درکت می کنم خانومی. شما اگر واقعا اعتقاد دارید که پسرعمه ی شما نامحرم است و می دانی که پدرت هم روی این مساله حساس است پس طبق اعتقادات خودت مثل یک نامحرم با او رفتار کن.
گفتی که اعتقادات عمه ات با شما تفاوت دارد و اگر سنگین رفتار کنید ناراحت می شود و شما هم ملاحظه او را می کنید. عزیز دلم مشکل از همین جا درست شده است. شما به خاطر عمه ات آن طور که باید رفتار نکرده اید و پسر عمه شما هم فکر کرده است می تواند بیشتر صمیمی شود. در حالی که اگر صمیمی صحبت نکنی و پسرعمه ات را به اسم کوچک صدا نکنی و حجابت را هم سخت تر از گذشته رعایت کنید مشکل تا حد زیادی حل می شود. عزیرم همان عمه ای که از رفتار سنگین شما ناراحت می شود اگر این رابطه به دوستی بیانجامد و پسرش رفتارهایش به خاطر این رابطه عوض شود مطمئن باش بیشتر ناراحت می شود که هیچ حتی شما را محکوم هم می کند. مطمئن باش. پس راه خودت را برو.
این بار که رفتی شهرستان چادرت را به هیچ عنوان از سرت درنیاور به خصوص جلوی پسرعمه رنگهای شاد استفاده نکن و سعی کن مدل روسری بستنت را هم عوض کنی جوراب و ساق دست بپوش. یعنی پوشش شما باید تغییری کند که عمه و پسرش بفهمند شما نمی خواهید رابطه ای داشته باشید. همه چیز به بیان مستقیم نیست . رفتار پیام ها را خیلی بهتر منتقل می کند. آنجا که هستی با پسرعمه ات تنها نباش و در جمع اگر متوجه شدی نگاهت می کند به مادرت بگو و جایت را عوض کن که دید نداشته باشد یا آنکه آنجا را ترک کن طوری که بفهمد به خاطر نگاه او ناراحت هستی. تاکید می کنم پسرعمه ات را با اسم کوچک صدا نکن و کلمه ( آقا ) را به اسم او اضافه کن. تاکید می کنم ضمیر جمع به کار ببر و علاوه بر اینها از صحبت با او اجتناب کن و وقتی مجبور شدی حرفی بزنی همان طور که گفتم رسمی و با لفظ آقا و ضمیر جمع خطابش می کنی. اگر هم اعتراض کرد اعتنایی نکن و بگو من الان یک خانم بالغ و شما یک پسر بالغ هستی و من با همه نامحرم ها رسمی برخورد می کنم. دیگر هم بحثی نکن و چیز دیگری نگو. طوری با قاطعیت حرف بزن که نتواند سوال دیگری بکند. تاکید می کنم قاطعیت داشته باش.
حالا که این مشکل با خانواده عمه ات پیش آمده و خودتان هم می دانید که با آنها تفاوت دارید پس بهتر است ارتباط هایی مثل شبکه وایبر را که گفتی با آنها نداشته باشی چون دیدی که مشکل درست می کند. پدرت با شما فرق دارد . شما همیشه عقب تر از پدرت حرکت کن در ارتباط با فامیل و به اندازه پدرت صمیمی نشو چون او بزرگتر خانواده است .
اگر من جای شما بودم به هیچ کدام از اس ام اس های پسرعمه ام جواب نمی دادم و نخوانده پاک می کردم. اتفاقا بلاک کردن ایده خوبی بود عزیزم. چون اعصابت آرامش داشت و پسرعمه ات نمی توانست با حرف هایش ناراحتت کند. پس دوباره بلاکش کن.
شما قبلا از مثلا صدتا اس ام اس یکی را جواب می دادی چون تحت فشار قرار می گرفتی. پسرعمه ات هم امیدوار می شد. اما وقتی ببیند هزارتا اس ام اس داده و خبری نیست و رفتار شما هم رسمی شده است متوجه می شود که شما بلاکش کرده ای و قاطعیت داری.
عزیزم خوب گوش کن اگر می خواهید مذهبی باشید باید به حرف های دیگران بی اعتنا باشید. کسانی که مذهبی نیستند دوست ندارند به انها تذکر دهید که باید بیشتر رعایت مسایل دینی را بکنند. خوب پس این حق برای شما و امثال شما هست که انتظار داشته باشید کسی اعتقادش را به شما تحمیل نکند و به شما راجع به رعایت مسایل دینی تذکر ندهد. اگر کسی حق خودش می داند مذهبی نباشد و سرزنش نشود یک دختر مذهبی هم حق مسلمش است که مذهبی باشد و سرزنش نشود. پس رودربایستی نکن و همان طور باش که باید باشی . عمه ات هم باید بداند ناراحتی اش محلی از اعراب ندارد و نباید عقید شخصی اش را به شما تحمیل کند. لازم هم نیست با کسی بحث کنی. من سالها بحث کردم و می دانم فایده ندارد. حالا یاد گرفته ام بگویم ( من ترجیح می دهم این گونه رفتار کنم و این گونه راحت تر هستم ) ( آن چیزی که شما می گویید شاید عیبی نداشته باشد اما من دوست دارم این گونه رفتار کنم و اعتقاد من به این صورت است ) و جملات محترمانه از این دست. من فقط این جمله را می گویم و دیگر هم هیچ بحثی نمی کنم و کلمه دیگری نمی گویم. اگر طرف اصرار کرد همان حرف را تکرار می کنم . پس یادت باشد وقتی شهرستان رفتی همان طور که اعتقاد شخص خودت است رفتار کن و بحثی هم نکن. هیچ بحثی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)