دوشنبه مرخصی گرفتم برای همین امر که برم دیگه اونبار رفتم مطل 35 تومنم ویزیت دادم فکر کنم مشاوره هم فکر کرد یکم خل هستم چون نشد بگم چیزی چرت و پرت گفتم
شما پزشک هستید اگر بله مطب دارید ؟ تهران هستید ؟ میشه در کمال رازداری خدمتتون برسم ؟
یه چیز جالب اینه که از افکاری که در عید داشتم و با صحبت با شما خیلی کم شد هنوزم اثراتش باقیه یعنی شما فرمودید اینا همش فکرهست که بادوری و فکر نکردن به اون فرد کاهش پیدا میکنه این حرفتون درست بود کاملا یکسری فکرایی میکردم که خدارو شکر دیگه خلاص شدم از دستشون اما بازم کششم هست اصلا یه چیز بد اینه اگر بهم پیامک نده یا زنگ نزنه شدید دلتنگش میشم شدیدا. کششم هنوز هست شاید از 100 فقط شده باشه 70 ولی هست
یه کاریم که کردم که نباید فکر کنم میکردم این بود که هفته پیش با هم مسافرت رفتیم و باعث شد دوباره که رسیدیم تهران ذهنم همش درگیرش بشه دوباره نمیدونم اصلا
یه مطلب خونده بودم در مورد جذب فرومونی انگار اینطوریه میرسم بهش دیگه نمیدونم چی میشه حالا جالب اینه
1. اون از نزدیک بودن به من خوشش نمیاد (منظورم از نظر لمسی هست مثلا دوست نداره بازوشو بگیرم یا بغلش کنم یا ... منو بغل کنه و .... )
2. ولی اونم نزدیک بودن به منو دوست داره (یعنی دوست داره مثلا بشینیم با هم حرف بزنیم یا اگرم حرفی نداریم باز نزدیک هم باشیم مثلا ساعت 9 شب اگر همدیگرو ببینیم تا 12 همینطوری با هم حرف میزنیم شاید حرفامونم همش تکرار چندجمله باشه ولی خوب یا اگرم نبینیم همدیگرو زنگ میزنیم هردومنم همینطوریما اونم مثلا 30 دقیقه . من اول فکر میکردم اونم همچین حسی بهم داره اما با توجه به برخی نشانه ها فهمیدم از تماس لمسی خوشش نمیاد ولی از بودن من کنارش خوشش میاد البته اینم بگم شاید بقول خودش خیلی حرفایی که نمیتونه با کسی بگه چون با من میگه حال میکنه دور همیم
3.با شناختی که نسبت به من داره و چندبارم گفته بهم که مثل دخترا هست برخی رفتارم ولی مثلا بعضی وقتا که بهش نزدیک میشم میگه نکن مثل دخترا اگر من نبودم و کس دیگه ای بود فکر بدی میکرد نسبت بهت یعنی میدونید چی میگم فکرش بد نیست در موردم و شاید حس کرده من چطوریم
نکته : من نمیدونم چرا اینجا میام اینارو مینویسم آروم میشم . عجیبه









علاقه مندی ها (Bookmarks)