به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مهر 93 [ 23:35]
    تاریخ عضویت
    1393-3-13
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    279
    سطح
    5
    Points: 279, Level: 5
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 10 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز واقعا ممنونم بابت راهنمایی هاتون... حرفاتون کاملا حقیقت داره و عین واقعیته

    دقیقا همینه ووو الان که خوب حرفاتونو برای چند بار خوندم متوجه شدم که بهترین راه همینه ... اول اینکه باید صبور باشم ... صبر کنم
    دوم اینکه این دختر بلاخره هرچند من بهش نگفتم اما خودش یه جورایی فهمیده دوسش دارم و اینو هم میدونم حداقل تا زمانی که فارغ التحصیل میشه ینی 3 سال دیگه ازدواج نمیکنه اینو یه جورایی غیر مستقیم توی کلاس یکی از دخترای دیگه کلاس از زیر زبونش کشید بیرون که جواب سوال من بود و خدارو شکر دنبال بهانه ای بودم که جوابشو بدونم که خودش جور شد و فهمیدم

    راستش همین امروز که یه جورایی غیر مستقیم با مامانم داشتم حرف میزدم ... مامان مدام از این میگفت که مشکل تو اینه که خیلی ولخرجی و این برا زندگی آیندت خوب نیست ... البته حق هم داره ... من هر سری میرم دانشگاه با این که چار روز در هفته بیشتر توی شیراز نیستم ولی به اندازه یه ماه خیلی از دوستام خرج میکنم و خودمم اینو فهمیدم و مامانم میگه اینجوری پیش بری ازداواج که میکنی به مشکل میخوری چون اون موقع علاوه که خرجت دو برابره خیلی چیزای دیگه هم هست ... یاد بگیر پس انداز کردنو ... که دارم تمرین میکنم

    از همه اینا که بگذریم شما کاملا درست می فرمایید ... خانواده من یه خانواده تحصیل کرده و منطقی هستند .... من میتونم در اوج همون صمیمیتی که باهاشون دارم این مسئله مطرح کنم باهاشون ... حرفای شما رو بگم ... این که حرف مردم سند نمیشه ... این که من قراره برا خودم زندگی کنم نه برا مردم ... این که ممکنه توی راه چیزای نامشروع بیفتم اگه ازدواج نکنم ... این که نیاز دارم به رابطه عاطفی با همسرم ... این که تواناییشو دارم ... کاملا درسته ... باید این حرفا رو بزنم برا خانوادم ... فکر میکنم اگه فاصله نیفته بین حرفام و ازهمه موقعیتا استفاده کنم خیلی بهتره مثلا بجا اینکه هر از یه ماه برم راجب این موضوع حرف بزنم هر روز یا هر چند روز یه بار یه جورایی در اوج صمیمیت حرفمو بزنم یا مثلا وقتی مامانم خسته میشه بگم آخ آخ اگه عروس داشتی و اینجا بود حسابی کمکت میداد و با همون شوخیای خانوادگی خودمون حرفمو هم بزنم

    و اینو هم کاملا قبول دارم که نباید زیاد راجب اون دختر حرف بزنم وگرنه ممکنه بد به چشم خانوادم به نظر برسه ... دقیقا همون چیزی که شما گفتی ... من اول بایدخانودمو راضی به ازدواج بکنم بعدش که راضی شدن پای اون دختر رو بکشونم به ماجرا ... این خیلی بهتره

    دوست خوبم فدایی یار عزیز واقعا ممنونم ... نمیدونم چطوری تشکر کنم ازتون ... تک به تک حرفاتون عین واقعیته و دقیقا همون چیزیه که برا من لازمه ... شما اگه کمک نمیکردی من دقیقا راه برعکسو میرفتم ینی خیلی صریح و اگه دوستانه نمیشد با جنگ و دعوا پیش میرفتم و از همون اول اون دختری رو که میخاستم معرفی میکردم
    اما با راهنمایی شما دیگه میدونم چطور پیش برم که به نفعم باشه ... ممنون از راهنماییتون ... ایشالا که همیشه شاد و پیروز باشید

    یا حق

  2. کاربر روبرو از پست مفید Allen تشکرکرده است .

    فدایی یار (شنبه 31 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.