به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 تیر 03 [ 15:03]
    تاریخ عضویت
    1392-11-03
    نوشته ها
    432
    امتیاز
    14,179
    سطح
    77
    Points: 14,179, Level: 77
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 271
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,639

    تشکرشده 1,769 در 422 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سعیداطی نمایش پست ها
    به من میگه کم حرف می زنی بعد خودش اصلن باهام حرف نمی زنه یعنی چی واقعا؟دیگه جوابشو نمی دم
    احساس می کنم ایشون هم منتظرند تا از سمت شما محبت دریافت کنن و ابراز علاقه شمارو ببینن ...


    من همه پست هاتون رو خوندم .... گفتی موبایلش خاموش بود وقتی روشن کرد بهش گفتم اگه منو میخای بگو بیام سراغت ... ؟
    من اگه به جای دختر خالت بودم همین جوری سرد رفتار میکردم ... ما خانوما باید اطمینان پیدا کنیم که طرفمون قطعا مارو میخواد که بریم سمتش ... اگه یک درصد احتمال بدیم شاید پس زده بشیم پا پیش نمیذاریم ....

    اولا چند وقت گوشیش خاموش بوده ، شما اصلا سراغشو نگرفتی ... به خونه خاله که میتونستی حداقل یک بار تماس بگیری و بگی میخای حال نامزدتو بپرسی و بهش خسته نباشید بگی و بهش اطمینان بدی که منتظر پایان امتحان ها و روشن گوشیش هستی ...

    شما این کارو نکردی بلکه بعد از چند روز بی خبری بهش این پیام رو هم دادی ... به نظرت درست بود این کارت ؟

    خوب فکراتو بکن ... شاید ریشه مشکل از خودت باشه ...
    بازم برات حرف دارم ...
    موفق باشی
    آدمک آخر دنیاست بخند
    آدمک مرگ همین جاست بخند
    دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
    آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...

  2. کاربر روبرو از پست مفید terme00 تشکرکرده است .

    سعیداطی (سه شنبه 03 تیر 93)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 30 خرداد 94 [ 14:17]
    تاریخ عضویت
    1393-3-08
    محل سکونت
    یزد
    نوشته ها
    211
    امتیاز
    2,211
    سطح
    28
    Points: 2,211, Level: 28
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    262

    تشکرشده 312 در 141 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام به همه ی دوستان واقعا از همدردی تون ممنون خب لازم دونستم یه چیزایی رو بیشتر براتون توضیح بدم.معاون کلانتر جان من دقیقا با نظر شما موافقم هر کس هر خواسته ای داره باید رک و راست بگه کاملا موافقم منم چند بار بهش گفتم منو می خوای یانه.چند بار.ولی ایشون هر دفعه میگه باز شروع نکن.مشکلم اینه که هر دفعه یه چیزی میگه .اون اوایل می گفت سر ناخنتو به صد تا پسر نمی دم.یه مدت بعدش اس داد که بهت احساس خاصی ندارم.تا همین چند وقت پیش که گفتم منو می خوای یا نه گفت آره دیگه بخوام یا نخوام فرقی نداره(منظورش این بود که همه فهمیدنو دیگه نمیشه چیزی رو تغییر داد)این طور شد که منم گفتم خیلی فرق داره هر وقت خواسی بگو بیام سراغت فعلا چیزی بین ما نیست.آخه شما بگین بعد از پنج شیش ماه که همه شهر فهمیدن ایشون نامزد منه این جواب من بود -دیگه بخوام یا نخوام فرقی نداره-

    - - - Updated - - -

    B]معاون کلانتر.شهر ما خیلی کوچیکه اصلن نمیشه از این کارا کرد مخصوصا ما که قیافمون تابلو ه.منو نامزدم خیلی سنمون کمه اگه ما رو باهم ببینن فوری فکر می کنن دوست دخترمه و اون وقته که باید بزاریم کلا از شهر بریم بعدشم منم راضی شم خودش راضی نمیشه خودشم راضی شه پدر مادرش یهنی خالمو شوهر خالم راضی نمیشن آخه تک فرزنده خیلی روش حساسن احتمالا این حساسیت بعدا هم مشکل ساز میشه دیگه چاره ای نیست من اصرار دارم که باهم حرف بزنیم اما اون فبول نمی کنه من بهش حق می دم هنوز خیلی کوچیکه درسته خیلی بیشتر از سنش می فهمه ولی بازم هنوز مونده تا اهمیت این کارا رو درک کنه خیلی دوسش دارم خودشم می دونه تا حالا بالای ده بار بهش گفتم دوسش دارم تنها راه ارتباطم باهاش اینه که هر از چند گاهی واسش نامه می نویسم یه جوری بهش می دم اما حتی جواب نامه رو هم نمی ده خیلی هم بهش وابستم حتی همون موقع که بهش گفتم چیزی بین ما نیست بار بعدش بهش گفتم این چیزارو بیخود گفتم میمیرم واست .الآن هم تصمیم گرفتم یه مدت تو فکرش بیام بیرون چون گفته دو سال دیگه عقد کنیم .نمی دونم والا.از دست کارای این دختر.م

    - - - Updated - - -

    B]معاون کلانتر.شهر ما خیلی کوچیکه اصلن نمیشه از این کارا کرد مخصوصا ما که قیافمون تابلو ه.منو نامزدم خیلی سنمون کمه اگه ما رو باهم ببینن فوری فکر می کنن دوست دخترمه و اون وقته که باید بزاریم کلا از شهر بریم بعدشم منم راضی شم خودش راضی نمیشه خودشم راضی شه پدر مادرش یهنی خالمو شوهر خالم راضی نمیشن آخه تک فرزنده خیلی روش حساسن احتمالا این حساسیت بعدا هم مشکل ساز میشه دیگه چاره ای نیست من اصرار دارم که باهم حرف بزنیم اما اون فبول نمی کنه من بهش حق می دم هنوز خیلی کوچیکه درسته خیلی بیشتر از سنش می فهمه ولی بازم هنوز مونده تا اهمیت این کارا رو درک کنه خیلی دوسش دارم خودشم می دونه تا حالا بالای ده بار بهش گفتم دوسش دارم تنها راه ارتباطم باهاش اینه که هر از چند گاهی واسش نامه می نویسم یه جوری بهش می دم اما حتی جواب نامه رو هم نمی ده خیلی هم بهش وابستم حتی همون موقع که بهش گفتم چیزی بین ما نیست بار بعدش بهش گفتم این چیزارو بیخود گفتم میمیرم واست .الآن هم تصمیم گرفتم یه مدت تو فکرش بیام بیرون چون گفته دو سال دیگه عقد کنیم .نمی دونم والا.از دست کارای این دختر.م

  4. 2 کاربر از پست مفید سعیداطی تشکرکرده اند .

    meinoush (سه شنبه 03 تیر 93), parsa1400 (پنجشنبه 05 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.