به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1393-1-25
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    576
    سطح
    11
    Points: 576, Level: 11
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 76 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.دیروز پدرم گفت اون پسربهم اس دادچند روز پیش وگفت من بادخترت خیلی از شبا و روزا رفتم بیرون و رابطه داشتم.پدرم دقیقا واژه ی رابطه ی جنسی رونیاورد ولی معلوم بود میدونه.پدرم گفت اون پسر خیلی حیوونه و به داداشش زنگ زدم که جلوش وبگیره وگرنه اگه این حرف وجایی بشنوم بلایی سرش میارم که نتونه دیگه زندگی کنه وداداشش کلی عذر خواهی کرد.نکته این جاست که پدرم اصلا سرزنشم نکرد.گفت اگه مزاحم شه ازش شکایت میکنم وفوقش میگم از سن واحساسات دخترم سو استفاده کرد.پدرم خیلی غیرتیه خیلی.قبلا گفته بودم اجازه ی هر تفریحی رو ندارم وتواین مسایل جدیه.نمیدونم چی شد که انقدر خونسرد برخوردکرد و گفت گذشتت دیگه تموم شد وبهش فکرنکن. گفت رابطه ی بین1دختر وپسر و حرفا وکاراشون به خودشون مربوطه ولی اون عوضی به من گفت درصورتیکه حرفای خصوصیتون بمن ربطی نداره وبهت گفتم که فقط بدونی اون چه جور آدمیه.!!!!! هنوز توشوکم. خدایا شکرت.من چندسال آخر رابطه فقط بخاطر آبروم واین که پدرم نفهمه با اون پسر موندم.کاش همون موقع همه چی رومیشد.خدایا شکرت. پدرم گفت هرجوری شده این مسیله روحل میکنم وتو فقط به آیندت فکرکن. این پست و نوشتم که اگه کسی توشرایط منه بدونه پدر ومادر هیچوقت نمیذارن آبروی بچشون بره و بهشون اعتمادکنن.باتشکر. واقعا خدابهم رحم کرد که باهاش ازدواج نکردم.فعلا قید ازدواج و زدم ومیخوام واسه فوق بخونم وسرکار برم.برام دعا کنید دوستان.انشاا... همه ی جوونا خوشبخت شن.
    ویرایش توسط nasr : پنجشنبه 08 خرداد 93 در ساعت 20:50

  2. 6 کاربر از پست مفید nasr تشکرکرده اند .

    hanie_66 (پنجشنبه 08 خرداد 93), mohammad6599 (چهارشنبه 28 خرداد 93), فدایی یار (جمعه 09 خرداد 93), نازنین2010 (جمعه 09 خرداد 93), هم آوا (شنبه 10 خرداد 93), شیدا. (جمعه 09 خرداد 93)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 تیر 00 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    10,303
    سطح
    67
    Points: 10,303, Level: 67
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    388

    تشکرشده 576 در 165 پست

    Rep Power
    46
    Array
    عزیزم شما خانواده ی خوبی داری،پسر و مادر با فرهنگی داری.شکر خدا خودت هم عاقل و دانایی
    ذهنتو رها کن از ازدواج و مسائل مرتبطش.به خودت و خانواده ت آرامش بده
    برو سراغ درست.بزار ارشد قبول بشی.توی جامعه بری،کار کنی
    مطمئن باش خدا بهترین تقدیر رو برات رقم میزنه.تا وقتی که نیمه ی گمشده ت سر راهت نیومده شاد و مستقل زندگیتو بکن
    وقتی هم اومد پذیراش باش و عشقت نثارش کن
    شاد شاد باشی خانومی

  4. 3 کاربر از پست مفید hanie_66 تشکرکرده اند .

    nasr (جمعه 09 خرداد 93), هم آوا (شنبه 10 خرداد 93), شیدا. (جمعه 09 خرداد 93)

  5. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1393-1-25
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    576
    سطح
    11
    Points: 576, Level: 11
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 76 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.دیروز رفته بودیم یجایی دیدم خواسگارم وتمام و طایفشون هستن.من یکم معذب بودم بخاطر همین با خالم ازشون دور شدم. چه دورشدنی!!!!! همه جابود.هرطرف نگاه میکردم داشت نگام میکرد و مادرشم هردومون و زیر نظر داشت. انگار بامادرش هماهنگ بود وهمه جا چشمش بهمون بود. اعصابم خورد شد.بدم میاد یکی پشت سرم راه بیفته و اون این کارو کرد.من اصلا نگاهش نکردم و بهش سلامم نکردم ولی با مادرش وخالش و مادربزرگش سلام علیک کردم.به نظرتون کار بدی کردم؟؟ من باید نگاهش میکردم؟ من باید یهش سلام میکردم؟ حس میکنم اون توقع داشت بهش توجه کنم. خوشم نیمد از کارش.با اینکه خانواده ی خودش وخودمم میدونستن ... . حس خوبی بهش دارم.همه میگن پسر خوب و مثبتیه.نمیدونم چکار کنم.متین باشم و مغرور یا نه؟ دوست ندارم فکر کنه چون قبلا دوست پسر داشتم میتونه دنبالم راه بیفته و... .

    درضمن مادرش همش سرتا پامو نگاه میکرد.اخلاقشه. خونمونم که اومدن نگاهش همش به در ودیوار یا سرتاپای من بودو متراژ خونه و قیمتشو دکوراسیون وخلاصه همه چی خونه رو مد نظر داشت .البته با لبخند بود همش و خوشش اومده بود..حس میکنم خیلی زن حساسیه و همه ی کارام وزیر نظر داره.به نظرتون میتونم با مادرش کنار بیام؟ مادرش خیلی مهربون وخوش برخورده ولی دقیق وحساسه
    ویرایش توسط nasr : جمعه 23 خرداد 93 در ساعت 08:43

  6. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1393-1-25
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    576
    سطح
    11
    Points: 576, Level: 11
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 76 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    راستی اینم بگم که دوست ندارم از دستش بدم. یعنی دوست ندارم فکر کنه وقتی بهش نگاه نمیکنم و ... بخاطر اینه که به کس دیگه مثلا نفر قبل علاقه مندم. چون واقعا دیگه به اون شخص فکر نمیکنم. چکار کنم که هم وقار و شخصیتم حفظ شه هم بفهمه دوستش دارم؟؟

  7. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    68
    Array
    سلام
    دخترخوب بازم که احساساتت رو وارد بازی کردی دمیدن درتنوراحساسات ممنوع رو بخون
    چه زود دوستش داری؟
    اجازه بده همه چی طبق روال عادی خودش پیش بره بعد احساساتت رو وارد رابطه کن اول بامنطق تصمیم بگیر
    نمیخوام بنویسم احساسات روکناربذار ولی درجای خودش استفاده کن اگه اینطوری پیش بری وابسته میشی ومدام فکروخیال به سراغت میاد واجازه هرکاری روازت میگیره
    فعلاتازمانی که هیچی مشخص نیست خودت روکنترل کن به وقتش میفهمه دوستش داری قبل ازاون نیازی نیست که بفهمه دوستش داری

  8. 4 کاربر از پست مفید roseflower تشکرکرده اند .

    mohammad6599 (چهارشنبه 28 خرداد 93), nasr (جمعه 23 خرداد 93), فرهنگ 27 (جمعه 23 خرداد 93), هم آوا (جمعه 23 خرداد 93)

  9. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1393-1-25
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    576
    سطح
    11
    Points: 576, Level: 11
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 76 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یعنی میگید همینجور سرسنگین بازی دربیارم؟؟؟ نمیدونم چرا اینجوری شدم خب واقعا پسره همه چیش خوبه.وقتی بچه بودم هم همسایه بودیم و همه ی خاندانش و میشناسیم. نمیدونم چی بگم. نمیدونم چرا بهش علاقه مند شدم. حق باشماست. باید با منطق پیش رفت.ولی منطق چجوری؟ یعنی وقتی دیدمش بهش محل نذارم؟؟؟

  10. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nasr نمایش پست ها
    باید با منطق پیش رفت.ولی منطق چجوری؟ یعنی وقتی دیدمش بهش محل نذارم؟؟؟
    سلام. ببخشید این منطق نیست. فریبه. تظاهر کردن به حجب و حیا بی خودیه. هرچند که احتمالش زیاده این گونه رفتار به غرور فرد مورد نظرتون هم بر بخوره.
    من توصیه میکنم صداقت داشته باشید. نه اینکه برید گذشته خودتون رو از سیر تا پیاز براش تعریف کنید. اما کاری نکنید که اگر طرف مقابل برای شما انجام میداد در صورت آگاهی احساس فریب خوردن میکردید.
    پندار نیک . گفتار نیک . کردار نیک

  11. کاربر روبرو از پست مفید majid_k تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (جمعه 23 خرداد 93)

  12. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1393-1-25
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    576
    سطح
    11
    Points: 576, Level: 11
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 76 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز یعنی چی ؟ من قصد تظاهر به حجب وحیا نداشتم وندارم. فقط میگم باید چکارکنم که هم شخصیتم حفظ شه هم متوجه علاقم بشه. درضمن من دختر هرزی نیستم و بابت گذشتم واقعا توبه کردم و رفتارام تظاهر به حجب وحیا نیست. واقعا ناراحت شدم از حرفتون.یعنی من دیگه نمیتونم مثل آدم پاک زندگی کنم؟؟ من که بهش گفتم قبلا دوست پسر داشتم و خودش چیزی نپرسید.من هرز و بی حیا نیستم دوست عزیز.کلا به پسرای اطراف توجه نمیکنم ولی در این مورد ترسیدم این بی توجهی باعت شه توهم بزنه که من بهش علاقه ندارم یا به نفر قبل علاقه دارم. درصورتی که الان حالم از نفر قبل بهم میخوره.

  13. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    سلام. نه خانم گرامی اشتباه نکنید. خدا شاهده به هیچ عنوان قصد توهین نداشتم و ندارم. شما اشاره کردید آیا باید با منطق پیش رفت؟ یعنی سر سنگین بازی در بیارم یا محلش نذارم؟ این گونه رفتارها باعث میشه طرف مقابل شما به خطا بیفته منظور من همین بود. و نه بیش. شما در واقع تظاهر به چیزی میکنید که قبلا رعایت نکردید. همین. بهترین کار اینه که رفتاری ساده و معمولی داشته باشید.
    از اینکه نوشته من باعث تکدر خاطر مبارک شما شد متاسفم.
    پندار نیک . گفتار نیک . کردار نیک

  14. کاربر روبرو از پست مفید majid_k تشکرکرده است .

    nasr (شنبه 31 خرداد 93)

  15. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1393-1-25
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    576
    سطح
    11
    Points: 576, Level: 11
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 76 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقا من کلا بیخیال ازدواج شدم فعلا.دیشب به اون شخص هم جواب منفی دادیم رفت.شاید با گذشت زمان همه چی بهتر شه.شایدم کسی پیداشه که بتونم واقعیت وبهش بگم و خودم و از 1 عمر ترس واضطراب راحت کنم. بیخیال شدم. دلسردم شدم. هرچقدر باخودم کلنجار رفتم دیدم فعلا موقع ازدواجم نیست و دیدم کلا نسبت به مردا و دنیای مردونه عوض شد. مرسی همدردی

  16. کاربر روبرو از پست مفید nasr تشکرکرده است .

    khaleghezey (شنبه 31 خرداد 93)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چگونه می توان به سؤال بچه ها در مورد مسائل جنسی پاسخ داد؟
    توسط مـادرانـه در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 دی 95, 11:26
  2. خیانت در توافقات و کارهای بدتر از خیانت جنسی!!
    توسط بهزاد10 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 80
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 آبان 93, 17:41
  3. چگونه برای ازدواج بفهمم توافق جنسی داریم؟
    توسط فرهنگ 27 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 دی 91, 15:15
  4. ما سر مسائل جنسی توافق نداریم
    توسط خوشنویس در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 آذر 91, 13:59

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.