار بشم به همون حالت میمونم یه مکث کوتاه میان خواب و بیداری درحالی که هشیارم اما نمیتونم داد بزنم خیلی بهم فشار میاد اون لحظه حاظرم همه چیزمو بدم اما یه بار دیگه برگردم به این دنیا و...
در اخر همش فکر میکنم این دنیا خوابی بیش نیست و با مردن انسان بیدار میشه فکر اینکه اون دنیا خانوادم کنارم نیستن عذابم میده صبحا که از خواب پا میشم و میخوام برم سرکار دلم برای خانوادم تنگ میشه و این ادامه داره
میخوام بدونم اینا طبیعیه و برای شما هم اتفاق می افته؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)