khaleghezeyممنونم از راهنماییت و میدونم ک تا وقتی مردا اینجور راحت و بدون تعهد ب تمتمه خواسته هاشون میرسن ب ازدواج فکر نمیکنن اما من از ترس تنهایی و افسردگی تموم کردن این رابطه خیلی واسم سخته اصلا دیگه غرور واراده چیزی ک ی زمانی بیش از حد داشتمو دیگه ندارم بعد از طلاق اعتماد ب نفسم زیره صفر شده همش میگم این همه دختر ک مطلقه نیستن هست دیگه شانسی واسه خودم نمیبینم و بشدت از نظر روحی و عاطفی نیاز دارم و کمبود محبت باعث اشتباهاتمه تو این رابطه گیر کردم خدا خودش کمکم کنه هر شب باید آلپرازولام بخورم تو نوشته هام عمق دردمو نمیتونم نشون بدم ک چقدر داغونم و از این زندگی خسته








علاقه مندی ها (Bookmarks)