رهای عزیز ممنون از لطف و توجهت
من قبول دارم که خودم رو فراموش کردم اما این مشکل در اولویت اول من نیست
مشکل اصلیه من بدبینی و حساسیتم هست
بیشتر بحث های ما سر حرفای من هست که همه چیو به زبون میارم اما بعد از 2 ساعت پشیمون می شم می گم درسته این رفتارش بده یا دیروز فلان کارو کرد اما در کل خیلی خوبه
اصلا نمی دونم از زندگی چی می خوام
خیلی زود قضاوت می کنم و پرخاشگری می کنم و بعد پشیمون می شم
مشکل بعدیه من این هست که گاهی اوقات ایشون رو با کیس قبلیم که 7 سال از من بزرگتر بود مقایسه میکنم و همش می گم اگه اختلاف سنی داشتیم این مشکل اینجوری نمی شد(خدایا منو بابت این فکرم ببخش)
با اینکه بعدش که بهش توضیح میدم میگه باشه دفعه ی دیگه اینجوری برخورد میکنیم اما دفعه ی بعد هم همونه(خامیه رفتاراشو حس می کنم)
این فکرا دیوونم کرده

- - - Updated - - -

من فقط می خوام آرامش خاطر داشته باشم و از زندگیم لذت ببرم
می خوام این رفتارارو مدیریت کنم و صبور باشم
اگه از گذشتم حرفی زدم فقط برای این بود که منشاء این برخوردامو از مشکلات گذشتم میبینم
گاهی اوقات با خودم می گم من می تونستم انتخاب بهتر از این رو داشته باشم و همه چیو میبرم زیر سوال
گاهی اوقات از عشق به همسرم می خوام جونمم واسش بدم و هرکاری که خوشحالش می کنه انجام بدم
دلیل این دوگانگیو نمی دونم
قبل از اینکه بخوام برم زیر یک سقف باید ایم مسائل رو حل کنم ،می خوام دلمو صاف کنم و فقط عشق اون تو قلبم باشه حتی اگه رفتارش اونی نباشه که من می خوام
بهم راهکار بدید لطفا