به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 06 شهریور 00 [ 17:16]
    تاریخ عضویت
    1393-3-20
    نوشته ها
    188
    امتیاز
    9,113
    سطح
    64
    Points: 9,113, Level: 64
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 237
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 281 در 129 پست

    Rep Power
    43
    Array
    سلام
    کسی که واقعا از نظر روحی آمادگی پذیرش بچه رو داره و از ته دلش بچه میخواد وقتی یک نی نی ناز میبینه با حسرت بغلش میکنه با حسرت نگاش میکنه - وقتی یکی از مشکلات بچه داری و نحوه تربیت بچه صحبت میکنه به دقت گوش میده و تو خونه درمورد اینکه با کودک چطور باید رفتار کرد با خانمش صحبت میکنه . در ضمن آقایون به محض اینکه تصمیم به بچه دارشدن میگیرند از اینکه ممکنه بعضی شبها بخاطر بچه بدخواب بشند شروع میکنند به ناله کردن و این یعنی از حالا فهمیدند که با بچه دار شدن چه مسئولیت و مشکلاتی خواهند داشت وبا آگاهی کامل دلشون بچه میخواد.
    واما درمورد مسافرت وتصمیم گیری بدون مشورت با شما باید بگم که من هم چند ماه اول زندگی این مشکل رو داشتم
    همسرم و خانوادش بدون مشورت با من تصمیم به مسافرت گرفتند وقتی همسرم به من گفت با کمال آرامش گفتم من مرخصی ندارم تو میتونی باهاشون بری ولی من نمیتونم بیام
    البته اون هم خنگ نیست میدونست که بهانه میارم و شروع کرد به داد و بیداد و فحش به خانواده و .... ولی من کوتاه نیومدم و صراحتا گفتم تو میتونی بری ولی من نمیام چون
    1. بدون مشورت با من تصمیم گرفتی و با این کارت به من بی احترامی کردی و جواب همسرم این بود که تو لایق احترام نیستی اصلا تو کی هستی که من باهات مشورت کنم
    2.ما در سال اول ازدواج هستیم ومن دوست دارم دوتایی باهم بریم مسافرت و جواب همسرم ... تو اجتماعی نیستی آدم ندیدی تو زندگیت و لایق جمع خانواده من نیستی

    خلاصه هر چی اصرار کرد محکم واستادم و از مواضعم کوتاه نیومدم و هیچ حرف زشت و توهینی به خودش و خانوادش نگفتم

    نتیجه این شد که برنامه مسافرت بهم ریخت و یک ماه بعد دوتایی باهم رفتیم یک مسافرت یک روزه کوچک البته بدون اطلاع خانواده همسرم که برگشتنی از دماغمون آوردند

    سه ماه بعد یک مسافرت 4 روزه باز هم دوتایی که از طرف اداره بود و زیاد اعتراضی در پی نداشت

    یک ماه بعد هم شوهرم جرات پیدا کرد زنگ زد به مادرش و گفت ما فردا راهی شمال هستیم و خداخافظی کرد

    البته خانوادش ناراحت شدند و بعد از برگشت شروع کردند به اذیت همسرم با نیش و کنایه

    و با این کاراشون از چشم همسرم افتادند

    الان هم حساب کار دستشون اومده که نمیتونند برای زندگی من تصمیم بگیرند

    از فحش و دعوا نترس
    حتما بچه هایی رو که با گریه خواسته هاشونو میخوان دیدی. چون میدونند اگه گریه گنند په خواسته شون میرسند این کارو تکرار میکنند

    اگر از دعوا فحش بترسی و کوتاه بیای برای شوهرت عادت میشه و هروقت باهاش مخالفت کنی این کارو تکرار میکنه تا تو کوتاه بیای
    همسرت باید متوجه بشه که با زور نمیتونه شمارو وادار به کاری کنه

  2. 2 کاربر از پست مفید maadar تشکرکرده اند .

    زن امیدوار (دوشنبه 02 تیر 93), ساحل75 (دوشنبه 02 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.